یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
جمعه 12 بهمن 1397 :: نویسنده : مهربان
کتاب بخونین
پای منبر روحانی بشینین
اخبار تماشا کنین 
به افرادی که نظرشون مخالفه گوش بدین
تو اینستا و تلگرام بچرخین
اما قبل از اینکه هر چیزی رو باور کنین بهش فکر کنین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خب خب خب
سربازیم هم تموم شد با تمام گرفتاری و بدبختیش
مدتهاست بابام میگه سربازیت تموم شد نمیخاد کار کنی بیا بشین سر درس و مشقت و واسه تخصص بخون اما کو گوش شنوا. بهش میگم حال درس خوندن ندارم
روز اخر به بابام زنگ زدم و گفتم میام خونه و ماشین خودمو برمیدارم و میرم به سمت اون شهری که تو بیمارستانش قراره کار کنم. گفت راه طولانیه، خطرناکه، تو هم بد رانندگی میکنی با پرواز یا اتوبوس برو. گفتم تو مسیر برگشت جای دیگه هم میخام برم و کار دارم. گفت پس بزار من هم باهات بیام حداقل نصف مسیر رو من رانندگی کنم روز بعد با پرواز برمیگردم. گفتم نمیخاد خودم میرم.
ظهر بود از شهر محل سربازی سوار اتوبوس شدم صبح سحر روز بعدش رسیدم ولایت خودمون. بابام اومد دنبالم و منو رسوند خونه گفتم من دو ساعت بخوابم بعد میرم گفت نمیخای منم بیام؟ گفتم نه.
ساعت 11 بود بیدارم کرد گفت پاشو بریم. گفتم اوه چه زیاد خوابیدم
دیدم واسم دوتا کیسه میوه خریده. یه جعبه کیک. قفل فرمون. فلاسک چایی. مدارک ماشین اماده(این حجم از محبت یه جا دیده بودین؟) . میگه بریم؟ گفتم شما نیاین من خودم میرم
مقادیری هم خورده ریز به عنوان تنقلات توی راه بهم داد
تو راه هم هر یه ساعت زنگ میزد اوضاع جاده رو میپرسید و توصیه میکرد آروم برم
یادم رفته بود بابام چقدر دوستم داره

قلب واسش. دوسش دارم اما هیچوقت بهش نگفتم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو