یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
سه شنبه 8 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان

ویدئو کلیپی دیدم در مورد یه بابا که میره سیم هندز فری مردم رو با قیچی میچینه ، واکنششون رو میبینه ، میخنده و به جاش بهشون ایرپاد میده
در وهله ی اول تبلیغ به نظر میاد حتی اینکه چقدر حال میکردین اگه به جاشون باشین
از نظر مالی به قضیه نگاه کنین .جذابه مگه نه؟
حال فرض کنیم اون هندزفری یا هدفون یادگاری از شخص عزیزی باشه. حالا چی؟
.
پرواز کردم اما بازم سقوط نکردم .پرواز اولم رو دو ساعت زود رسیدم فرودگاه و پرواز مربوطه هم دو ساعت تاخیر داشت . پرواز برگشتم جمعه صبح بود و کنسل شد !به همین سادگی هواپیمایی آتا پیام داد که پروازتون کنسل شد .منم مجبور شدم با قیمت بیش از دو برابر یه پرواز دیگه بگیرم و جالبه وقتی رسیدم به فرودگاه که گیت بسته شده بود .پروازم هیچ تاخیری هم نداشت میبینی به خدا .دیگه با کلی چش غره و آقا کجایین ۱۵۰ نفر معطل شما هستن. بلیطمو دستی صادر کرد و یا علی .بگذریم.هواپیماش به اندازه مینی‌بوس زمان شاه لرزش داشت .شیشه هاش موقع تیک آف میلرزید
یه ماهه که از اون سقوط کذایی میگذره
عکسای عروسی اون زوج نخبه خیلی معروف شد که عشقشون حیف شد .اما از این زاویه بهش نگاه کن که یکیشون تو پرواز بود و اون یکی زنده مونده بود...
یا هیچوقت به هم نرسیده بودن
یا زندگی  پایداری نداشتن و یه سال دیگه زندگیشون به هر دلیلی می‌رفت هوا
حالا کدومش بهتره؟

گاوهای خوشبینی که تو صف کارخونه ی سوسیس هستن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1398 11:25 ب.ظ
کلا مفهوم عشق برام گنگه. چون وابسته به شرایطه. طرف تو دانشگاه از یه دختر خوشش میاد ادعا میکنه عاشقه خب اگه یه دانشگاه دیگه بود چی از یکی دیگه خوشش میومد یا تو یه شهر دیگه...
همون حرف فیلم ورود آقایان ممنوع که میگفت تغییرات هورمونی.بهترین دیالوگ فیلمش بود به نظرم
مهربان برخورد کاملا اتفاقیه کشش و جاذبه و واکنشه که بقیه ماجرا رو شکل میده
سه شنبه 8 بهمن 1398 10:59 ب.ظ
اره سنت های الهی. املاو اینا رو خوب بلدم‌.
منم می دونم ولی حیف اینجا. خانواده میاد واینا.
مهربان میخواهید دشنامم دهید ایا؟ مجلس بی ریاس
سه شنبه 8 بهمن 1398 10:55 ب.ظ
نیومد یا تایید نشد؟مشکل چیه؟
مهربان داشتم جواب میدادم
سه شنبه 8 بهمن 1398 01:32 ب.ظ
به نظر من اون زوج حیف نشدن بلکه خیلی هم خوشبخت شدن یه وداع در اوج ،قبل از اینکه برای هم تکراری بشن . به نظرم برای پروازهامون شمارو ببریم هواپیما سقوط نمیکنه با این قدم خوبتون
مهربان موافقم
سه شنبه 8 بهمن 1398 11:57 ق.ظ
چه کادر هوایی با شعوری،یه بار 10 مین دیر تر رسیدم ،رام ندادن،یه بار دیگه هم 12 ساعت تاخیر خورد تو فرودگاه موندم ،اخرش با یه پک غذایی معذرت خواستن،:///////بله تا این حد تباه
من هرچی فکر میکنم،ترجیحم سرطانه،یه سنگ قبر دارم حداقل،قبلشم با ترشح کورتیزول بیش از حد از دنیا نمیرم:))خداییش یعنی ؟خیلی باید ادم استرس بکشه،حتی اگه کاملا هم از نظر ذهنی اماده باشه بازم ترس اون لحظه رو اصلا دوست نمیدارم،یه مرگ اروم تر با اطلاع و اگاهی از این که کی میمیری ،ایده المه!!!!!یه کم باز تر میکنین چرااا؟ترس رو دوست دارین؟چون ادم تونل وحشتم میره میدونه چیه ولی باز سکته میزنه،یعنی درک نمیتونم بکنم خدایی://///
بازم یه بار دیگه بگم،اون تخصصو اینا اصلا به من ربطی نداره،منظور نبود شما توجیح کنید،صرفا قصدم ملموس تر شدن هدفم از کامنت بود،(اون دسته که کامل بازه،من اونو وواسه همه چی استفاده میکنم):))
مهربان 25 دقیقه به پرواز مونده بود .نیم ساعت مونده به پرواز گیت رو میبندن حالا به جز من دو نفر دیگه هم بودن که داشتن بلیطاشونو دستی میزدن
حداکثر تاخیری که تا حالا تجربه کردم فک کنم سه ساعت بوده
.
در مورد تجربه ی مرگ کورتیزول بیش از حد موقع تهوع و درد های ناشی از درمان و عدم درمان سرطان چی؟ ترس رو دوست دارم؟نمیدونم شاید اره
متوجه منظورتون از بحث تخصص گرفتن شدم و گفتم که ارزیابی کردم شرایطو . توی جوابی که به کامنتون دادم هم نوشتم که لابد اون خانومه به این نتیجه رسیده که صلاحش در فرزند اوریه
مثلا اگه بچه ی بیشتر نیاره ممکنه شوهرش بهانه کنه و طلاقش بده . میدونین میشه انتخاب بین بد و بدتر
ما از جزییات ماجرا خبر نداریم
سه شنبه 8 بهمن 1398 11:44 ق.ظ
همه زندگی عشق و عاشقی نیست مهربان.اون زوج نخبه هم قطعا برنامه های مهم تری توی زندگی شون داشتن...
مهربان موافقم
اما به صورت خیلی شایع ملت این دوتا رو هدف گرفته بودن
سه شنبه 8 بهمن 1398 11:12 ق.ظ
از این پروازم جون سالم به در بردید تا پرواز بعدی :))) ولی خب هر بار سوار هوای پیماهای ایران شدن باعث میشه آدم یه بار مردن و زنده شدن و با تمام وجود تجربه کنه
مهربان همه مون بالاخره میمیریم
دیر و زود داره سوخت و سوز نداره
سه شنبه 8 بهمن 1398 08:54 ق.ظ
خوشحالم برا ی مسافرین پرواز های که شما توی اینا پرواز ها حضور داری..‌ که با وجود شما در نهایت سلامت به مقصد رسیدن‌.
خدا هنوز از دستت خسته نشده.. بعدم بشه فکر نکنم صد وخوردی نفر رو به خاطر تو بخواد ببره..
کاری کردی که از پرواز واقعا می ترسم.
نمی تونی تنهایی بری اونورا...:)
مهربان خدا صبرش زیاده . مهلت میده تا جایی که بلدیم گندکاری کنیم بعدا از خجالتمون دربیاد . بارها بهمون مهلت میده و میزاره که ادامه بدیم
در حین پرواز از مهمان دار پرسیدم ارتفاع پرواز چقدره؟ گفت 31 هزار تا .چطور؟ گفتم حیف شد پدافند نمیتونه بزنتمون . کناریم برگاش ریخته بود خدا میدونه تو دلش چیا بهم گفت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو