تبلیغات
یک دانشجوی پزشکی - تو سیاه سوخته ی خودمی
 
یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
درباره وبلاگ


در ایران باستان بجای کلمات خانم و اقا که ریشه مغولی دارند اجداد خوش سلیقه ما به زن مهربانو می‌گفتند یعنی کسی که مهر خلق میکند و به مرد مهربان می‌گفتند به معنای نگهبان مهر
با نام مهربان می نویسم
باشد که از دریچه ی این نام " مهربان " باشم

مدیر وبلاگ : مهربان
نویسندگان
چهارشنبه 12 دی 1397 :: نویسنده : مهربان
پسر بچه ی شیش ساله که دستش رو با شیشه بریده بود. بچه رو دیدم و واسش دستور بستری نوشتم  مامانش رفت تشکیل پرونده بده بچه تنها موند. بغلش کردم گذاشتمش رو تخت. خیلی ناگهانی لپ م رو بوسید
انرژی و لذتش غیر قابل باور بود
تنها باری که تو زندگیم محبت خالصانه و بدون توقع دیدم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 دی 1397 03:30 ق.ظ
یه پزشک عمومی بود تو بیمارستان لولاگر تهران که خیلی دوسش داشتم. از 14 سالگی پیشش رفتم تا 19 سالگی که ترم یک لیسانس بودم. یه بار رفتم پیشش یه عالمه گریه کردم. گفت برو پیش روانپزشک گفتم از روانپزشک می ترسم. صبورانه نشست و گوش داد و برام در نهایت فلوکسیتین نوشت. هر جا هست، سرش سلامت...
یکشنبه 23 دی 1397 03:30 ق.ظ
یه پزشک عمومی بود تو بیمارستان لولاگر تهران که خیلی دوسش داشتم. از 14 سالگی پیشش رفتم تا 19 سالگی که ترم یک لیسانس بودم. یه بار رفتم پیشش یه عالمه گریه کردم. گفت برو پیش روانپزشک گفتم از روانپزشک می ترسم. صبورانه نشست و گوش داد و برام در نهایت فلوکسیتین نوشت. هر جا هست، سرش سلامت...
چهارشنبه 19 دی 1397 10:09 ب.ظ
دیگه وقتشه بابا بشی
مهربان متریال کمه
یکشنبه 16 دی 1397 03:24 ب.ظ
واسه تنها بار گفتن یکم اغراق نیس؟؟!
مهربان خیلی خالصانه بود اخه
شنبه 15 دی 1397 12:11 ق.ظ
البته بعد از محبت مادر که قطعا محبت مادر بی دریغانه ترین محبتی هست که دریافت میشه.
مهربان یه معلم زمین شناسی داشتیم میگفت مهر مادری هم از خودخواهی مادر منشا میگیره
جمعه 14 دی 1397 06:41 ق.ظ
لابد آمپول نزدید براش داشته تشکر میکرده
مهربان نمیدونم شایدم صورتم نزدیگش بوده فکر کرده بوس میخام
پنجشنبه 13 دی 1397 10:20 ب.ظ
اره خودم بودم اومدم غافلگیرت کردم . منم دلم تنگ شده بود . تصمیم گرفتم وبلاگم رو تا اونجا ک میتونم دوباره راه اندازی کنم
مهربان فدای تو رفیق
وبلاگتو یه دستمال بکش و دوباره شروع کن منتظر خاطراتتم رزیدنت محترم
پنجشنبه 13 دی 1397 10:18 ب.ظ
اره خودم بودم اومدم غافلگیرت کردم . منم دلم تنگ شده بود .
پنجشنبه 13 دی 1397 08:44 ب.ظ
تجهیزات آشپزخانه
پنجشنبه 13 دی 1397 07:33 ب.ظ
چه پسر بچه ی با محبتی
مهربان جیگرشو قربون
چهارشنبه 12 دی 1397 11:56 ب.ظ
الهیییی
گفتی مریضت بوست كرده گفتم كار دست خودت دادیا :-)))
مهربان #حسود_نباشیم
چهارشنبه 12 دی 1397 10:44 ب.ظ
این خودش یه درس بزرگه برای بعضی از همکارای بداخلاق واز دماغ فیل افتاده شما که مراجعه کننده بزرگسالم وقتی نگاشون میکنه دردش هزار برابر میشه چه برسه بچه معصوم، همیشه پزشک مورد علاقه بچه ها باشین اینطوری ازاین محبتهای خالصانه زیاد میبینین
مهربان من بچه ها رو دوس دارم اما حوصله ی مریض بزرگسال و پیرها رو ندارم
چهارشنبه 12 دی 1397 09:32 ب.ظ
سلام.خوبین؟من یه بار خیلی باشما بدحرف زدم.حلال کنید.راستی من از رادیولوژی تغییررشته دادم به دانشگاه فرهنگیان.یعنی کار خوبی کردم؟؟؟؟؟الان خیلــی استرس دارم.خیلی پزشکی دوست داشتم ک نشدخیلی ناراحتم
مهربان سلام
یادم نیس اشکال نداره
موفق باشین
چهارشنبه 12 دی 1397 05:59 ب.ظ
سلام دکتر
مهربان دکتر خودتی
میدونی چندوقته ازت خبر ندارم؟
نمیگی دلم تنگ میشه؟
سلام
چهارشنبه 12 دی 1397 04:46 ب.ظ
از محبت خارها گل میشوند...^_^
مهربان من یعنی خاردارم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :