یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
یکشنبه 28 مرداد 1397 :: نویسنده : مهربان
از هواپیما پیاده شدم .بیرون فرودگاه ساعت دو نصفه شب یه خانومه وایساده بود مسافر کشی میکرد
گفت اقا ماشین نمیخاین ؟ فاکتور هم میدم
من که اسم خودم رو گذاشتم مرد، اون ساعت یکی رو با قیافه خودم ببینم جرات نمیکنم سوارش کنم
نیاز با ادم چیکار میکنه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :