یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : مهربان
بخشهایی که هر اینترن باید بره یه سری اختیاری هستن یه سری اجباری 
یه حس نخواستنی ی بهم دست میده از گفتن این " اجباری " 
اجباری ها : داخلی (3 ماه) ، جراحی(سه ماه) ، اطفال(سه ماه) ، زنان(2 ماه) ، اورژانس، گوش و حلق و بینی ، کارورزی بهداشت و قلب
اختیاری ها : پوست ، روانپزشکی ، داخلی اعصاب ، چشم و عفونی
همچین اختیاری هم نیست ، باید سه تاش رو بریم 
ترتیب بخش هایی که باید گذرونده بشه رو آموزش - الکی مثلا برنامه ریزی شده - ارائه میکنه و به ترتیب معدل اینترنهای جدید باید بخش هاشونو انتخاب کنن . به هرکدوم از این ترتیبا میگن لاین . بعضی لاین ها شبیه هم ه و کسانی که میخان با هم باشن این بخشارو انتخاب میکنن یه همچین چیزی
امروز انتخاب لاین بود. به این ترتیب که همه اینترنهای جدید تو یه کلاس جمع میشن و به ترتیب اسمشون بر اساس معدل خونده میشه تا بگن کدوم لاین رو میخان انتخاب کنن. 
صبح تو پاویون با یکی از بچه هایی که معدلش نزدیک منه نشسته بودیم میگفتیم اگه فلان لاین بهم رسید یه شام تو فلان رستوران - تقریبا گرونترین - بهت میدم .منم گفتم اگه فلان لاین بهم رسید منم یه شام تو همون رستوران بهت میدم
اول که مسئول اموزش - دوسش ندارم - یخورده سخنرانی کرد و یهو یکی از اساتید جراحی با که از قضا دخترش همکلاسی ماست اومد با لباس اتاق عملتو کلاس و فرتی نشست کنار من . فهمیدم که دخترش رفته ددر دودور و باباشو فرستاده انتخاب لاین
- بر چه اساس انتخاب میکنین بخش ها رو؟ 
- هرکسی یه چیزی دوس داره واسه شروع و ترتیب و اینا 
-نمره پره اومده که دارین انتخاب میکنین ؟
- نه دکتر .به امید خدا انتخاب میکنیم وقتی نمره ها اومد اگه کسی پاس نشده بود . بخش اولو بهش میدن ولی بعدش دیگه بهش بخش نمیدن تا6 ماه دیگه که مجدد امتحان بده و پاس بشه
- دختر من میخاست با جراحی شروع کنه .چندتا جراحی هست؟
- بفرمایین دکتر لیست خدمت شما
همونجوری که مسئول اموزش داشتن نطق مینمودن  فرمودن که همه موافق هستین که اقای دکتر -همین استاد - انتخاب کنن . 
حالا به نظرتون کی جرات میکنه که اعتراضی داشته ؟
دکتر باصدای بلند فرمودن : دخترم میخاست با جراحی شروع کنه ...حالا مثلا لاین 3 رو اگه بچه ها اعتراضی نداشته باشن...
و دکتر سریعا جیم شدن
اینو بگم که من از نظر معدل ، وضعم زیاد جالب نیست. دختر استاد هم تقریبا وسط لیست معدل ها بود که به سلامتی و میمنت نفر اول واسش انتخاب کردن و یه لاین خوب واسش شروع شد.من که ترجیه دادم با لاینی که شبیه اون باشه انتخاب نکنم...کشیک اضافه و اینا فقط واسه ما میشه
به ترتیب اسمها رو میخوندن و منم هم چشم به لیست که کدوم لاین قراره خالی بمونه که ما انتخاب کنیم
یکی از دخترای گروه ما -درسخونترین فرد گروهمون- که معدلشم 17 و خورده ای بوداومد که من میخام بخش هامو با فلانی بردارم که دو نفر پایینتر از شماست. وقتی نوبت من شد شما هر لاینی که خواستین بجای من انتخاب کنین .وقتی نوبت شما شد من انتخاب میکنم که نزدیک نوبت فلانی باشم و بخشامون رو مثه هم برداریم. اول که مثه گیجا نگاش کردم و هرچی تو ذهنم حساب کردم یادم نیومد که چه کار خوبی کردم که خدا همچین راهی رو پیش پام گذاشته ...ولی گفتم : باشه ...
کور از خدا چی میخاد ؟....دوتا چشم بینا
نوبت من شد و بهترین لاین از نظر من هنوز خالی بود منم دیگه فرصت رو غنیمت شمرده و انتخاب کردم
اولین بخش داخلی خواهد بود
جالبه که با سه تا از دوستام چندتا از بخشهای ماژور رو باهمیم
اون دوستی که صبح گفتیم که شام و این حرفا ، اومد یقه منو چسبید که من استیک میخام ...خب دیگه چاره ای نیست




نوع مطلب : خاطرات، بیمارستان، عکس، همینجوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 مهر 1393 :: نویسنده : مهربان
اونایی که رفتن اعتراض کردن به پذیرش دانشجوی پولی یا richkidsoftehran
کی قوی تره ؟
راستی پول بهتره یا ثروت ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 مهر 1393 :: نویسنده : مهربان
بخش رادیولوژی .... 
مریض نداره ،درمانگاه نداره ، حضور و غیاب نداره ، راند نداره، شرح حال نداره ، کشیک نداره و از همه بهتر استرس هم نداره ...یه سری رزیدنت داره ، همه خوشحال و به غایت دو دره باز . . .
فقط یه مشکل داره که یه عکس رادیولوژی میزنن زیر نگاتوسکوپ و یه چیزایی توش میبینن و گزارش میدن که ما هر چی بیشتر نگاه میکنیم کمتر میبینیم . سونوگرافی که دیگه هیچی. من یه بار تلاش کردم واسه سونوگرافی کردن یکی از بچه ها ، حتی نتونستم کیسه صفرا رو پیدا کنم چه برسه به سنگ کیسه صفرا و قطر CBD  و ضخامت جدار کیسه صفرا...بگذریم
-یکی از تفریحات سالم موجود در کتابخونه ، خوندن یادگاری های نوشته شده روی میزها و دیوار هاست که بعضا کامنت های گهرباری هم زیرشون نوشته میشه. یکی از نوشته ها رو عکس گرفتم ...جمله خیلی سنگین بود یادداشت کنین
- جمعه ای که گذشت روز پاکیزگی غار ها بود _چیه مگه روز همه چی داریم خب این روش- به همین مناسبت با گروه کوهنوردیمون به یه غار مشرف شدیم جای شما خالی .در مسیر این موجودبینوا رو هم یافتم و پس از گرفتن عکس یادگاری در محل رها سازی کردم
از طبیعت هیچ چیز بر ندارین به جز خاطره (عکس) و در طبیعت هیچ چیز به جا نزارین به جز رد پا .
- وقتی دوستتون اعصابش خرابه و نصفه شب نشسته باهاتون درددل میکنه اصلا مهم نیست که عضوی  - هر چند کوچک - از جامعه ی پزشکی باشین ، اون نیازی به نصیحت نداره پس حرفای صدتا یه غاز از قبیل : سیگار ریسک فاکتور بیماری های قلب و عروقه و نمی دونم بیماری های مزمن انسدادی ریه و بسیار اعتیاد اور و نمی دونم چی چی رو دور بریزین و سیگارشو واسش روشن کنین و اگه میخواین خیلی مرام بزارین باید پا به پاش ...
اینم یادگاری دوستمون توی پارک ،بقیش رو پرت کرد اینور اونور...نیروهای خدماتی عزیز شرمنده
- چند روز پیش در اقدامی مقابله به مثلانه ماشین پدر رو به اصطلاح امروزی ها اچار کردم .سیستم صوتی ماشین پدر فابریک کارخونه ایه. از این نوار خور هاست یه نگاهی به محتویات داشبوردش انداختم ببینم بابا چی تو بساطش داره اول اینو پیدا کردم و قیافم اینجوری شد بعد اینو که پیدا کردم دیگه هیچی ...تازه نکته ی اولش که بسیار واضحه.بعد از اون جالبتر این بود که نوار رو که گذاشتم تو دستگاه دیدم مال گوگوشه !اصن یه وضی
یه اهنگ رو تو این نوارا پیدا کردم خیلی خوشم اومد ولی نمیدونم اسمش چیه و حتی خوانندش کیه .یه تیکش این بود :بوسه زن/ لبت را ببندا ، که هیچش نیست ان سو تر/ز دور راه دستانت،زاغوش گرمت بسی دورتر... و تو روزهایت را به این امید که شاید طی کن . کسی این اهنگو گوش نکرده؟
- یه لطیفه ای تو وایبر واسم اومده بود به این مضمون که قدیما میگفتن اگه یه دختر بتونه پوست پرتغال رو سالم دربیاره واسش شوهر پیدا میشه ولی دخترای امروزی اگه با نارگیل هم بتونن این کارو بکنن فایده نداره . منم اومدم کدبانوگری خودمو ثابت کنم و این حرکتو با نارگیل زدم ولی بعد که فکر کردم دیدم باید پوستشو سالم دربیارم نه خودشو ...
- خیلی وقت پیش میخواستم چندتا عکس بزارم از کتابای سال کنکورم ...من ارادت خاصی به شیمی داشتم .فک نکنین از اون ادمای بسیار خوان بودما ...اصلا تو این عکس معلوم نیست که من تقریبا ماهی یبار کل شیمی رو دوره میکردم اوایل هربار که یه دور کتاب رو میخوندم تو یه فصل خاص تاریخ میزدم ... اینا هم هستن واسه خاطرات و اینم یه یادگاری صفحه اول کتاب شیمی پیش دانشگاهی...یادش بخیر
پ ن :هفتمین کنگره اورولوژی برگزار شد من که از تکنیک ها به جز چیزایی که به پایان نامم مربوط میشد چیزی دستگیرم نشد ولی ایشالا یه روز خودم برم مقالم ارائه کنم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 تیر 1393 :: نویسنده : مهربان
یه لحظه هم فکر نکنین که این پست من با غم و احساس افسردگی و این عواطف نا خوشایند نوشته شده 
زدم تو کار بررسی مرگ و میر دیگه ...
خیلی از درمان هایی که پزشکا واسه مریضاشون انجام میدن تهاجمیه یا عوارض خیلی شدیدی داره مثلا همین چیزی که راحت میگیم شیمی درمانی ...بگذریم از هزینه هاش
جراحی هم بهتر نیست
"برکس مپسند انچه تو را نیست پسند" رو باید پزشکا گوشه ی ذهنشون داشته باشن
قطع عضو عملیه که ارتوپد ها و جراح ها ازش فراری هستن مخصوصا اگه بیمار سنش کم باشه
اگه زندگی بیمار هم وابسته به قطع یه اندام باشه بازم واسه پزشک اسون تر نمیشه ولی خیلی از مریضا و پزشکا میپذیرنش
یکی از اساتیدمون خاطره ای گفت از دوران تحصیلش . میگفتن:
وقتی اینترن بودم یه رزیدنت چشم تو بیمارستانمون بود که واسش تشخیص استئوسارکوم تو تنه ی استخوان ران دادن (یه سرطان بدخیم استخوانی) و بهش گفتن باید پات رو از مفصل بین ران و لگن قطع کنیم اونم گفته بود باشه ! 
ولی چندتا از اساتید داخلی و ENT نشسته بودن زیرپاش که تو  جراح هستی ، پات رو لازم داری . راضی شد که بجای قطع پا ، فقط تومور رو بردارن و بعد شیمی درمانی بشه و یکی از ارتوپد ها کارش رو انجام میده شیمی درمانی میشه 2-3 سال میگذره رزیدنت داستان ما استاد میشه تو همون دانشگاه و و استاد ما رزیدنت ایشون بودن ....سرفه ، تنگی نفس ... متاستاز ریوی ...
استادمون میگتن وقتی این بنده خدا تو ای سی یو داشت خفه میشد بهم گفت اون اساتید داخلی و ENT رو بهشون زنگ بزن بیان کارشون دارم ...استاد گوش و حلق و بینی گفته بود نمیشه کاریش کرد  ولی باشه میام 
گفته بود من گفتم این پا رو نمیخوام چرا نذاشتین پام رو قطع کنن 
شاید واسه اونایی که مریض بدحال تو ای سی یو رو ندیدن درکش مشکل باشه ولی من ترجیح میدم اصن بیخیال جراحی بشم
تو ادامه ی مطلب یه چیزایی هست در مورد کمیت و کیفیت زندگی پزشکا و برخوردی که با بیماریشون میکنن
دوستان از نظر علمی به مطلب خرده نگیرین. من ننوشتمش فقط کپی کردم واسه کسایی که دوس دارن بدونن وقتی مرگ در خونه ی یه پزشک رو میزنه دکتر چه جوابی میده


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 تیر 1393 :: نویسنده : مهربان
به امتحانات نزدیک میشویم امتحان تئوری عفونی رو که دیروز دادیم رفت امتحان بخش عفونی رو چیکار کنم تازه یه استاد خانوم هم هست که هی چپ و راست میاد یقمون رو میچسبه میگه چرا مریضا رو نمیبینین ؟این مورد نادره این مورد کمیابه این فلانه اون بهمانه ،دیروز واسه این مریض سونو مجدد انجام شده چرا نگاه نکردی ببینی چی گزارش کردن ؟ CBC امروز این مریض رو بگو دیروز چی بوده ؟حالا مرض نوتروپنیک بود WBC  همش 400تا بود رفیق ما گفت 8700 ! استاد نزدیک بود سکته کنه... اینو چرا معاینه نکردی؟ مگه واست مهم نیس؟تازه یبار سر یه مریض داشتم باهاش یکی به دو میکردم گفت : میام میزنمتا ! استاد اینقدر خشن نوبره والا ...البته خیلی دلسوزه بچه خوبیه ، ولی از دستش تو آبدارخونه ی بخش قایم میشیم چایی میزنیم
امتحان اپیدمی و امار رو کجای دلم بزارم. میانترم امار از 7 نمره اوردم 4.5 دیگه بیش از این وسعم نمیرسید واسه پایان ترم از 13 نمره 7.5 لازم دارم واسه پاس شدن که خدا به خیر بگذرونه
امتحان اپیدمی دوشنبس که هنوز جزوش نوشته نشده ، سر کلاسشم که ... ایشالا شنبه یه فکری واسش میکنیم
دیروز بعد از امتحان عفونی با دوستان هم گروهی جمع شدیم که فوتبال ببینیم و البته بیشتر منتظر شادی پس از گل و جشن صعود تیم ملی به مرحله ی بعد بودیم که زهی خیال باطل... منم اگه جای این پسره ، حقیقی بودم دیگه حواس واسم نمیموند خودتون میدونین چرا ...هرچی سر دوتا بازی قبلی ابروداری کرده بودن این یکی رو تر زدن .ما هم کلا داشتیم خودمونو با تنقلات خفه میکردیم بعد از حمله ی اولیه این وضعیت و این وضعیت بود چیپس ، پفک ،کرانچی، پف فیل و اینا از هر کدوم ده تا ابمیوه تخمه دیگه مرز انفجار رو رد کردیم اینم ازبقیش از 70 هزارتومن تنقلات همینش موند  متاسفانه یادم نبود وگرنه عکسای بهتری میگرفتم
بعد بازی داشتیم فکر میکردیم جام جهانی بعدی کجاییم احتمالا یکی دوتا رفتن خارج ، یکی دوتا رزیدنت شدن من هم احتمالا هنوز سرباز هستم و دارم پا بر زمین میکوبم
پ.ن 1 : اونایی که کنکور دارین و اونایی که کنکور دادین ایشالا موفق باشین
پ.ن 2 : شیرین وبلاگت رو چیکار کردی ؟ تامای چرا اپ نمیکنی ؟
پ.ن 3 : رمضون رو دیگه کجای دلم بزارم ؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 خرداد 1393 :: نویسنده : مهربان
بر خلاف تصوری که از بخش عفونی داشتم بخش خوبیه .اموزشش که خوبه، دلم برای راند شدن تنگ شده بود ، درمانگاهشم خوبه مورنینگش هم نکته اموزشی زیاد داره از همه بهتر وایرلسشه ، سر کلاس خیلی خوب انتن میده تو یه ساعت کلاس مورنینگ میشه در حد نیاز دانلود کرد (من تا 600 مگ دانلود کردم)
اینقدر این بخش انتی بیوتیکهای جورواجور داره با مصارف مختلف اصن یه وضی ...اسمها شبیه هم ، کاربرد ها به شدت متفاوت
از نظر فارماکولوژی هیچوقت مشکل نداشتم ولی الان دیگه دارم ریپ میزنم...بگذریم
مشکلاتی هم داره از قبیل بیمار تخت هفتمون که این بیماری جدیده MERS یا همون کورونا داره دیروز دیدم اسمش تو برد نیست ، کسی هم نمیدونست کجاست . خوب شده ؟ مرده ؟ ازش قطع امید کردن؟ فرستادنش جامعه رو الوده کنه؟ رضایت داده رفته؟
عوضش امروز از فرودگاه سه تا مورد جدیدش رو برامون فرستادن ...هر دم از این باغ بری میرسد
من که اصن دم اتاقشون هم نمیرم 
اگه عمرم به دنیا نبود و قرار شد بمیرم قبلش نام کاربری و رمز عبورم رو میدم دوستان مجازی که نزارن چراغ وبلاگم خاموش بشه
دوستانی که نزدیک ولایت ما هستن تشریف بیارین مراسم ختم ،خوشحال میشم
امروز صبح سر کلاس مورنینگ یه صداهایی میومد عجیب بعد از اتمام کلاس رفتم دنبال منبع صدا و بالاخره اینو در یکی از اتاقهای بیکار قسمت اموزشی بخش پیداش کردم بعد از اینکه باهاش کلی بازی کردم در همون موقعیت رها سازی شد ولی اعصابش رو خورد کردیما چیزی نمونده بود گازم بگیره. واقعا برام سواله چطور از جلوی نگهبانا رد شده. شایدم از پنجره ای چیزی اومده تو ولی تمام پنجره ها که توری دارن ...جیمز باندی بود بخدا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مهربان
با تشکر از همه اونایی که تو نظر سنجی شرکت کردن و اونایی که شرکت نکردن
سوال نظرسنجی این بود که به نظر شما رفتار یه دانشجوی پزشکی در جامعه باید با سایر افراد هم سنش فرق داشته باشه؟
اینم نتیجش طی 72 ساعت تقریبا
undefined
بعد از گذاشتن این نظر سنجی یه سری مشکل پیش اومد از قبیل اینکه تو میخای بقیه باهات چه رفتاری داشته باشن ؟ یا تو باهاشون چه رفتاری داشته باشی؟و...
جناب Dr Narcisus در کامنتشون سوال منو اصلاح کردن و گفتن که : "آیا یه دانشجوی پزشکی بخاطر رشتش باید یه چیزایی رو رعایت کنه؟ " این چیزی بود که تو ذهن من بود و خوب نتونسته بودم منظورمو برسونم
حالا رعایت کردن هم میتونه جنبه انجام داشته باشه یاعدم انجام . انجامش مثل کمک کردن داوطلبانه باشه  به هر شکلی ، سر به زیر بودن یا زیادی مودب بودن  ویا عدم انجام یه سری کارها باشه مثه چیزایی که در عرف واسه یه پزشک پسندیده نیس خودتون واردین ماشالا
مثال(سیگار یا قلیون کشیدن ، دستبند، سبیل دسته دار ،تفریحات مورد اختلاف نظر، کله ی تراشیده ، انگشتر غیر متعارف ، داشتن GF ، بازی کردن با الات لهو و لعب،داشتن هیکل خیلی ورزشکاری ، مصرف مایعات خاک بر سری و ... ) ببخشید که مثال هام مردونس
پ ن :اینجانب قیافه ی فوق العاده بچه مثبتی دارم و با این موارد هیچ نسبتی ندارن فقط میخام نظرتونو بدونم
یادمه قبل از قبولیم تو دانشگاه توی یه مجله مصاحبه ای دیدم با چند تا از دانشجوهای پزشکی که یکی از سوالایی که ازشون پرسیده بودن این بود و البته نظرشون متفاوت بود
نظرتون واسم مهمه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مهربان
یه سری کتاب ها هستن که مجوز چاپ نمیگیرن حالا به عناوین مختلف کار نداریم .بعضی وقتها اگه چاپ میشدن اینقدر خونده نمیشدن به شخصه بوف کور رو 4 بار خوندم با این که خوندن کتاب پی دی اف سختتر از کتاب کاغذیه
کتابی هست به نام بی شعوری که توصیه میکنم بخونین نویسندش یه پزشکه که کار نداریم تخصصش چیه( اگه میخاین بدونین تو صفحات اول کتابش نوشته ) این کتاب فقط به خاطر معادل انگلیسیش مجوز چاپ نگرفته . به همه توصیه میکنم بخونینش واسه من که خیلی خوب بود
یه کتاب دیگه رو دیروز تموم کردم به نام "توپ مرواری" که صادق هدایت نوشته و به اونایی که روحیه انتقاد پذیریشون فولادی نیست توصیه نمیکنم بخوننش (جدی بگیرید ) یه بابایی میگه هیچ چیز انقدر مقدس نیست که نتوان انرا نقد کرد
یه کتاب دیگه که هفته پیش خوندم (این یکی چاپ شده) سمفونی مردگان از عباس معروفی خوبه ابهام توشه ولی قشنگه 
نوشتن در مورد این کتابها به معنی تایید محتوای این کتابها نیست 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
روز اول همایش اموزش پزشکی به طور مرگباری خوش گذشت ، مدت ها بود این جوری تفریح نکرده بودم
همزمان با روز اول همایش بخش پیوند قلب ، پیوند کلیه و بیمارستان فوق تخصصی اطفال هم با حضور وزیر بهداشت افتتاح شد 
ما که اصن نفهمیدیم چی شد و چی افتتاح شد مشغول تست کردن شیرینی های استانهای مختلف در غرفه هاشون بودم از هر شیرینی فقط یه مشت ! چایی به دست ، دنبال یه جایی بودیم واسه استراحت که با این صحنه مواجه شدیم میخاستم یه عکس بهتر بگیرم ولی از چش غره هاشون ترسیدم . ما که نخابیدیم هیچ ، همه رو هم بیدار کردیم
روز دوم دیگه چم و خم کار رو یاد گرفته بودم همین که به غرفه ها نزدیک میشدم میدونستن با کتاباشون کاری ندارم ظرف شیرینی رو بهم تعارف میکردن ، یه همیچین فرد بی آبرویی هستم من ! عصرش یه تور کویر هم گذاشته بودن که رفتیم جاتون هم خالی ، تا حالا 20 بار کویر رفتم ولی اولین بار بود که تو کویر بودیم و بارون گرفت ...عجب شامی زدیم به بدن
روز سوم یه کارگاه متد نقد مقاله شرکت نمودیم و بسیار استفاده بردیم بقیه نظر میدادن و ما چهار تا نخاله (من ،بهزاد، مهدی ،فرزاد) فقط به هر و کر پرداختیم من یه شیرین کاری هم کردم ، نمیدونم چی شد حین میوه خوردن ،وسط بشقابم نصف شد .تقصیر من نبود بشقابه خراب بود همه ی نگاهها برگشت سمت من چند تا پوزخند هم حوالم کردن.اگه من جای اونا بودم گواهی که هیچ ، پس گردنی هم به یکی مثه خودم نمیدادم
مدیونین اگه فک کنین تو ارائه یه پوستر یا سخنرانی شرکت کردم
متاسفانه بقیه عکسا قابلیت قرار دادن تو وبلاگ رو نداشت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 فروردین 1393 :: نویسنده : مهربان
به حمد الله والمنه بخش جدید شروع شد بخش زنان
ورودی بخش نوشته ورود آقایان ممنوع  ما نیز با دوستان دم در وایسادیم بر سر دوراهی موندیم که ما دقیقا الان چی هستیم آقا محسوب میشیم یا پزشک؟اگه اشتباه نکنم هویت جنسی در سن 18 ماهگی تشکیل میشه و در 24 ماهگی تثبیت
دو نفر دلو به دریا زدیم و با احتیاط به ایستگاه پرستاری نزدیک شدیم در چهره پرستار چیز غیر طبیعی دیده نمیشد پرسیدم دکتر "الف" اینجا هستند گفت تو اتاق پزشکان جلسه هستن خب مطمئن شدم که وجود فردی با جنسیت مذکر اختلالی در امنیت بخش ایجاد نمیکنه به بچه های دم بخش علامت دادم که امنه ! بیاین 
قضیه از این قراره که شنیده بودم چند ساله ورود دانشجویان پسر به لیبر ممنوعه از همین جهت شرط عقل این بود که احتیاط کنم
کلاس با دکتر "الف" تشکیل شد و دکتر گفتن اگه برین تو یه روستا و یه مادر بخاطر اینکه شما زایمان بلد نیستین بمیره ، شما مسئولین ، همون اقایونی که گفتن شما نرین اتاق زایمان ، خودشونو کنار میکشن و هیچکس از شما دفاع نمیکنه
به نظرم منظورش این بود که بیاین اتاق زایمان 
سه گروه 8نفره شدیم یه گروه بخش ، یه گروه درمانگاه و یه گروه لیبر ، که چرخشی عوض میشه
اولین گروهی که باید بره لیبر ماییم ، هنوز که نرفتیم
از همون اول به یکی دخترا (نمایندمون)گفتم: من که شرح حال نمیگیرم اصن زشته که من برم از یه خانوم بپرسم که ... گفت : عه چجوریه که بخش اورولوژی هر چی اورکیت بود به پست من خورد هیچی نگفتم حالا شما میگین مریض نمیبینم ! هیچ اشکالی نداره هیچکس ناراحت نمیشه دکتر محرمه
واقعا دنیا داره به چه سمتی میره؟؟!!!
-------------------------------------------------
یه کفش خریدم نسبت به زمینای بیمارستان آلرژی داره راه که میرم جیر جیر میکنه به قول بعضی دوستان "جیک جیک"
آبرو واسم نذاشته
-------------------------------------------------
همش ملت میگن وایبر فلان ، واتس اپ فلان ، لاین.... 
مگه همون سایت ضاله ی ف ی س ب و ک چه عیبی داره؟
گوشی من مال دوره دوم زمین شناسیه ومشخصا از این قرتی بازیا (وایبر و...)نداره ببینید چقدر مظلومه !
البته نیازی به ذکر این نکته نیست که تموم قصه ها مو از تو دارم / بهترین خاطره هامو از تو دارم
ما هم یه تبلت خریدیم و به دنیای تکنولوژی وارد شدیم  ولی ازش سر در نمیارم راستی تبلت نباس بلوتوث داشته باشه؟
------------------------------------------------
ای کسانی که شکست عشقی رو تجربه کردین پیشنهاد میکنم آهنگ " چرا رفتی " همایون شجریان رو گوش کنین 
ولی عواقبش با خودتون




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : مهربان
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 اسفند 1392 :: نویسنده : مهربان
بخش روانپزشکیه دیگه ...همه جور چیزی میبینیم اولین روزی که رفته بودیم اونجا یکی رو دیدیم که رفته بود رو میز وایساده بود داشت سخنرانی میکرد و  تصور میکرد که یکی از شخصیت های مهمه حالا اسم نمیبرم مورد داشتیم طرف فکر میکرد امام زمانه ،جونم واستون بگه یه مورد امام رضا هم داشتیم ، خلبان و بمب یاب و اینا هم که از نظر ما نرماله . یکی از بچه ها میگفت ونسان ون گوگ هم داشتن، یه چیزی میگم یه چیزی میشنوینا...جدا به حرفی که میزنن معتقدند
این مورد شاعر از اب در اومد. اینم یه نمونه شعرش
یه عکس از اطلاعیه ای که به دیوار بخش زدن

پاورقی: با توجه به ملاحظات اخلاقی شعر رو حذفش کردم




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 اسفند 1392 :: نویسنده : مهربان
ترم قبل یه درس دو واحدی داشتیم به اسم اخلاق پزشکی 
سر کلاسش همه کار کردیم از ناهار خوردن گرفته برو تا منچ و مار و پله 
عجب درسی بود به معنی واقعی کلمه بیخود
نمره هاشو که زدن تعجب نکردیم من شدم 12 ... پایین ترین نمرمه در 4 سال اخیر
تقصیر من نیستا تقصیر جزوس . آخه مزین شده با اینها 1 و 2 مشت نمونه خرواره تا آخر جزوه از همینا داره
امروز نمره رو ثبت دائم کرد استاد بی معرفت ، فرصت اعتراض هم نداد
اصن زشت نیس که اخلاق پزشکی رو ادم 12 بیاره ؟ 
یعنی یه همچین پزشک بی اخلاقی خواهم شد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 اسفند 1392 :: نویسنده : مهربان
توی چندتا پست پایینتر یه بیماری رو شرح دادم به اسم هیپوکندریاز یا سندرم دانشجویان پزشکی ، توی کتابا همچین بیماریی نوشته و ثبت شده . بنده مفتخرم که یه بیماری جدید که نه ، تازه مکشوف به عمل اومده رو خدمتتون معرفی کنم این بیماری رو خودم شخصا کشف کردم و البته نامگذاری ، اسمش شاید یکم ...چی میگن آهان دهن پر کن نباشه ولی واقعا چیز جالبیه 
من چون بیشتر با بچه های پزشکی سر و کار داشتم توی اونا کشف کردم و این بیماری کاملا دخترونس
در ادامه ی مطلب منتظر نگاه های خشمگینتان هستم


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 آذر 1392 :: نویسنده : مهربان
یه اقای میانسال با سابقه ی بیماری قلبی که به تازگی هم یه عمل جراحی رو زانوشون انجام شده بود با ایست قلبی اوردند اورژانس


نتیجه رو در ادامه ی مطلب مشاهده کنید
دیدن عکس برای افراد دل نازک توصیه نمیشود


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
باتوجه به اینکه تو بخش قلب هستیم همش نوار قلبو اکو  ،انژیو و...  ضمنا ما هم که بیکار ! گفتیم از بچه های خودمون هم نوار بگیریم ببینین چی میشه 
که بعله چشمتون روز بد نبینه

اول خودمون تفسیر کردیم که نظراتمون متفاوت بود بعد بردیم به استاد نشون دادیم البته به استاد نگفته بودیم نوار مال کیه استاد فکر کردن مال مریضهای بیمارستانه





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic