یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
یکشنبه 6 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
دوست دارم بدونم دنیای روانشناس ها و روانکاو ها چجوریه
روانکاو بودن به همین سادگی نیست که  بدون کنکور بری دانشگاه پیام نور تورغوز آباد لیسانس روانشناسی بگیری و حتی نری بعد ژستش رو بگیری 
استاد روانپزشکی ما با حداقل بیست سال سابقه ی درمانگری بیماری های روان گفت من و همکارام هر کدوم دستی توی روانکاوی داریم اما هیچ کدوم روانکاو نیستیم .جلسات طولانی و متعدد برای شناخت و ریشه یابی حالات و بیماری های روان لازمه
خانوم جوانی که آرایش غلیظ داره، پسری که گرایش به همجنس داره، پیرمردی که دزدی می‌کنه 
هر کدوم چه داستان عمیقی دارن
گاهی توی خلوتم به دردهای نگفته ی مریضام فکر میکنم. خانمی که تظاهر می‌کنه به تنگی نفس یا درد شکم و یا سایر چیزایی که نمیشه ثابت کرد واسه جلب توجه فرد یا افرادی که ندیدنش ، نمیخان ببیننش یا نادیده ش میگیرن
بهم میگه احساس تنهایی نمیکنی؟میگم نه من تنها زندگی میکنم آدم تو جمع احساس تنهایی می‌کنه نه توی تنهایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 12 بهمن 1398 10:11 ب.ظ
دکتر راسش من تو بخشای مختلف تو اینترنی ب این نتیجه رسیدم ب دوتا رشته ent وروان علاقه دارم ینی نه خیلیا ی جورایی انتخاب بین بد و بدتره
در مورد روانپزشکی همیشه میگی ماسته ولی میشه از تجربیات و شناختت از این رشته بهم بگی
ent هم به نظرم یخورده جو پادگانی و بدی تو 4سال داره و سنگینه
بعضی وقتا میگم مثه شما کار کنم بعد طرح بعد میبنم اگه خیلی محروم باشه و تعداد انبوهی مریض بخای ببینی بازم ارزش نداره
کلا اگه میشه تا جایی که واست مقدوره در مورد اون چیزایی ک باعث شده ب این نتیجه برسی ک ب صلاحته رزیدنت نشی فعلا بنویس تو ی پست
خواااهش میکنم
مهربان باشه بعدا یه پست میزارم
دوشنبه 7 بهمن 1398 03:58 ق.ظ
دقیقا یکی از بهترین راونکاوایی که میشناسم اخیرا خودشون دچار افسردگی و خستگی شدیدی شدن
و از همه سخترشم اینه که همه از روانکاوا و روانشناسا توقع بهترین و آروم ترین بودن و دارن.زندگی سختی دارن به نظرم
و اینکه خیلی برام عجیبه که چرا بعضیا دوس دارن همه نقاب داشته باشن و این خودتون بودن و نمیتونن قبول کنن و تغییر آدما رو در گذر زمان و موقعیت ها باور ندارن...
آدمی هم که انقد اعتقادش (حالا به هرچی )سست باشه که با خوندن چند پست بتونه از اعتقادش دور بشه قطعا از اولشم اعتقادی در کار نبوده و تظاهر بوده به داشتنش
مهربان بدون جواب
دوشنبه 7 بهمن 1398 12:28 ق.ظ
تنهایی؟اره باید ادم انتخاب کنه ولی بیشتر از انتخاب کردن مسیله پذیرش اون سبکه زندگیه
مسیله تحمل دور بودنه، فکر کنم اگه قرار بود تنهایی اینقدر خوب باشه ،خدا ما رو هم تنها می افرید،و نمیگفت فقط من تنهام،میدونم شاید خیلی جنبه صورتی پیدا کنه حرفام ولی،تنهایی به قول خودتون نوسانیش خوبه،هیچ خط راستی نمیتونه لذت سینوسی بودن رو کم کنه،اینکه انتخاب کنی کی تنها باشی و کی دورت شلوغ،محشره ،تنهایی مطلق چه انتخاب باشه چه اجبار
،تهش جالب نمی شه.اتفاقا فکر کنم گاهی اوقات اون حس رضایتی که ادم واسه خاطر یه نفر دیگه از حال بد خودش و شاید اعتقاداتش میگذره هم ،بی نظیر باشه،چرا این همه درگیری وقتی میشه ساده گرفتو ،از همین مدت کوتاه استفاده کرد؟بیا یه مدت بیخیال قید و بند دور برت شو ،از چیزایی که واقعا خوشحالت میکنه لذت ببر بدون اینکه فکر کنی واقعا بهشون اعتقاد داری یا نه ، هوم؟
مهربان تنهایی مطلق میشه رابینسون کروزوئه و بعیده دوست داشتنی باشه
حق انتخاب داشتن و اون وضعیت سینوسی بهتره .آدم حس زنده بودن میکنه
یکشنبه 6 بهمن 1398 01:20 ب.ظ
برای روانشناسی و روانکاو بودن باید اونقدر دل گنده باشی و گوشهات همیشه برای هر حرفی شنوا باشه تا بتونی مرهم روح باشی. علاقه شدیدی به این رشته دارم و مطالعاتی هم دارم علاقه شدیدی هم به تنهایی دارم اما خودمو‌ گول نمیزنم که حداقل به یک نفر نیاز دارم که حرفامو بزنم و حرفاشو بشنوم. حالا اون شخص میتونه حقیقی یا تخیلی باشه
مهربان به نظرم کم کم خود ادم افسرده میشه از این تحمل و شریک شدن در غم دیگران
یکشنبه 6 بهمن 1398 11:24 ق.ظ
برو خودتو سیاه کن هر شب با ی دختر رستوارن و پارتی .اینجا واسه ما رجز می خونی
مهربان شما سعی کنین سیاه نشین .آدما سعی در فریب هم دارن .
در مورد پارتی و رستوران هم از این جنبه بهش نگاه کنین که من از گشتن با آدمای جور وا جور و متفاوت با خودم لذت میبرم
پارتی رو تا حالا نرفتم یعنی دعوت شدم اما صلاح نبود که برم
یکشنبه 6 بهمن 1398 10:21 ق.ظ
پنج ساله نوشته هاتو میخونم ولی همیشه خاموشم
تو روانکاوی که انجام دادم فهمیدم اصلا هم مهربان نیستی.خیلی متظاهری .نوشته هات باعث میشن از خدا دور بشم وبه سمت آدمای ناجور جامعه کشیده بشم .دیگه نمی خونم .بااااای تا قیامت البته تو که ایمان نداری پس باااای برای همیشه
این پیجو اینترن پخش بهم معرفی کرده بود اونم دیگه نمیاد.قبلنا با حالا فرق داشتی که میومدیم
مهربان مهربان صفت من نیست اسم مستعاریه که واسه خودم انتخاب کردم علتش رو هم تو قسمت درباره ی وبلاگ نوشتم
شما مختارین که وبلاگ من. بخونین یا نه و کاملا به خودتون مربوطه
لقمان هم ادب از بی ادبان اموخت
یکشنبه 6 بهمن 1398 10:05 ق.ظ
دوست داری روانپزشک بشی؟
+ من فکر میکردم همجنسگرایی دیگه بیماری حساب نمیشه و یه چیز کامل طبیعیه!
چرا انقدر فکر میکنی
آدمایی که زیاد فکر میکنن داغون میشن
--------------------------
دکتر من یه سوالی داشتم که خیلی برام جالبه
تا حالا شخص مبتلا به جذام از نزدیک دیدی؟
آیا خانواده هاشون و همسراشون ولشون میکنن یا باهاشون میمونن و حمایت میکنن؟
فقط آدما جذام میگیرن یا گربه ها و سگ ها و ... م ممکنه بگیرن؟
بعدم چرا سیستم ایمنی جلوی باکتری رو نمیگیره
مهربان نه اصلا از روانپزشکی خوشم نمیاد و توانایی برخورد با بیماران روان رو ندارم
همجنس گرایی تو جامعه ی ما بیشتر رنگ و بوی تجاوز داره
.
یه بار مریضشو دیدم اما نگران نبودم . جذام قابل بهبودی و بازتوانیه.در حال حاضر دوتا خانه ی جذامیان رو میدونم هنوز هست .تو مشهد و تبریز جاهای دیگه ر نمیدونم
در مورد حیوانات اطلاع ندارم
یکشنبه 6 بهمن 1398 09:07 ق.ظ
منم گاهی درونم تنهاست اما فقط گاهی...
اون گاهی دیگه هم انگار عروسیه:))
با اخرین جمله موافقم اونم فقط گاهی باز..
مهربان تنهایی وقتی خوبه که انتخابت باشه
گاهی نیاز داریم با کسی حرف بزنیم یا بهش تکیه کنیم ... تناوب این نیاز تعیین میکنه که وابسته حساب بشی یا مستقل
یکشنبه 6 بهمن 1398 07:51 ق.ظ
در مورد این پست به شدت باهات موافقم مهربان
تنهایی قشنگترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به کسی نداری...
این جمله خیلی برام ارزشمند چون به شدت عاشق تنهاییم عاشق اینکه تمام لحظه های زندگیم فقط برای خودم باشه و نخوام با کسی تقسیم کنم.
ناخودآگاه وقتی میرم مهمونی هم گوشه ترین جای ممکن رو برای نشستن انتخاب میکنم و تمایل زیادی برای هم صحبتی با دیگران ندارم و تا کسی ازم سوالی نپرسه لام تا کام حرف نمی زنم خیلی ها می ذارن به پای غرورم اما برام مهم نیست
یادمه یه بار ازم پرسیدن چی حالتو خوب میکنه گفتم چندساعت تنهایی برای فکر کردن...
تو چشماش یه تو یه دیووونه ای خاصی بود....
مهربان منم ترجیح میدم وقت آزادم واسه خودم باشه و بتونم انتخاب کنم که با چی و کی و به چه شکل بگذرونمش تا اینکه مجبور باشم تو جمعی زندگی کنم و مجبور باشم مطابق میلشون رفتار کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic