یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
سه شنبه 18 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
میگه تو خاطرات و مسائل مربوط به چند سال پیش رو خیلی خوب و با جزئیات بخاطر میاری اما اتفاقات اخیر رو نه . آلزایمر نداری ؟
پزشک نیست ولی توجه کرده به این مسئله
توی روند بیماری آلزایمر ، حافظه ی اخیر از دست میره اما حافظه ی دور دست نخورده باقی میمونه
خیلی از اونایی که به پزشک مراجعه میکنن و میگن که حافظه مون خراب شده و احساس میکنیم آلزایمر داریم در واقع مبتلا به افسردگی هستن
تفاوت آلزایمر با افسردگی اینه که افسرده خودش میاد میگه حافظه م ضعیف شده اما الزایمر خود فرد شکایتی نداره و اطرافیان بیمار رو میارن و مسئله رو عنوان میکنن
یه تفاوت دیگه ش حالت روحی بیماره که فرد افسرده خلق پایینی داره اما آلزایمر تا مراحل انتهایی خوشحاله
مرا چه میشود؟
یادت بخیر یار فراموشکار من
کسی دکتر خوب سراغ نداره ؟




نوع مطلب : خاطرات، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 دی 1395 :: نویسنده : مهربان
بعضی وقتا چیزا رو با هم قاتی میکنیم عشق دوران تین ایجری با کسی که تو 20 یا 25 یا 30 سالگی بهش فکر میکنیم زمین تا آسمون فرق داره .
یه عشق شیرین و بدون فکر ، جذاب و احمقانه با کیس ازدواج خیلی فرق داره
از چی اون طرف خوشت اومده؟
قیافش ؟ خانواده ی محترم و صاحب نفوذی داره؟ تیپش؟ حرف زدنش ؟خوب خرج میکنه؟ آینده شغلیش؟ پولداره؟ تک فرزنده؟ باباش پولداره ؟تحصیلات فلان داره؟
ما هیچکدوم خارج از اینا نیستیم . یه ترکیبیم از کل اینا و اگه یکی بگه من از خود طرف خوشم اومده و این فاکتوراش اصن برام مهم نیست چرند میگه . حالا هرچی دوس دارین میتونین شدت اون چرند رو به سمت کلماتی که تو ذهنتونه نزدیک کنین
 " خودش " به تنهایی چیزی نیست . ویژگی هاش " اون " رو تشکیل میدن
دوستش دارم عاشقشم در مورد کسی که باهاش ازدواج کردین یا میخاین ازدواج کنین فقط حرفه
.
.
.
پ . ن : از این به بعد شاید در مورد عنوان های انتخابیم توضیح دادم عموما بخاطر اینکه حافظه م داره تحلیل میره و بعدا یادم نمیاد که موقع نوشتن به چی فکر میکردم . هشت کتاب سهراب سپهری
.
بعدا نوشت :سه ساعته که مطلب رو پست کردم سه تا منفی گرفته . واقعا چرا؟




نوع مطلب : دلنوشته، همینجوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 آبان 1395 :: نویسنده : مهربان
دوستی دارم قد بلند ، خوشتیپ ، خوش چهره ، خیلی خوش خط ، بسیار پر انرژی ، فوق العاده خوش زبون ، تسلط حیرت انگیز به زبان انگلیسی و از نظر مالی هم که توپ و البته پزشک با موقعیت شغلی خوب . خب به نظر آنچه خوبان همه دارند این شخصیت یه جا جمع کرده ...این ویژگی ها تقریبا هرکی ببینه میگه خدایا عدالتت رو شکر . این ظاهر قضیه س که اگه دوست نزدیک نبودیم متوجه غمهای زنذگیش نمیشدم . چهار سال پیش ازدواج کرد یه سال بعد بنا به دلایلی با مشکل مواجه شد ، طلاق و سیگار پشت سیگار ... کلی از موهاش ریخت که شکر خدا دوباره دراومد یه سال از درسش عقب افتاد . از زیر بار این غم داشت درمیومد که باباش ورشکست شد و البته به لطف سرمایه های عظیم دوباره خودشو جمع و جور کرد . وسطای اینترنی بود مادرش درد شکم ، آزمایش ، سونوگرافی ، سی تی اسکن ،سرطان تخمدان متاستاتیک و غیر قابل جراحی
چیکار میشه کرد ، چیکار میتونه بکنه . خودشو غرق در کار کرده که خدا میدونه تا کی دووم بیاره . پسر خوبیه واسش دعا میکنم ولی حتی یه ثانیه هم نمیخوام جای اون باشم
موارد مشابه دیگه رو هم دارم که ولش کن
بازم قدر سلامتیمون رو نمیدونیم
حتی اگه شعاری هم باشه واقعا سلامتی خانواده امنیت




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 مهر 1395 :: نویسنده : مهربان
جشنمون هم گرفتیم . سوگند نامه مونم خوندیم ایضا کلاهمونم پرت کردیم
هفت سالی که گذروندیم چه خوب چه بد
ترم اول و آناتومی و اولین مواجهه با کلماتی که مغزم سوت کشید .سوپریور اینفریور ایپسیلترال و...
بافت و جنین شناسی و اصطلاحاتی که هنوزم معنیشون رو نمیدونم
شک دارم روزی برسه که معنی نوتوکورد و سن سیشیوتروفوبلاست رو درک کنم
ترم چهار و باکتری و ویروس و نمیدونم چیچی ویریده 
پاتولوژی و لام و میکروسکوپ و ...
ترم بنج و انگل متاسرکر و سیستس سرکوزیس سلولوزه که قطغا نه بدرد دنیامون میخوره نه به درد آخرتمون
امتحان های عملی...
فیزیوپاتولوژی و اولین درسهای لذت بخش
جشن روپوش سفید و ورود به بیمارستان و برخورد با بیمار
شرح حال و استیجری و راند و دلهره
امتحان پره انترنی و تست و استرس
اینترنی و کشیک و سر و کله زدن با رزیدنت و استاد
شب بیداری و کشیک و گروه و هم کشیکی و ...
گذشت دعوا و فحش و رفاقت و مرام
کشیک بخر بفروش جابه جا کن
مریض ببین قابل انتقال کن ویزیت بزار نسخه بنویس
چه مریضایی که نصفه شب زنگ احضار برستار رو ردن بخاطر اینکه خوابشون نمیبرد و برستار محترم هم صاف زنگ میزد که آقای دکتر فلان مریض بد حاله بیاین فشارشو بگیرین
چه مریضایی که با هیوسین و رانیتیدین و پتدین خوابوندیم که دم به دقیقه نق نزنن
مریض و همراه مریض و...
پاویون و آهنگ و سیگار
آف کن برو شام بگیر
کاور کن من برم یه دوش بگیرم
شماره منو بزار و خودت برو
چه شبایی که دور هم گذشت
چه روزایی که با بد و بیراه گفتن به اتند و رزیدنت  ، شب شد
چه شبایی که خدا خدا کردیم تا صبح مریض بدحال نیاد اورژانس
یادش بخیر
همش تموم شد
وقت انتخابه
کار
امتحان
سربازی
و حالا
این منم
مردی تنها در آستانه ی فصل بلا تکلیفی




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 آبان 1394 :: نویسنده : مهربان
موبایل نوشته طولانی
این مطلبو با  موبایل نوشتم . اگه غلط املایی داره به بزرگواری خودتون ببخشید .حس ویراستاری هم نیست
بین کامنتهایی که دوستان واسم میزارن گاها کامنتهایی حاوی بد و بیراه و فحش و اینا هم دیده میشه که خب عیب نداره طرف نظرشو گفته دیگه ولی  مدتی که نبودم چند تا کامنت هم واسم گذاشتن که شاید بد باشه ولی بیراه نیست و میشه گفت حتی درسته. طبق چیزایی که در موردم گفته احتمالا نویسنده ی کامنت خیلی از مطالب و کامنتها و جوابایی که من به دوستان دادم رو خونده و به یه چیزایی در مورد من فهمیده و یه کامنت انتقاد آمیز زیر پست فانتزی های عاشقانه ی من گذاشته
قبلا هم یکی دوبار کامنتها رو به پست تبدیل کردم


کامنت دوستمون اینه
سلام
میدونین چرا عشق و عاشقی براتون بی معنی شده؟
چون قیمت آدما اینقدرررر کم شده که راحت میشه به دستشون آورد. دخترام که کافیه به کلمه بشنون طرف دکتره وااااویلااا
عشق مخصوص آدمای دست نیافتنیه.
حالا اینم قابل توجهتون باشه که همون دخترایی که تو یکی از پستاتون خود داف پندار خطابشون کردین شاید شاید اونجور که فک میکنین بخاطر باد دماغشون اونجوری نباشن و اینکه خودشونو ارزون نمیکنن و به همه رو نمیدن دلیل بر غرور نباشه بلکه نمیخوان بازیچه ی دست آقایون محترمی بشن که عادت کردن همه چی رو راحت و بی دردسر به دست بیارن و نه نشنون.
و یه پیش بینی اینکه شما هبچ وقت نمیتونین عاشق بشین چون اون حس غرور کاذبی که یه عده آدم بی ارزش و بی قیمت بهتون در مورد نه نشنیدن تلقین کردن مانع از این میشه که بخاطر کسی خودتونو بشکنین و منتشو بکشین و بقول معروف عاشقش بشین. فقط میتونین اگه طرف ردتون کرد تو دلتون چهار تا فحش بهش بدین و اسمشو بذارین خود داف پندار و تموم!!!

جوابشو گذاشتم تو ادامه ی مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، همینجوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سلام
بی معرفتم ولی نه اونقدری که نیام وبلاگتون و نخونمتون
دوستانی که واسم کامنت گذاشتین و نذاشتین ، میخونمتون
حتی خیلیا رو میخونم و تاحالا واسشون کامنت نذاشتم.دوستانی هستن که میخونمشون و واقعا نوشتنشونو دوست دارم ولی نمیشه معرفیشون کرد
همکارای وبلاگ نویس عزیز  ! کم کار شدین بعضیاتون
من عیب زیاد دارم ولی یکیش اینه که زیاد در مورد بقیه فکر میکنم ولی منفعلانه عمل میکنم مخصوصا اونایی که برام علامت سوالن
تو یه کامنت از یکی از بازدید کنندگان نوشته بود سرریز فضاهای مجازی و واقعی به هم عذاب آوره و واقعا هم همینطوره . توجه کردین که چقدر به فضاهای مجازی وابسته شدیم ... بسوزه پدر تلگرام 
بعضیا هستن که دوستای مجازیشون میشناسنشون ولی از دنیای واقعی کسی به شخصیت مجازیشون راه پیدا نکرده و بعضیا هستن که با یه شخصیت مجازی خودشونو به دوستای واقعی معرفی کردن...
خواسته یا ناخواسته گاهی برخورد پیش میاد . 
یه جمله ی قشنگ رو یکی از دوستان مجازی بهم گفت وقتی یکی تو زندگیمون میاد چه بخوایم چه نخوایم جزئی از خاطراتمون میشه حتی اگه بره . الان بعضی دوستای وبلاگیم واسم اینجوری هستن
مثلا یه دوست مجازی که اتفاقی وبلاگشو خوندم و واسش کامنت گذاشتم ، اومد به وبلاگم و کامنت خصوصی گذاشت که مدتهاس میخونمت ولی کامنت نمیزارم بخاطر اینکه هم اتاقیم تو خوابگاه تو وبلاگت زیاد سرمیزنه میترسم پیدام کنه 
با هم دوست باشیم . واقعی و مجازیش با خودتون




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یه رزیدنتی داشتیم پسر باحالی بود میگفت بابا شما ها هیچ حرکت مفید و موثری نمیکنین من کلی تفریح داشتم تو دوره ی عمومیم .صبح میرفتم بیرون نصفه شب برمیگشتم خونه. بهش گفتم بابا شما مرفه بی دردی  . گفت مرفه نیستم ولی بی دردم ، الکی به چیزای بد فک کنم که چی؟ 
تفریح خوبه ها ولی این تفریحی که الان تو ذهنمه میترسم آخرش کار دستم بده
البته شاید واسه خیلیا عادی باشه ولی شایع بودنش درست بودنشو توجیه نمیکنه.
یه بار با یکی از استادام داشتیم در مورد سیگار حرف میزدیم گفت قبلا زیاد میکشیدم ولی الان دیگه خیلی به ندرت . گفت هیچ وقت امتحانش نکن چون کرمش دیگه راحتت نمیزاره .
قبل از اینکه بخواین برین تو فکر عرق و ورق و زرورق و تجارت مواد مخدر و اسلحه ، بزارین خیالتونو راحت کنم ، از این خبرا نیست
ولی یه کرمی هست که داره قلقلکم میده . البته جمع و جور کردنش خیلی کار نداره و راحت از پسش برمیام ولی گیر افتادنشه ذهنمو در گیر کرده
یک یا دو ؟
اگه برمیگشتم به اوایل پزشکیم ، شاید خیلی بیشتر خطر میکردم ، شاید کارای بیشتری رو شروع میکردم مثلا یاد گرفتن ویولن یکی از عشقهاییه که دیر به فکرش افتادم یکی از فانتزیام اینه که میتونستم مثه سیامک خواهانی ویولن بزنم .اصن سگ خور مثه اونم نه همین که بتونم واسه دل خودم بزنم بسه. یاد گرفتن زبان فرانسوی هم یکی از چیزاییکه  هنوز خیلی دیر نشده و بالاخره یه روز میرم دنبالش . بعضیاشم صلاح نیست بگم
الانم دیر نشده
راستی این اهنگو خیلی دوست دارم ولی نمیشه گذاشتش رو وبلاگ . کی گفته که اهنگ گذاشتن رو وبلاگ خزه؟
اینترن خسته هنوز خیلی پر انرژیه ایشالا که تا آخرش همینجوری بمونه ولی یه چیزایی داره واسش عوض میشه
+چقدر از این شاخه به اون شاخه پریدم چی میخواستم بگم ، چی گفتم...disorganised thinking
گاهی فکر میکنم اسکیزوفرن هستم :))
اینم نظرات باز






نوع مطلب : دلنوشته، همینجوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : مهربان
کارم کاملا درست بود
به نفع همه بود





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : مهربان
هیچ چیز کاملا خوب نیست ، هیچ چیز هم کاملا بد نیست
بدی و خوبی نسبیه
مطلق وجود نداره
همه ی صفات یه طیف دارن
شرایط تعیین کننده هستن
سیاه؟
سفید؟
خاکستری؟
سلامتی بیماری مرگ عشق زندگی نفرت خوب بد غم شادی افسردگی شیدایی

چه دنیای جالبیه




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : مهربان
یه قانون کلی تو زندگیم دارم ولی بیشتر از اونکه اجراش کنم ، به زبون میارمش و برام آرامش بخشه...حتی بصورت مقطی و برای مدت زمان چند ثانیه
با اینکه میدونم از ته دلم نمیگم و برام مهمه و استرسش بهم غلبه کرده
وقتی به یه مشکلی بر میخوری که برای رفعش راهی به نظرت نمیرسه ، این عبارت کمک کننده س
گور باباش




نوع مطلب : دلنوشته، همینجوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اصولا تو کشور ما مقاله تولید میشه ولی علم تولید نمیشه
دانشجو جماعت ، وسیله ای شدن برای ارتقاء اساتید که استادیار بشه دانشیار و دانشیار بشه استاد تمام یا همون پروفسور
ابیوز یا به قول استاد نورولوژیمون مثال بارز ریپ !
وگرنه چندتا پژوهش بنیادی از این پایان نامه های آبکی در میاد؟
حالا مثلا دانشجو رو ملزم کردین که برای فارغ التحصیل شدن یه تز ارائه کنه ...رزیدنت رو گفتین سالی یه مقاله چاپ کنه وقتی همه ی کارها شده کپی از مقالات مشابه و دقیقا به همون نتایج - به صورت حساب شده - رسیدین چه فایده؟
وقتی حتی یه ... عنوان سازمانیش رو نوشتم بعد دیدم همونم صلاح نیست -حالا اسم نمیبریم- مقاله ش عینا کپی ، پیست بوده فقط اسم بیمارستان رو عوض کرده و تو یه مجمع بین المللی لو میره چه انتظاری از بقیه میره؟
زنها میبخشن ولی فراموش نمیکنن و مردها برعکس نمی بخشن ولی فراموش میکنن
ایشالا عنوان پایان نامه ی جدید ! رو روز سه شنبه دفاع میکنم 
ولی نمی بخشم و فراموش هم نمیکنم ، ایضا اگه موقعیتش پیش بیاد قطعا جبران میکنم
و من هنوز به این مساله عمیقا معتقدم که با هر سختی ، آسانی است




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 بهمن 1393 :: نویسنده : مهربان

نمیدونم چه حکمتی توشه که من به هر کاری دست میزنم میشه پیچیده ترین کار دنیا...مخصوصا در زمینه ی امتحانات

سال کنکورم وقتی مدرسمون واسم ثبت نام کنکور میکرد بخاطر وارد کردن یه عدد اشتباه ، من مدتها درگیر کد رهگیری و ثبت نام نهایی و اینا بودم

امتحان رانندگی میخواستم شرکت کنم رفتم از دانشگاه برگه ی معافیت تحصیلی بگیرم ، گغتن نیومده ! علل الحساب سرباز محسوب میشدم کلی گرفتاری و حالا برو هنگ ژاندارمری حالا برو پلیس +10 حالا بیا نامه ی اشتغال به تحصیل بگیر و ... هفت خوانی بود

امتحان جامع علوم پایه در پایان ترم 5 : برای شرکت تو این امتحان کذایی باید تمام درسهای علوم پایه رو پاس کرده باشی . من تو ترم تابستونه دو تا درس عمومی رو تو دانشکده ی فنی برداشته بودم ولی اینا نمره هامو واسه دانشگاه نمیفرستادن صدبار رفتم و زنگ زدن تا ختم بخیر شد ولی پیر شدم سر این ماجرا

جدیدترین نسخه ی بدشانسی ما ،شامورتی بازی جدید استاد راهنمام شده
برای شرکت تو امتحان پره اینترنی باید پروپوزال پایان نامه به تصویب یکی از مراکز تحقیقاتی رسیده باشه تا پایان بهمن ماه . من از ماه خرداد فکر کنم دنبال این پایان نامه هستم . موضوعش سنگینه استاد راهنمام هم در کار خودش بهترینه و به شدت پرکار . چند ماهه پروپوزال من آمادس ولی استاد جان مشغولن تا اینکه دیگه جدی جدی قرار بود دوشنبه قال قضیه رو بکنیم و دفاع کنیم....حالا قسمت جالبش... دیشب استاد راهنمام زنگ زده که دکتر این موضوع به درد پایان نامه ی تو نمیخوره یه موضوع دیگه با یکی دیگه از اساتید که سرشون خلوت تره انتخاب کن - تو این لحظه واقعا خشکم زد .واقعا نمیتونم توصیفش کنم- گفتم استاد من چند ماه وقت گذاشتم اینو نوشتم حالا چجوری 4 روزه هم موضوع پیدا کنم هم پروپوزال بنویسم هم هزار تا بدبختی و هم دفاع کنم ؟ گفت ببین این پایان نامه تا پایان فارغ التحصیل شدن تو تموم نمیشه نمیخوام معطل بشی - اینو خداییش راست میگه - خیلی ستمه درسم تموم بشه ولی کار پایان نامم تموم نشده باشه حالا من با دکتر فلانی صحبت میکنم واست زمان بیشتری بدن ...منم هیچی نداشتم بگم .البته اینم گفت که مقاله واسه توئه ولی نمیشه پایان نامش کرد

استرس امتحان اطفال  (تئوری ، شفاهی ، آسکی ) و پره کم بود  ،اینم دیگه شده قوز بالاقوز

امروز پیش دکتر فلانی : بله بله من در جریان پایان نامتون هستم حالا بیاین با دکتر X پایان نامه بردارین یکی دوروزه هم پروپوزال رو بنویسین تمومش کنین ...، توضیح :دکتر ایکس ....ترین.....ترین و نهایتشو بگم بی اخلاق ترین استاد گروه اورولوژیه
من :دکتر من دو روز دیگه امتحان اطفال دارم دو هفته دیگه پره ،چجوری جمعش کنم ؟...
این وسط منشی از خود راضیش هم هی جیغ جیغ میکرد که من نمیتونم اسمتونو واسه شرکت تو آزمون رد کنم ...واقعا میخواستم از پنجره طبقه سوم ...

نهایتش تونستم راضیش کنم که با یه نامه که تاریخ تصویب پروپوزال عنوان مصوب رو توش استاد راهنمای جدید نوشته ، واسم یه کارایی بکنه...پروپوزال که هیچی ، حتی عنوانی هم وجود نداره

فرداصبح باید برم پیش یکی از استاد خوب های غدد ببینم چیکار واسم میکنه _ عشق اول من غدد بود _ یه قولهایی بهم داده ایشالا که درست بشه





نوع مطلب : خاطرات، بیمارستان، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 بهمن 1393 :: نویسنده : مهربان
پنج هفته دیگه ، به عبارتی میکنه 35 روز 
جراحی و زنان رو سرسری یه نگاهی انداختم که الان دیگه بیشترشم یادم رفته
اطفال و داخلی هم نصفه کمترش 
همینا رو میخونم و دوره میکنم بقیشم به درک
+ بقیش میشه : ارتوپدی ، ارولوژی ، چشم ، روانپزشکی ، عفونی ، پوست ، نورولوژی ، رادیولوژی ، گوش و حلق و بینی ، پاتولوژی ، فارماکولوژی
ایشالا که قبول میشم
از فانتزیام اینه که دوماه دیگه بیام بنویسم الان اینترن فلان بخش هستم
بعدا نوشت : از اتاق فرمان اشاره کردن که امار ، اپیدمیولوژی و اخلاق پزشکی هم تو امتحان میاد




نوع مطلب : فانتزی، دلنوشته، همینجوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 آبان 1393 :: نویسنده : مهربان
بازم امتحان شفاهی اینبار 3 تا امتحان شفاهی و یکی آسکی...
سر امتحان Chest  استاد یهو برگشت بهم گفت اگه این حرف رو به علف زده بودی کف میکرد...چه عیبی داره که کلسیفیکاسیون رو هم تو یه بیمار ترومایی تشخیص دادم ...به هر حال گذشت
بخش گوش و حلق و بینی در راهه چیزی که خیلیا به اسم جراحی پلاستیک بینی میشناسنش...تصور خاصی ازش ندارم ولی میگن گاردینگ شدید داره . نکته خوبش اینه که دوتا رزیدنت اشنا دارم  
نکته بسیار با ربط : دکتر احمدی - وب نوشته های یک جراح - تحمل بیشتری دارن
من دیگه حوصلم سر رفت . اعصابمو که از سر راه نیاوردم .خاطراتم رو مینویسم افکارم رو مینویسم دغدغه هام رو مینویسم 
برای دل خودم مینویسم . 
به همین منظور : شاید دیگه هیچوقت کامنتا رو تایید نکنم

از اولین جملت فهمیده بودم زود
عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود
حالم عوض میشه، حرف تو که باشه
اسم تو وارونه ، عطر تو همراشه
اون گوشه از قلبم که مال هیچ کس نیست
کی با تو اروم شد اصلا مشخص نیست
حالم عوض میشه
...
چی تو چشاته که تو رو اینقدر عزیز میکنه 
این فاصله داره منو بی مریض میکنه
اینکه نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام 
رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام
هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت 
بدون تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت
من نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی
هیچ وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ی ناراحتی
میخواستم نبخشمت یکی ازت تعریف کرد 
دیدن تنهایی تو منو بلاتکلیف کرد
بیا و معذرت بخواه از جشنی که خراب شد
از اون که واسه انتقامم از تو انتخاب شد
...
درگیر رویای تواممنو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت تو منو انتخاب کن
دلت از ارزوی من انگار بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای منچشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم تا با چشام خواهش کنم
درها رو بستم روت تا احساس ارامش کنم
باور نمیکنم ولی،انگار غرور من شکست 
اگه دلت میخاد بری ،اصرار من بی فایدست
هر کاری میکنه دلم ،تا بغضمو پنهون کنه
چی میتونه فکر تورو، از سرمن بیرون کنه
یا داغ رو دلم بزار یا که از عشقت کم نکن
تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 مهر 1393 :: نویسنده : مهربان
اونایی که رفتن اعتراض کردن به پذیرش دانشجوی پولی یا richkidsoftehran
کی قوی تره ؟
راستی پول بهتره یا ثروت ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو