یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
دوشنبه 2 دی 1398 :: نویسنده : مهربان

خانمی حدودا 40 ساله با دو کودک خردسال اومد تو مطب. گفت علی اقا سرما خوردن گفتم خیلی خوب کاری کردن. حالا بشینن روی پای مامانشون تا من گلوشونو ببینم
خندید گفت نوه ی منه
تعجب کردم گفتم بهتون نمیاد
گفت شوهرم تو جوونیم تصادف کرد و فوت شد
منم دیگه پای بچه هام موندم و آخرتم رو ترجیح دادم.
پوکر فیس شدم و مکالمه رو ادامه ندادم
.
ازدواج مجدد چه اشکالی داشت که فکر میکنی دنیاخواهی حساب میشه. امیدوارم به تنهایی تونسته باشه زندگی قابل تحملی برای بچه هاش فراهم کنه اما شاید ازدواج مجدد و برخورد پدرخوانده بار جدیدی به مجموعه مشکلاتشون اضافه کنه جدای از این که خودم به چشمم دیدم موقع ازدواج در مورد یکی داشتن تحقیق میکردن و مسئله ازدواج مجدد مادر دختره بعد از فوت پدرش رو به عنوان یه امتیاز منفی در ارزش گذاری دختر حساب میکردن. مشکلات اجتماعی چقدر پیچیده هستن
.
* اگه راننده ی نیسان میشدم اینو پشت ماشینم مینوشتم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 دی 1398 11:21 ق.ظ
فکر کنم آمریکا اینو دیشب خونده
که زد بدختمون کرد...
خدا لعنت کن اون ترمز نیسانی رو که نذاشت مهربان رانندش بشه و اون آمریکا عوضی رو که چه فکری کرد که سردار عزیز تر از جانم سرباز جان بر کف وطنم.. مهربانم رو به شهادت رساند...
#تسلیت تمام وطنم.
جمعه 13 دی 1398 01:58 ق.ظ
پس ماجرای.. زمین کجه و عروس بلد نیست برقصه هست!!
ولی خدایی قدرتی که نیسان آبی داره...
رئیس جمهور آمریکا نداره:)))
مهربان ترمزش خوب نمیگیره مثه رییس جمهور امریکا
پنجشنبه 12 دی 1398 12:22 ق.ظ
می تونی بگیری پشتش بنویسی و باهاش بری سرکار...
مهربان یه بار با نیسان رانندگی کردم سخت بود
یکشنبه 8 دی 1398 01:19 ق.ظ
کاش هر اسم و دلیل دیگه ای رو کارش میذاشت جز آخرت
جمعه 6 دی 1398 09:23 ب.ظ
پسر خاله ی من بدون پدر بزرگ شد
بچه کوچولو که بود یادمه یبار سرشو گذاشته بود رو پای بابای من بابامم نازش میکرد(منم اون موقع بچه بودم حسودی میکردم ولی الان دلم ریش میشه یاد حسرتاش میافتم)

چون حاصل طلاق بود مادرش جرات نکرد دوباره ازدواج کنه


الان بزرگ شده با کلی مشکل روحى .. مخصوصا که میدونه باباش اصلا دوست نداره ببیندش


مهربان ما نمیتونیم درک کنیم چون این مشکل رو نداشتیم و کمبود پدر رو حس نکردیم
سه شنبه 3 دی 1398 08:13 ب.ظ
سلام

کم پیدا...؟
کاری نداره که یه نیسان بخرید پشتش بنویسید...
مهربان سلام
آخه خودم نمیرسم باهاش کار کنم
سه شنبه 3 دی 1398 03:53 ب.ظ
چه موجود عجیبیه این زن. حتی اگ خودشم میخاست، از ترس قضاوت جامعه ازدواج نکرده. قدری شعور فقط
مهربان اجبار
سه شنبه 3 دی 1398 12:17 ق.ظ
گاهی وقتا آدما اینقد زندگی رو تلخ میکنن که آدم ترجیح میده سخنی دنیا رو تحمل کنه...
مهربان اره و به خودش امید بده و بگه شاید اگه فلان جور بود..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو