یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
دوشنبه 14 آبان 1397 :: نویسنده : مهربان

امروز وقتی مرگ یه آقای 30 ساله ی تصادفی رو تایید کردم و هیچ حسی نداشتم فهمیدم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 آذر 1397 03:34 ق.ظ
دقیقا تو خیلی سنگی :)
دوشنبه 21 آبان 1397 02:30 ق.ظ
باید قاعدتا بهتون سخت میگذشت لاغر میشدید
جریان چی بوده اقای دکتر ؟
یکشنبه 20 آبان 1397 09:12 ب.ظ
سلام مرگ که عادی هست چون همه مون یه روز می میریم اما 30 سالگی خیلی زوده
مهربان من کاملا واسم بی اهمیت بود
یکشنبه 20 آبان 1397 04:29 ق.ظ
اره مهربان جون الان شوهر دوستم که اهل سوریه بود ولی ایران درس پزشکی خونده رفته اربیل عراق ماهی پونزه هزاردلار درامد داره خیلی راضیه اونجا یه دختر کورد هم برای کلفتی کردن تو خونه و غذا مذا گرفته و لباساشم بشوره دوستمم گاه گاه میره سر میزنه و برمیگرده ایران دارن کاخ میسازن با حقوق شوهره نمیدونی چه خونه زندگی ساخته خوش به حالشون
جمعه 18 آبان 1397 02:01 ب.ظ
سلام
من خیلی دوست داشتم بیام رشته ی پزشکی
فقط هر دفعه میرم بیمارستان همراه بیمارا میشینم گریه میکنم
الان تصور میکنم تو همچین وضعیتی اگر باشم خودم بیهوش میشم
مهربان سلام. کم کم عادی میشه وقتی قبول کنیم بیماری و مرگ مال همه س
چهارشنبه 16 آبان 1397 12:43 ب.ظ
سلام
برای شما که دیگه باید عادی شده باشه
مهربان سلام
آره برای من کاملا عادی بود. خیلی راحت مرگشو اعلام کردم گفتم ببرین سردخونه. اما همکارم به هم ریخته بود
یا من خیلی سنگم یا اون خیلی احساساتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :