یک دانشجوی پزشکی در ایران باستان بجای کلمات خانم و اقا که ریشه مغولی دارند اجداد خوش سلیقه ما به زن مهربانو می‌گفتند یعنی کسی که مهر خلق میکند و به مرد مهربان می‌گفتند به معنای نگهبان مهر با نام مهربان می نویسم باشد که از دریچه ی این نام " مهربان " باشم http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com 2020-01-20T01:11:08+01:00 text/html 2020-01-19T21:17:22+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان گل شیفته http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/659 <div>فاصله بین تتلو و ابی چقدره؟</div><div>مثلاً ابی میگه تنت دنیاییه من هم میخام مارکوپولو باشم</div><div>تتلو میگه قصد من از تن تو دوباره خوشبو شدنه</div><div>اینو چند وقت پیش میخواستم بنویسم و منتشر کنم امروز از یه بعد دیگه به قضیه نگاه کردم</div><div>در موردش فکر میکردم که جفتشون یه چیز مد نظرشون بوده و خب مهم نیست اما چرا تتلو رو خیلیا نمیپسندن ولی ابی محبوب قلب هاس...</div><div>تتلو وقتی شانسش پنجاه پنجاه بود اشتباه کرد و سمت جبهه ی اشتباه رفت و تمام . بلیطش سوخت</div><div>شانسش برای مجوز و پولدار شدن رو از دست داد .دست از تظاهر برداشت و رفت اونور آب . تظاهر کردنش واسه منفعت طلبی بود مگه غیر از اینه؟</div><div>مگه ابی منفعت طلب نیست؟ توی کنسرت دبی بهش گفتن اگه آهنگ خلیج فارس رو بخونی دیگه اجازه نداری تو دبی کنسرت اجرا کنی و اونم قبول کرد</div><div>اینکه بعضی خواننده های معلوم الحال واسه فلان امام واسه حق مسلم ما واسه فلان شخصیت ملی مذهبی آهنگ میخونن از عقیده و ارادت قلبیه یا همون کاریه که وقتی من و امثال من کارمون گیره انجام میدیم...</div><div>کیمیا علیزاده و صدها شخصیت مشابه رفتن چون منفعتشون در این بود که برن</div><div>بزرگی میگه در تاریکی همه ی ما شبیه همیم . راست میگه</div><div>امیدوارم توی شرایط سخت گیر نیوفتیم چون همه ی ما هیولاییم</div> text/html 2020-01-17T17:23:04+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان سبزه کشمیر http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/658 من معتقدم دوست پسر فتانه از بندگان مورد علاقه ی خدا بوده text/html 2020-01-13T12:39:49+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان کاش من برای تو مثه تو بودم برای خودم http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/656 <p dir="rtl"><span style="font-size:1.00em;">مراجعه کننده ای داشتم که روی ساعدش خالکوبی قدیمی داشت با مضمون "قسم خوردم که بعد از تو نخندم" </span><br> <span style="font-size:1.00em;">بهش اشاره کردم و ازش پرسیدم این چیه؟ خندید بعد گفت هیچی!&nbsp;</span></p><p dir="rtl">اگه همه چیزت نبود تتو نمیزدی&nbsp;<br><span style="font-size:1.00em;">وقتی ساکتم ازم میپرسن به چی داری فکر میکنی؟ منم میگم هیچی</span><br> </p> text/html 2020-01-12T16:04:21+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان هشتگ http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/655 <div>همه چیز زندگی ما همین قدر غیر قابل پیش بینی ه</div><div>از جماعت موج سوار بگذریم</div><div>از جماعت رقصان با باد بگذریم</div><div>هنوزم معتقدم از کوچکترین چیز میشه درس گرفت میشه عمیق فکر کرد به شخصیت های ترسو یا احمق به زوایای پنهان افکاری که پشت تملق ها و زنده باد و مرده باد هست</div><div>من ادم مذهبی نیستم اما حدیثی رو در خاطر دارم با این مفهوم که در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش نه شیر بده نه سواری</div><div>نمیتونستم عین حدیث رو بیارم بنا به مسائلی</div><div>دوست من وقتی که کسی ازت چیزی نپرسیده دلیلی نداره عقاید یا احساساتت رو جار بزنی</div><div>اگه زدی از دیدگاه یکی مثه من یا احمقی یا منفعتی داری. کوچکترین قسمتش اینه که میخای جلب توجه کنی و بگی من خیلی خوبم</div><div>استوری های اینستاگرام و واتس آپ رو نگاه میکنم و آدما رو وارد الگوریتم های ذهنیم میکنم. دسته بندی شده و تر و تمیز <br></div> text/html 2020-01-08T21:39:18+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان آسمان فرصت پرواز بلند است http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/654 <div>از بین خبرا به نظرم اون هواپیما که نخبگان توش بودن از همش بدتر بود</div><div>اونا بودن که ارزش داشتن مفید بودن و ارزش افزوده به این دنیا اضافه میکردن نه چهارتا بازیگر و فوتبالیست</div><div>یه ساله که سفر هوایی نداشتم تو دوره ی سربازیم هر ماه دو تا چهار بار مجبور بودم هواپیما سوار بشم و هربار همون ارزو، بدون هیچ استثنایی</div><div>واسه ده روز دیگه یه پرواز دارم. من هیچی، بقیه چه گناهی دارن. اونایی که سرشار از حس زندگی هستن<br></div> text/html 2020-01-05T15:31:36+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان به قصد جان من بیا . . . ولی بیا http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/653 <font size="2"> اونایی که سریال خاطرات خوناشام رو دیدن عموما نظرشون اینه که جذاب ترین شخصیت داستان دیمن سالواتوره س . بگذریم که مدل چشم و ابرو فرم صورتش و پوست سفید و موی خیلی مشکیش از همه دل میبره. لعنتی بهترینه</font><div><font size="2">شخصیت خاکستری داره بسته به شرایط از فداکار تا خیلی خودخواه تغییر میکنه. برخلاف سایرین غیرقابل پیش بینیه ، بی رحمه ،دوست داشتنیه</font></div><div><font size="2">بریم سر اصل مطلب&nbsp;</font></div><div><font size="2">سالیان سال عاشق یه دختره ، عشق یک طرفه ای که در ورای شوخ طبعی ،خشونت ، عیاشی ها و جنایت ها و استایل زندگی بی قیدش مخفیه . یه دختر . دختری که بازیش میده</font></div><div><font size="2">روزی که میفهمه همه ی این سالها دنبال سراب بوده له میشه</font></div><div><font size="2">تمام کار های خوب و بدی که میکنم حرفام ،حرکات برنامه ریزی شده یا تکانشی م همشون دیوارهای لایه لایه ای هستن که دور تا دور خودم کشیدم تا باطنم رو از خودم و دیگران مخفی کنم . اونقدر به خودم دروغ گفتم که دیگه یادم نمیاد چی واقعی بوده و چی رو خودم ساختم</font></div><div><font size="2">اگه روزی دیوار رو خراب کردی قبلش یه چاقو تو قلبم فرو کن</font></div> text/html 2020-01-03T12:45:40+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان با کلان آمیختم http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/652 نمیزنم، حیفه. قشنگه موهات.<br><div>بزن بره بابا نمیخوامشون. از ته ماشین کن<br></div><div>.</div><div>کلی انواع ژل و تافت و واکس مو دارم. کسی لازم نداره؟ <br></div> text/html 2020-01-02T15:38:59+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان طره ی مشک سای تو http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/651 اومدم خونه دیدم بابام جلوی تلوزیون دست به سینه نشسته، اخم ها تو هم . سلام کردم به زور جواب داد . من که نفهمیدم چشه . لباس عوض کردم رفتم آشپزخونه و تازه شستم خبردار شد که قضیه چیه<div>مامانم بعد از سه سال که دست به موهاش نزده بود به بهانه اینکه هوا گرم شده و اذیت میشم ، رفته موهاشو کوتاه کرده اونم خیلی کوتاه نزدیک به مدل پسرونه. منم کلی اعتراض کردم که موهات حیف بودن چرا همچین کردی</div><div>بابای پنجاه و چند ساله ی من بخاطر اینکه مامانم موهاشو کوتاه کرده بود دلخور شده بود و قهر کرده ،حالا فکر کن وقتی تو استوری این شکلی گذاشتی چقدر ازم فحش خوردی</div><div><br></div><div>پ . ن : خیلی خری</div> text/html 2019-12-27T19:29:55+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان تصویر کسی جز تو که بر قاب دلم نیست http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/650 <div>یکی از دوستام که ژنتیک خونده موضوع مقاله ی پایان نامه ش رتینیت پیگمنتوزا بودیه چیزایی در موردش میدونستم ولی ازش خواستم با جزئیات کامل واسم بگه که چیا دستگیرش شده. اما بعد از چند دقیقه رفتم تو فکر و خیال <br></div><div>تاری دید مخصوصا درشب پیدا میکنن و با معاینه چشم تشخیص واسه شون گذاشته میشه. با توجه با انواع مختلف طرح های وراثتیش سن شروعش فرق میکنه اما همشون جوان هستن و خوشبینانه چند سال فرصت دارن. درمان ها قطعی نیستن و نهایتا نابینایی کامل رو مقداری به تاخیر بندازن</div><div>وقتی فکر میکنی که قراره کور بشی و دیگه نبینی چه ولعی خواهی داشت برای دیدن چیزا جاها و کسانی که دوستشون داری مفهوم رنگ ابی و زرد و قرمز رو فراموش میکنی. اگه از اول ندیده باشی آسونتره تا اینکه داراییت رو از دست بدی<br></div><div>میخای با همه چیز تو ذهنت خاطره بسازی و به خودت میگی نکنه فراموشش کنم. یکی از بدترین معلولیت هاس. شاید بدتر از مرگ</div><div><br></div><div>پ / ن&nbsp; : اگه هیچوقت نبینمت چی</div> text/html 2019-12-24T21:15:23+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان نسوزد جان من یک باره در تاب http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/649 امید یه مخدر عجیبه<br><div>&nbsp;هیچی رو حل نمیکنه اما شاید واسه گذران ایام کمک کننده باشه در مورد اون مشکلاتی که با زمان درست میشن و&nbsp; نیازمند تحمل هستن</div><div> اینکه یه مدت صبر کنی و صبر کنی و صبر کنی به امید اینکه حل میشه که میگذره&nbsp; که میای</div> text/html 2019-12-23T20:19:17+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان همیشه به یادت http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/648 <p dir="rtl"><span style="font-size:1.00em;">خانمی حدودا 40 ساله با دو کودک خردسال اومد تو مطب. گفت علی اقا سرما خوردن گفتم خیلی خوب کاری کردن. حالا بشینن روی پای مامانشون تا من گلوشونو ببینم</span><br> <span style="font-size:1.00em;">خندید گفت نوه ی منه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">تعجب کردم گفتم بهتون نمیاد</span><br> <span style="font-size:1.00em;">گفت شوهرم تو جوونیم تصادف کرد و فوت شد</span><br> <span style="font-size:1.00em;">منم دیگه پای بچه هام موندم و آخرتم رو ترجیح دادم. </span><br> <span style="font-size:1.00em;">پوکر فیس شدم و مکالمه رو ادامه ندادم</span><br> <span style="font-size:1.00em;">. </span><br> <span style="font-size:1.00em;">ازدواج مجدد چه اشکالی داشت که فکر میکنی دنیاخواهی حساب میشه. امیدوارم به تنهایی تونسته باشه زندگی قابل تحملی برای بچه هاش فراهم کنه اما شاید ازدواج مجدد و برخورد پدرخوانده بار جدیدی به مجموعه مشکلاتشون اضافه کنه جدای از این که خودم به چشمم دیدم موقع ازدواج در مورد یکی داشتن تحقیق میکردن و مسئله ازدواج مجدد مادر دختره بعد از فوت پدرش رو به عنوان یه امتیاز منفی در ارزش گذاری دختر حساب میکردن. مشکلات اجتماعی چقدر پیچیده هستن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">. </span><br> <span style="font-size:1.00em;">* اگه راننده ی نیسان میشدم اینو پشت ماشینم مینوشتم</span></p> text/html 2019-12-09T16:06:06+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان زدستم بر نمی آید که یک دم بی تو بنشینم http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/647 <p dir="rtl"><br> <span style="font-size:1.00em;"> پدرجان باید بری پیش متخصص چشم که چشمتو با دستگاه ببینه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">برای بار چهارم بود که اینو با صدای بلند داشتم داد میزدم. تنها اومده بود فقط یه چشمش دید </span><u><span style="font-size:1.00em;">داشت</span></u><span style="font-size:1.00em;"> که همونم قبلا عمل شده بود. پیرمردی دیابتی بود با شنوایی ضعیف</span><br> <span style="font-size:1.00em;">صدای غر و لند یه مریض رو از بیرون شنیدم که داشت میگفت دکتر اعصاب نداره</span><br> <span style="font-size:1.00em;">بالاخره به هر ترتیبی بود حالیش کردم کجا بره. بیمار بعدی که اومد داخل داشت میخندید و گفت یاد ارباب رجوع های خودم افتادم اونام اینجوری هستن و باید ده بار بگم تا بفهمن. پرسیدم شغل شریفتون؟ گفت کارمند کمیته امداد هستم.قد بلندی داشت کت و شلوار روشن تنش بود با موهای جو گندمی و ته ریش کوتاه بور، ظاهرش 40 ساله میزد</span><br> <span style="font-size:1.00em;">دوتا دفترچه دستش بود سونو گرافی شکم و لگن میخواست واسه خودش و</span><br> <span style="font-size:1.00em;">گفت متخصص زنان به خانومم گفته یه ازمایشی اوایل پریود و یه سونو وسط دوره باید انجام بده</span><br> <span style="font-size:1.00em;">متوجه منظورش شدم ازمایش پروفایل هورمونای زنانه و سونو تخمک گذاری. مشخصا قصد فرزند آوری داره</span><br> <span style="font-size:1.00em;">خانومش فقط 17 سالش بود و طبق دفترچه خودش 47 ساله</span><br> <span style="font-size:1.00em;">حالم به هم خورد</span><br> <span style="font-size:1.00em;">سی سال اختلاف سنی</span><br> <span style="font-size:1.00em;">نوشتم و توضیحات رو دادم و با خداحافظی بدرقه ش کردم</span><br> <span style="font-size:1.00em;">احتمالات رو توی ذهن معیوبم بررسی کردم</span><br> <span style="font-size:1.00em;">دفترچه خانومه تحت پوشش همسر بود. نام همسر هم درست بود. تو سیستم کد ملی خانومه رو زدم. ثبت خانواده با خانواده پدرش بود</span><br> <span style="font-size:1.00em;">این اختلاف سنی میتونه نشون دهنده ی چند چیز باشه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">-خانومه احتمالا همسر دومه و نقش ماشین جوجه کشی رو داره واسه اون آقا که تا این سن فرزندی نداره</span><br> <span style="font-size:1.00em;">-از سر ناچاری و احتمالا نیاز مالی یا نقص عضو از جمعیت تحت پوشش کمیته امداده و توسط آقاهه تطمیع یا شکار شده </span><br> <span style="font-size:1.00em;">-خانومه ازدواج قبلی ناموفقی داشته و جدا شده که بدون تغییر در سیستم خانواده تونسته ازدواج کنه و تحت پوشش همسر قرار بگیره یه چی تو مایه های صیغه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">ممکنه اصلا اینا به من ربط نداشته باشه ولی یه بار روانی واسه جامعه ای هست که منم عضوی از اونم. میتونم بگم به من چه اما ذاتم نمیذاره و در حین حال موندم به مددکاری بگم یا با دخالت بیجام اوضاع خرابتر میشه</span></p> text/html 2019-12-06T21:44:58+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟ http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/646 <p dir="rtl"><span style="font-size:1.00em;">یه پیج روان‌شناسی و جامعه شناسی توی اینستاگرام رو دنبال میکنم که به مسائل کمتر گفته شده بها میده و بازشون میکنه.</span><br> <span style="font-size:1.00em;"> موضوعی که خیلی جامع و کامل بررسیش کرده بود نحوه و محل آشنایی شما با دوست غیر همجنستون ه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">از اشنایی با فامیل و همکلاسی و توی مترو تا... </span><br> <span style="font-size:1.00em;">یازدهمین موردش که مبسوط در موردش نوشته بود اشنایی توی مهمونی از طریق دوست ه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">مثلا فاطی و محمد با هم دوستن. و اینا میان دوستاشون رو خیلی شیک به هم معرفی میکنن و خیلی هم راحت پذیرفته میشه. تو این روابط قبلا امار هم رو گرفتن و میدونن این پسره یا دختره چه شرایط اجتماعی و اقتصادی داره. باباش چیکاره س قبلا با کیا بوده. ماشین چی داره و و و </span><br> <span style="font-size:1.00em;">طی چند دقیقه مکالمه و ژست باکلاس گرفتن فرد از سینگل بودن خارج میشه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">حتی ممکنه به رابطه ی وان نایت استند(معادل فارسیش خیلی دلچسب نیست و البته واسه وبلاگم خطرناکه) هم ختم بشه از طرف کسانی که خیلی سخت گیرن. شرایط ایجاب میکنه. واضح تر بگم جو میگیرتشون. حتی واسه تنها نموندن چندساعته توی مهمونی، تن به رابطه میدن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">در ادامه ی پست از مشکلات این روش هم گفته بود که بگذریم </span><br> <span style="font-size:1.00em;">یکی از دوستام این پست رو واسم تو دایرکت فرستاد. زیرش نوشت باید وظیفه ت رو انجام بدی</span><br> <span style="font-size:1.00em;">. </span><br> <span style="font-size:1.00em;">چند دقیقه به عمق این حرف و مطلب فکر کردم</span><br> <span style="font-size:1.00em;">چه موضوعی باعث شده فکر کنه علت حضور من در فلان دورهمی، رابطه یه شبه بوده یا مثلا چون روابط اجتماعی قوی ندارم و سر و زبون دار نیستم حتما باید کسی معرفیم کنه یا حتی چون از نظر ظاهری جذابیت ندارم بخاطر موقعیت اجتماعی بتونم کسی رو جذب کنم</span><br> <span style="font-size:1.00em;">مساله دوم. وظیفه ی من در مورد چه کسی؟ در مورد اینکه یه دختری یه شب تو مهمونی تنها نمونه؟ </span><br> <span style="font-size:1.00em;">ادم نباید خودشو در معرض تهمت دیگران قرار بده اما نمیشه واسه مردم هم زندگی کرد</span><br> <span style="font-size:1.00em;">یه بزرگی میگه هر کس با بدان بنشیند اگر طبیعت ایشان هم در وی اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد</span><br> <span style="font-size:1.00em;">زندگی سرتاسر درس و تجربه س</span></p> text/html 2019-12-03T20:21:38+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان نت اومد بهار اومد http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/641 <div>نت ها بالاخره وصل شد و اینستا بازی و واتس آپ بازی دوباره شروع شد اما ایا باعث میشه من به وبلاگم بی توجهی کنم؟! هرگز</div><div>میشه اینستا نباشه و زندگیمونو بکنیم مثل قبلا که این لعنت الله علیه نبود<br></div><div>من یه بلاگرم و همچنان مینویسم</div><div>یکی از همکلاسیای دانشگاهم که یادم نمیاد هیچوقت با هم 5 تا کلمه حرف زده باشیم بهم دایرکت داده بود و گفته نوشتن رو کنار نزارین</div><div>خودش هم خوب مینویسه<br></div><div>یه کم ترسیدم. منظورش چی بود؟ وبلاگمو پیدا کرده یا چیزناله های اینستامو میگه؟&nbsp;</div><div><br></div><div>پ ن. <br></div><div>از اورژانس بیمارستان دیگه زدم بیرون. تو یه منطفه ی صنعتی نزدیک مشغول به کار شدم. بی دردسره پولش تقریبا همونه ولی خیلی استراحتیه. علاقه دارم به اورژانس؟ من به اجدادم خندیده باشم. نصف ماه خانه ی بهداشت کار میکنم یه مرکز 24 ساعته. نصف ماه هم اون منطقه ی صنعتی</div><div>پ ن 2. <br></div><div>قصد دارم تغییرات اساسی تری توی سیستم کارم بدم. پول بیشتر رفاه بیشتر کار کمتر، اما شهامت زیادی میخاد و متاسفانه خانواده مخالفن. به حرف خانواده گوش میکنم؟ نوپ</div><div>پ ن 3 <br></div><div>سومیش مربوط میشه به اون</div><div>اما و اگر داره منتها امشب خیلی راحت به این نتیجه رسیدم که میتونم بهش بگم من مدتی احمقانه دوستت داشتم. حتی دوست داشتنت رو زندگی کردم. با تکیه بر قید زمان و یاداوری این موضوع که همه چی مال همون وقتا بوده از زیر بار این بلاهت عظیم درمیام&nbsp; و اونم احتمالا با خنده یه سری تکون میده و تمام. راحت میشم</div><div>پ ن 4 :</div><div>تلاش هام کم کم داره به نتیجه میرسه. به تناسب بدنی قابل قبولی رسیدم اما هنوز میتونه بهتر هم بشه<br></div> text/html 2019-11-29T14:54:12+01:00 daneshjoyepezeshki.mihanblog.com مهربان بوی بهبود ز اوضاع جهان؟ http://daneshjoyepezeshki.mihanblog.com/post/645 <p dir="rtl"><span style="font-size:1.00em;">ادما کم کم تغییر کردن. یعنی از اون چیز بی فرهنگ بیخودی که اوایلش بودن و شکار میکردن و خام میخوردن به مرور زمان متجدد شدن. پیشرفت کردن از مرحله ی کوچ نشینی به یکجا نشینی و در نهایت شهرنشینی رسیدن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">نیاز نبود که برای حفظ خودشون و خانواده شون از حیوانات وحشی بترسن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">اما خطر مهاجمین و غارتگری کماکان وجود داشت. باعث شد نیاز به دفاع حس بشه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">سلاح ها به وجود اومدن و پیشرفت کردن</span></p> <p dir="rtl"><span style="font-size:1.00em;">وقتی حیوون یا مهاجمی نبود که لازم باشه از خودشون در برابرش دفاع کنن این نیاز به خشونت در بشر وجود داشت ورزش های رزمی ابداع شدن. کشتی و بوکس و...</span><br> <span style="font-size:1.00em;">از به جون هم افتادن لذت میبرن. افرادی که محتاط تر هستن هم تماشا میکنن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">با بهانه ی حفظ آمادگی برای دفاع که همش حرف ه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">ادما به خشونت نیاز دارن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">دو غریضه ی اصلی انسان شهوت و خشونته</span><br> <span style="font-size:1.00em;">همه تحرکات ما بخاطر این دو چیزه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">مگه ورزش های رزمی غیر از اینه؟</span><br> <span style="font-size:1.00em;">این میل به برتری طلبی چیه که ملت خودشونو نابود کردن بخاطرش</span><br> <span style="font-size:1.00em;">پرنده ها واسه جلب توجه جفت زیباییشون رو به رخ میکشن یا حرکات خاص و نمایشی انجام میدن گاهی آشیانه های قابل اطمینان میسازن</span><br> <span style="font-size:1.00em;">گوزن ها بر سر جفت با هم میجنگن</span></p><p dir="rtl">شیرهای نر واسه حفظ قلمرو همدیگه رو میکشن<br> <span style="font-size:1.00em;">مگه آدما این کارا رو نمیکنن؟</span><br> <span style="font-size:1.00em;">لباس زیباتر، گوشی بزرگتر و کیفیت دوربین بهتر برای چه چیزی؟ هدفی که پشتش پنهانه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">خونه های بهتر و بزرگتر و زیباتر میسازیم واسه کدوم غریضه؟</span><br> <span style="font-size:1.00em;">بدنسازی میره. با استرویید اوردوز میکنه که غول بیابونی بشه و جذاب به نظر برسه تا چی؟&nbsp;</span>جراحی زیبایی میکنی. عوارضش رو به جون میخری و خودتو توی عذاب میندازی که چی؟&nbsp;</p><p dir="rtl"> <span style="font-size:1.00em;">برتر نسبت به همجنس باشه و جذاب واسه جنس مخالف </span></p> <p dir="rtl"><span style="font-size:1.00em;">شاید در نگاه اول خیلی سخت باشه که بخای قبول کنی اما اصل ماجرا همونه اسمش عوض میشه</span><br> <span style="font-size:1.00em;">ما همه حیوانیم</span></p>