یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
سه شنبه 22 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
چند وقت پیش یکی واسم کامنت گذاشت یه پسره هست که پزشکه چیکار کنم جذبم بشه و بیاد خواستگاریم
واسه جواب دادن به این سوال کلی فکر کردم 

یه مثال مشابهی هست از خانم جوانی که به مدیر عامل ثروتمند یه شرکت امریکایی نامه می‌نویسه و میگه من تحصیل کرده زیبا و خوش اندام هستم چکار کنم تا بتونم با مردی دارای درآمد ماهیانه چند صدهزار دلار ازدواج کنم .مدیرعامل جواب میده که از نظر تجاری چنین معامله ای حماقته ، چون بحث سر یه سرمایه ی روبه زوال یعنی زیبایی در مقابل سرمایه ی روبه رشد یعنی ثروته.پس یه تاجر باهوش با دختر زیبا قرار میزاره اما ازدواج هرگز... مگه اینکه اون دختر به جز زیبایی چیزهای دیگه هم واسه عرضه داشته باشه 
نکته ی قابل تأمل :درآمد بالا از داشتن ثروت، ارزشمندتره
برگردیم سر دوست کامنت گذار وطنی خودمون
من اون شخص رو نمیشناسم پس بصورت کلی میگم
چرا یه نفر باید جذب شما بشه . انتخابتون کنه و بیاد خواستگاریتون
سر میگرده همسر پیدا میکنه .هر کسی واسه ازدواج یا دوستی مثلا یه سری معیار ها رو داره که طرف مورد نظرش رو ارزیابی می‌کنه و اگه از نظرش جالب باشه و طرف هم با شرایط انتخابگر کنار بیاد رابطه شکل میگیره
اینکه شما تحصیلات خاصی دارین خوش اندام هستین یا از دید خودتون زیبایین دلیل نمیشه که از دید بقیه هم همینقدر جذاب و منحصر به فرد به نظر بیاین. باور بفرمایین که از هر صدتا دختر شاید یکیشون قبول کنه زیباترین چشم های دنیا مال کس دیگه ای باشه.
اینکه شما لیسانس فوق لیسانس فلان رشته دارین خیلی خوبه اما آیا شغل متناسب و مرتبط هم دارین؟مدرک به تنهایی ارزش نداره چون دانشگاه های کم ارزش تو کشورمون زیادن .قصد توهین به هیچ رشته یا دانشگاهی رو ندارم صرفا عرض میکنم که رشته ی تحصیلیتون چقدر واسه ی خودتون یا کشورتون مفید بوده،از نظر من این معیار ارزشمند بودن تحصیلاته
متاسفانه و یا خوشبختانه مسائل مادی از قبل پررنگ تر شده وکسی کتمانش نمیکنه. اینکه طرفین چه سطحی از امکانات و رفاه رو در زندگی قبل از ازدواجشون داشتن و الان میتونن باهم داشته باشن
به فرض که از نظر شرایط هم کفو بودین
تا اینجا قبول...
زندگی متاهلی نسبت به صد یا پنجاه و حتی بیست سال پیش هم تغییر کرده
در مورد پنج درصد بالای جامعه صحبت نمیکنم . عمده ی جامعه اگه زوجین باهم کار نکنن توی تامین مخارج زندگی مشترک گیر میوفتن. زندگی مشترک اونقدرا پروانه ای و عاشقانه نیست.اینکه از خونه ی بابا بپری بیرون قرار نیست همه چیز اوکی باشه
نکته ای که غالب افراد بهش توجه نمیکنن اینه 
فردی که باهاش ازدواج کردین قرار نیست واقعا اینجوری باشه باید تصور کنین حداقل ۲۵درصد درب و داغون تر و گنده دماغ تر هم بشه تحملش کرد.اگه هزاران مشکل دیگه هم نداشته باشه و خانواده ی محترمش مخفی نکرده باشن
نکته ی بعدی اینه
خانوما عمیقأ به توانایی خودشون در تغییر دادن اینی که آقاهه هست اعتماد دارن .یعنی خیلی روش حساب میکنن که بتوننشوهرشون رو‌مطابق میل خودشون عوض کنن... در مقابل آقایون فکر میکنن خانومه قراره همینجوری بمونه بدون تغییر ... هر دو اشتباه میکنن 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 بهمن 1398 11:42 ب.ظ
یه سوال شغلی داشتم.اگه شما جای من بودین و یه کارشناس آزمایشگاه بودین که میخواستین ادامه تحصیل بدین. لیسانس به پزشکی میخوندین یا تا مقطع دکترای یکی از گرایش های علوم آز میرفتین؟ دور و بر شما اگه این دوگروه آدم هستن علم کدوم بیشتره؟
مهربان ببینین کدوم آینده شغلی و مالیش بهتره
جمعه 25 بهمن 1398 08:27 ب.ظ
والا ما توخانوادمون کسی تابه بخاطر اینکه پسره پولدار وخونه وماشین داره ازدواج نکرده بخاطر همین همچین آدمایی برام قابل درک نیستن.
خود من نظر شخصیمه بهتره سطح سواد یکی باشه.مهم نیست دکتر یامهندسه یافروشندست مهم اینه اهل کارباشه وسعی کنه تو کارش بهترین باشه.مرد ک زرنگ واهل کارباشه نمیذاره اذیت بشی.

بشخصه دوست دارم باهمکار ازدواج کنم بنظرم اگر زن وشوهر کارومحل کارشون یکی باشه موفق ترن.
مهربان نمیشه تعمیم داد
پیج delnewis. رو نگاه کنین.استوری ها و هایلایت ها رو بخونین
جمعه 25 بهمن 1398 07:09 ب.ظ
الهی
بزرگ مرد قلب صورتی^-^
پنجشنبه 24 بهمن 1398 08:13 ب.ظ
فکر کنم مشاوره برات درآمدش بیشتر از پزشکیه بشه
تغییر شغل بده خودم اولین مراجعه کنندت..:))
مهربان کارم رو دوست دارم
و واقعا غم دیگران اذیتم می‌کنه .نمیتونم مشاور باشم
پنجشنبه 24 بهمن 1398 01:38 ق.ظ
مشاوره میدی باز؟ :)
برای من برعکس این حالت اتفاق افتاده و ذهنم درگیرشه
کسی دوسم داره که از هر نظر خیلی بهتر از منه !
داره میشه 5 سال .. نه اون تونسته کسی رو جایگزین کنه نه من
اما از ازدواج باهاش می ترسم هنوز
از نگاه بالا به پایین خانواده ش ..
ترسم منطقیه ؟
اون الان 37 سالشه !
ممکنه از سر خامی باشه علاقه ش ؟
مهربان والا من مشاور نیستم
در. مورد خودمم نمیتونم نظر درستی بدم چه برسه به کسی که هیچی ازش نمیدونم
چهارشنبه 23 بهمن 1398 06:29 ب.ظ
این روزا پستا شدن همه اش ازدواج :||
چهارشنبه 23 بهمن 1398 10:32 ق.ظ
بله پول خیلی ملاک مهمیه میگن فقر که از در بیاد تو عشق از پنجره فرار می کنه.
درمورد هم کفو بودن حرفتون فقط درمورد دخترا صدق نمی کنه کم ندیدم پسرهایی که جذب زیبایی و پول یه دختر شدن کلا الان یه جوری شده همه دنبال یکی بالاتر از خودشونن حتی به هم سطح خودشون راضی نیستن چون فکر می کنن منحصر به فردن و لیاقتشون بیشتر از این چیزاست کلا نه فقط درمورد ایشون که از شما سوال پرسیدن همه ما یه بار تو زندگیمون یه همچین حسی داشتیم فک میکنیم کسی که میاد سمتمون به خاطر یه منفعتی هست.
در ضمن حستون نسبت به دخترا خیلی منفیه اینو از خیلی کامنت ها و پستاتون متوجه شدم کاش نگاه عادلانه تری داشتین و حرفاتون رو به همه از جمله آقایون هم تعمیم می دادین.
مهربان ببینین نمیشه گفت فلانی از فلانی بالاتره یا پایینتره.ممکنه یکیشون از نظر مالی قوی تر باشه یکی از نظر زیبایی یا تحصیلات نفوذ خانواده
بصورت کلی خیلی فاکتور ها هستن.مجموع رو باید در نظر گرفت در مورد صرفا به ویژگی نمیشه قضاوت کرد
سه شنبه 22 بهمن 1398 07:48 ب.ظ
حالا نه صرفا این سوال و جواب ولی یه چیزی که راجع به دانشجوها و کلا جامعه پزشکی من رو تا حد مرگ عصبی میکنه و واقعا باعث میشه بعد سال ها بخوام یه کامنت برای کسی بذارم اینه که چرا فکر میکنن تو هر حیطه ای میتونن اظهار نظر کنن؟این اجازه رو چجوری به خودشون میدن؟رو چه حسابی؟
مهربان تو جامعه ی ما همه دانای کل هستن و در همه زمینه ای اظهار نظر میکنن حالا کسی که مطالعه ی بیشتری داره نظرش و حرفش ارزشمند تره
حالا ماها هیچی. اما پزشکای زیادی بودن که نویسنده بودنشون از طبابتشون معروف تر شده
مثل چخوف .خالد حسینی متخصص داخلی یا حتی غلامحسین ساعدی که متخصص اعصاب و روان بود
به نظرم به خاطر درگیری با غم مردمه
سه شنبه 22 بهمن 1398 06:17 ب.ظ
واقعا درک نمیکنم چرا انقد پزشک بودن برا دخترا مهم شده حاضرن طرف آدم نباشه ولی پزشک باشه
به شخصه این باور و دارم که اکثر آقایون پزشک مناسب زندگی مشترک نیستن
یه خانومی بود هفته ای سه بار میومدن بیمارستان بعد دقیق تو شیفت یکی از پزشکای اقا بعدش فهمیدیم ایشون اصلا مریض نبودن فقط میخواستن دل اون اقای دکتر و به دست بیارن با اینکه اون خانومه حدود 10 سال بزرگتر بودن ولی انگار فقط دلشون میخواست همسرشون پزشک باشه از بچگی و هیچ ملاک دیگه ای نداشت :)))
مهربان پزشکی پرستیژ خوبی داره و ضمن اینکه درامدش در دید عموم از بقیه مشاغل بهتره
سه شنبه 22 بهمن 1398 04:26 ب.ظ
عالی بود
ولی یه چیزی همکلاسی‌های من که پسرن خیلی‌هاشون زن غیر پزشک میگگگگن که میخان
مهربان شاید بخاطر اینه که میخان بچه هاشون از دو طرف یتیم نباشن
خودشون که شیفت زنشون هم شیفت ...
سه شنبه 22 بهمن 1398 03:18 ب.ظ
هی میخوام گارد نگیرم،ولی نمیشه://///دخترا فقط رویایی فکر میکنن؟؟؟یه زن میخواد همیشه شوهرشو تغییر بده؟؟؟اقایون هیچ ایرادی ندارن تو روابط؟؟؟؟اون حجم از تملک نسبت پارتنر رو فقط میشه تو موجودی به اسم مرد دید،اینکه خیلی از کارا و فعالیتا انجام نشن واسه خاطر ارامش روان همسر ،خواسته یه مرد هستش،حالا در برابر اینا ،دخترایی داریم که صورتی فکر میکنن،یر به یر میشن،نه؟
اینکه کسی بیاد اینجا بپرسه من چطوری شوهر دانشجو پزشکی پیدا کنم،از نظر من یه شوخی بیشتر نیست،اگرم جدی باشه،خیلی بیشتر از سندرم سیندرلا ،مشکل واسه حل کردن در اون شخص هستش://////
با تمام این وجود ،فکر میکنم،چه دختر وچه پسر ،تو این دوران دیدشون باز تر شده،و با اینکه تقریبا اکثر افراد دچار بی هدفی و درگیری فکری هستن،ولی معتقدم الان دوره گذاره ،نه اینجا بلکه همه جا،اصل مسایل گم شدن ،بعد این دوران یکم اوضاع بهتر و استیبل تر میشه ،نشاید دخترایی که دنبال یه شاهزاده مشکل گشا هستن هنوز زیاد باشه،ولی از اون ورم افرادی که دیگه از اون حالتای پرنسسی در اومدنم روز به روز بیشتر میشه!!!!
راز داری در حیطه اشنایی متفاوت!!!نمیدونم،به شخصه فکر کنم راز رو نباید گفت،جز به کسی که واسه کمک بتونه قدمی برداره،قدم اوصولی و مفید :////
ولی شعاره دوست داشتی و خوبیه،!!!!!!و میدونم هستن افرادی که فقط شعار نمیدن،!!!!!
مهربان معمولا زن ها دوست دارند همسرشون رو‌مطابق میلشون عوض کنن
تملک نسبت به پارتنر در طرفین دیده میشه در مرد اسمش میشه غیرت در زن حسادت .
در مورد گذرا بودن وضعیت فعلی موافقم باهاتون .همه چی در حال عوض شدنه.فکر میکنن همه چیز در گرو‌شوهر کردنه.
سه شنبه 22 بهمن 1398 03:16 ب.ظ
من سکوت... قرار نیست همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم
سه شنبه 22 بهمن 1398 01:45 ب.ظ
دکترجان، یه وقت مشاوره برای من خالی بذار بی زحمت. تو دستت پر خیر و برکته
مهربان جون بخواه
سه شنبه 22 بهمن 1398 01:25 ب.ظ
اون کامنت گذار من بودم .قربونت برم که هر وقت از همه جا دلم پره میام با خودت دردل میکنم.اون پسره واسه رزیدنتی قلب تهران داره محکم میخونه فکر کنم دیگه عمرا بیاد سمت من کم کم دارم فکر میکنم ی راه واسه پزشک شدن پیدا کنم تا اینکه خودمو آویزون ی پزشک کنم
مهربان پیشنهاد عاقلانه ایه.اما سایر مسائل هم در نظر بگیرین و در پایان براتون آرزوی موفقیت میکنم
سه شنبه 22 بهمن 1398 09:57 ق.ظ
می بینم كه درامد پزشكی راضیت نمیكنه و زدی تو كار مشاور ازدواج و خانواده! :-))
مهربان با هشتگ تک بعدی نباشیم و مطالعه ی چهارتا کتاب سطحی...به همه چیز نوک بزنیم و ادعامون بشه مثه همه ی جامعه
مگه من چیم از بقیه کمتره
سه شنبه 22 بهمن 1398 08:08 ق.ظ
باشد..!
ولی بجا این همه صغری و کبری چیدن بهش می گفتی نمی تونم توی این زمینه راهنمایی تون یا کمک یا هر چی... فقط یه جوری منظور میرسوندی که کارش ازدواج با شغل طرف نه خودش...:)
حالا فردا پس فردا نیای باز اینا رو بسط و شرح بدی..
مهربان پتانسیل بسط دادنش رو‌دارم
سه شنبه 22 بهمن 1398 03:16 ق.ظ
فکر کنم کامنت گذار محترم جدی نمیگفت این حرفو ،به قول خودتون خیلی خانوما الان پابه پای همسراشون کار میکنن،بخوایم اکثریتو در نظر بگیریم ،خیلی وقته خانوما ،نه تنها تو جامعه مابلکه تو همه جا،از اون حالت صورتی فکر کردن در اومدن،شرایط سخت شده،نه فقط مالی ،کلا زندگی سخت شده،بخوای هم نمیتونی دیگه فانتزی بزنی،ولی اینکه هنوز احساسات تو خیلی از تصمیماتشون حرف اولو میزنه ،من کاملا قبول دارم:///اون از سر احساسات زیاده که میخواد همسرشو تغییر بده ،از سر احساسات فکر میکنه میتونه زیبایی رو تاخت بزنه با زحمت و پول در اوردن یه انسانه دیگه!!!!تفاوت زن و مرد هست و خواهد بود،همون جور که خانوما خیلی جاها این تفاوت رو قبول کردن،و سعی میکنن باهاش کنار بیان ،اقایونم باید یواش یواش با این مسیله کنار بیان که احساسات واسه اکثر زن ها حرف اولو میزنه!!!!!حالا اون زن میخواد مادر باشه و پسرشو تو مشتش بگیره،یا همسر باشه و قصد تغییر شوهرشو داشته باشه........
در مورد دشمنو نزدیک تر نگه دار،ضرب المثل خوبه ولی ،من حتی دوستامم از خودمم دور نگه میدارم تا اسیب نزنن چه برسه به دشمن،به جاش با اون که میگه دوری دوستی موافق ترم!!
رگه های خانم ستیزیه تو پست، تو جواب به کامنتم مشهود بود کاملا ،سفره دلمو باز نکنم؟؟؟؟اوکی :////من با حرفاتون موافقم ،ولی چیزی از سخت بودن ماجرا کم نمیکنه !!اره منم میگم خودمو خدا ،اما چند درصد رو حرفمونیم؟؟؟؟؟ه
مهربان نه اتفاقا حس کردم کاملا جدی میگه. عمده ی دخترا درگیر سندرم سیندرلا هستن امیدوارم شاهزاده. ی سوار بر اسب سفید بیاد و همه ی سختی ها و نداشته ها رو با یه اجی مجی برطرف کنه
تفاوت زن و مرد وجود داره و باید هم وجود داشته باشه اما باید از هم شناخت داشته باشن یه خانوم نویسنده یا شاعر قرار نیست زندگی دلپذیری با یه نظامی داشته باشه.مثال جهت نزدیک کردن مطلب به ذهن بود.گارد گرفتن لازم نیست
در مورد رازداری شخصی خیلی بهش معتقدم یا اینکه برین راز رو به شخصی بگین که حیطه های کاملا متفاوتی از آشنایی رو‌دارین و قرار نیست تو زندگیتون دخالتی داشته باشه
اعتماد به خودتون و خدا ...حقیقتا شعاره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو