یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
همیشه اونجوری که میخای پیش نمیره
یه سال پیش وقتی به آینده فکر میکردم . میخواستم واسه سربازیم ، پیام آور بهداشت بشم
برم یه روستای داغوووون محروم . خلوت .
با آرامش درس بخونم واسه تخصص برنامه ریزی کنم. یه درامدی داشته باشم. ورزش کنم . یه ساز رو یاد بگیرم
اما خب نشد
الان سربازم
مجموع ساعت کارم تو بیمارستان و سربازیم به عنوان پزشک درمانگاه پادگان بیش از 500 ساعت در ماهه
بصورت عادی وقتی واسه خونه رفتن ندارم .
درس اصلا نمیخونم
ورزش اصلا حرفشو نزن
تفریح ؟ نمنه؟
استرس چوخ ، اعصاب یوخ
چند شبه که خوابم نمیبره .قبلا هم آدم پرخوابی نبودم
خوشحالم ؟ تقریبا
وضعیت کارم بدک نیست . پول بهمن پارسال رو دیروز گرفتم . کارم سخته ولی خوبه دوسش دارم . از الان واسه عید استرس دارم که قول دادم دو هفته ی اول رو میام بیمارستان اما میترسم از طرف سربازیم اذیت کنن و بگن نمیشه بری و هرچی تا حالا واسه بیمارستان کار کردم دود بشه بره هوا ... چون میتونن پولم رو ندن . به همین سادگی
اصلا خونه رفتن واسم مهم نیس . سال تحویل کجا باشم واسم مهم نیست . تو عید عروسی پسرخالمه ، اونم واسم مهم نیست
واسم کارم مهمه
خودم برنامه ای واسه ازدواج ندارم .
 پسرخالم به من خیلی نزدیک بود حالا داره ازدواج میکنه .خب لابد شرایطشو داره و من ندارم
واسه تخصص نمیدونم چیکار قراره بکنم
تا سربازیم تموم نشه که فعلا برنامه همینه و درس نمیتونم بخونم
دوستان تا میتونن آیه ی یاس میخونن که تخصص اله بله جیمبله
4 سال عمرت رو میزاری پولی توش نیست همین عمومی کارش راحت تره . دردسر تخصص زیاده . همه رشته ها اشباع شده . سهمیه ها زیاد شده . طرح داره . در به در میشی . کارانه ی متخصص ها رو نمیدن
به این فکر میکنم که چندسالی عمومی کار کنم یه سرمایه ای جمع کنم بعد یه راه درامد به غیر از پزشکی واسه خودم داشته باشم که دغدغه ی مالی تو دوران رزیدنتی نداشته باشم. بعد کم کم واسه تخصص بخونم . یه تخصص بدون دردسر ، درامدش هم خیلی مهم نیس چون میگن درامد اکثر تخصص ها داره مثه هم میشه. فقط سختی کارش و رزیدنتیش فرق میکنه
سراغ بعضی تخصص ها قطعا نخواهم رفت . روانپزشکی خیلی ماسته ! جراحی اعصاب خیلی پر استرسه
یکی میاد میگه کشورای دیگه خیلی بهتره . ارزشت بالاتره درامدت خوبه . راحتی . همه چی اونجاست
خیلیا میخان آلمانی و انگلیسیشونو تقویت کنن و برن
نمیدونم چه غلطی بکنم
دیشب تا صبح چشم رو هم نذاشتم
امشبم بیدارم
ساعت چهار صبحه
ع همون پرستاری که تعریف کردم میگه چند روزاون مهربان قبلی نیستی
دوست دامپزشکم بهم میگه فکر و خیال زیاد داری که خوابت نمیبره . مگه نه؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 اسفند 1396 11:23 ب.ظ
چقده که پست نزاشتید
سه شنبه 8 اسفند 1396 08:46 ب.ظ
بیا دیگه
سه شنبه 8 اسفند 1396 12:16 ق.ظ
فکر کنم قبل هرچیزی فقط علاقه و عشق مهم باشه... البته حال پزشکا رو خودش فقط میدونن اما اگر الان بخاطر اینهمه سختی که کشیدی از پزشکی و تنهایی هایی که یه پزشک داره متنفر نشدی به تخصص خوب فکر کن...من کسی رو میشناسم که بلافاصله بعد طرحش تخصص تهران قبول شد(خانوادش شهرستان بودن) و 4 سال بعد که فارغ التحصیل شد همونجا موندگار شد؛یه دختر تنها باکلی حجم کار تو یه شهر غریب...ولی خودش از اینکه اینطور زندگی کنه لذت میبره؛و میگه کارش هم کاره هم تفریح هم زندگیش.
در مورد تخصص خارج از کشور،من از چند نفر پرس و جو کردم جمع بندی کلیش این بود که اونجا آرامش خیلی بیشتری داری اما تجربه ی ایران رو نه!یکیشون که تخصص قلب گرفته بود گفت تو ایران پدرت درمیاد ولی تشخیص سریع تری داری نسبت به کسی که اونور آب درس خونده که البته اینم بیشتر بخاطر کمبود امکانات و روش های یکم قدیمی ماهست که پزشک رو مجبور میکنه سریع تشخیص بده و سریع پروسه ی درمانی شروع بشه.
بعدهم مثال زد که تو ایران هنوز برای بازکردن رگ های گرفته شده قلب بالون رواج داره ولی تو آمریکا حدود یکماه روش های تغذیه ای رو برای بهبود بیمار استفاده میکنن؛که موثر تر و بی دردسر هست.
دوشنبه 7 اسفند 1396 07:01 ب.ظ
تخصصو عقب ننداز
از درس دور بشی دیگه خیلی سخت میشه
نگران این حجم از دغدغه هم نباش
بالاخره همه چی خوب میشه...این نیز بگذرد
دوشنبه 7 اسفند 1396 12:21 ق.ظ
سلام اقای دکتر بابا مادرس میخونیم که زندگی کنیم نه برعکس زندگی چیزای دیگه ای غیر ازفقط درس خوندن داره خودتازندانی کردی با شغلت بشین کتاب بخون خیلی ناامیدی البته سربازااکثرا همینن ناامید خسته والاحقم دارن ولی خب دیگه انقدر فکرنکن خودتااذیت نکن سعی کن باخانواده هم رابطه ت بهتربشه ادم بی احساس مرده متحرکه
یکشنبه 6 اسفند 1396 08:23 ب.ظ
فیلمای خنده دار خوب ببین.
شنبه 5 اسفند 1396 12:50 ب.ظ
سلام دکتر جان
چطوری؟؟؟چیکار میکنی با خدمت؟؟؟
اینا همش نشونه تنهایی هاااا
یعنی اینکه به نیمه گمشده نیاز داری دکتر که انشاالله هر چه زودتر یه زیبا روی پاکدامن قسمتت بشه و از این تنهایی در بیای دکتر
الکی انکار نکن دکتر جان
مهربان سلام
میگذره
احتیاجججج
پنجشنبه 3 اسفند 1396 10:57 ب.ظ
ببین اگه یه هدف واقعی داشته باشی حتما حتما برای رسیدن بهش تلاش میکنی و صد درصد بهش میرسی. کسی رو دیدم که شاگرد تنبل کلاس بوده اما برای اینکه دختر درس خون کلاس بهش توجه کنه رتبه تک رقمی تو کنکور ارشد اورد و دانشگاه شریف رفت. بماند که با همون رتبه هم دختر قبولش نکرد.اما بعدا زندگیش متحول شد.
مهربان سر دختربازی عاقبت به خیر شده
پنجشنبه 3 اسفند 1396 04:33 ب.ظ
بعضی پزشک عمومی ها میرن دوره های خاصی میبینن، و تو همون حوزه ها کار میکنن. مثل پوست و اطفال و.... بعضا دیدم بیشتر از پزشکای دیگه کار میکنن بالاخره یه قشری از مردم که کم هم نیستن، میرن دنبال خدمات با قیمت مناسب تر.
پنجشنبه 3 اسفند 1396 01:31 ق.ظ
بذار سربازیت تموم شه اون نمنه رو که گفتی یکم اجراش کن
بعد برو تخصص
ببین چه دستورم میدم
چهارشنبه 2 اسفند 1396 08:48 ب.ظ
سلام
هیچ وقت دوست صمیمی داشتی؟
منظورم یك رفیقه،كسی كه بتونى بلند بلند پیشش فكر كنی...
و در مورد پست قبل:
همیشه وقتى انتظارش رو ندارى اتفاق مى افته
چهارشنبه 2 اسفند 1396 10:23 ق.ظ
سلام. مهربان .مدیر کانال تون کیه این گیف چی بود گذاشتین تو کانال .داشتم تو تلگرام از دوستم جزوه می گرفتم گفتم یه سر به کانال تار عنکبوت زده تون بزنم وای حالم بهم خورد اینا چیه مذارین ؟!!!والا می ذاشتین تو حالت راکد بمونه .اَاَاَ.
مهربان سلام
خیلی خوب بود
اونو من گذاشتم !
چهارشنبه 2 اسفند 1396 09:30 ق.ظ
چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی
چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی
پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبایی
دوشنبه 30 بهمن 1396 07:21 ب.ظ
معلومه که همیشه اونجوری ک نمیخوای پیش نمیره ولی به این فک کن که حتما اینجوری برات بهتره و باعث میشه بیشتر به موفقیت برسی موفق باشی
دوشنبه 30 بهمن 1396 05:54 ب.ظ
سلام من امسال کنکور دارم و کلا خودمم نمیدونم چی میخام ولی خب میگن پزشکی بهتره(شرایط قبول شدنشو دارم.سخت درس میخونم) منتهی اینو ک خوندم همچین وا رفتم
دوشنبه 30 بهمن 1396 01:49 ق.ظ
این روزا یه ترس عجیبی نسبت به رشته ای که انتخاب کردم دارم،دلم میخواد باور نکنم این شرایطو!!چون رویاها و آرزوهای عجیبی تو سرمه
نمیدونم ولی بنظرم کار بیمارستانتو ول کن برا تخصص بخون، خیلیا گفتن چهارسال پزشک عمومی باشم پول جمع کنم چهل ساله هنوز عمومی ن.تخصص هرچقدم بد باشه بدتر از عمومی نیس.حرف اینایی که قبول شدن و دارن میخونن و باور نکن.این روزا حتی به نزدیک ترین دوستم نباید اعتماد کرد.خیلی نامردن
یکشنبه 29 بهمن 1396 09:05 ب.ظ
سلام نمیدونم چرا حس میکنم این مطلب حرف دلم بود خیلی وقته خواننده خاموشم.از اول دبیرستان به سختی درس خوندم تا پزشکی قبول شم و الان رشته ای رو میخونم که به شدت ازش متنفرم بعد از خراب شدن اینده نگریم درباره پزشک شدن دیگه تصمیم ندارم به اینده فکر کنم اینده هیچ وقت اونجوری که من میخواستم نبود هیچ وقت
یکشنبه 29 بهمن 1396 02:31 ب.ظ
ایشا الله حل میشه با فکر زیاد کردن مشکل و دغدغه ها حل نمیشه برعکس اعصاب تون بیشتر یوخ میشه.یه مدت کوتاه همین روال رو دنبال کنید بعد مدتی دنبال تخصص هم میرید یا میتونید کار رو بیخیال بشید بخونید واسه تخصص.یعنی چی روانپزشکی ماسته؟
یکشنبه 29 بهمن 1396 01:40 ب.ظ
درکتون میکنم.
یکشنبه 29 بهمن 1396 09:57 ق.ظ
راستی اقای دکتر کثافت مگه با کثیف هم خانواده نیست.پس میشه کثافت نه کصافط.منظورم اون پستتون که بچه بهتون گفته بود کثافت بیشور بود.
یکشنبه 29 بهمن 1396 09:32 ق.ظ
ایــش.پزشکای دیوونه.ازوقتی پستاتون رو میخونم ازپزشکی بدم اومده.حالا من با چه انگیزه ای درس بخونم.
یکشنبه 29 بهمن 1396 01:11 ق.ظ
دقیقا چیزاییه که الآن همه ی فکر و ذکر من شده هرچند هنوز دو سالی مونده تموم کنم ولی اونقدر ذهنم زندگیم و آینده آشفته بنظرم میاد و هیچ برنامه ی درست و حسابی ندارم براش که اصلا نمیخوام روزا بگذره و تموم شه...اینکه نمیدونم میخوام چیکار کنم بدترین چیزه
یکشنبه 29 بهمن 1396 12:12 ق.ظ
اقای دکتر من نفهمیدم شما دقیقا تو چه مرحله ای هستید؟ هنوز برای تخصص استارت نزدید؟ اخه گفتید هنوز نمیدونید چه تخصصیو برید. الان شما دکتراتونو گرفتید؟
شنبه 28 بهمن 1396 11:54 ب.ظ
هر موقع وشته هاتون راجبه کارو میخونم ب این فکر میکنم نکنه ارزش نداشته باشه؟ دیگه خیلی ستمه اینهمه هم بخونم قبول بشم اونهمه عم تو دوران تحصیل بعد راضیم نباشم خیلی و دغدغه داشته باشم..
و بعدش هم..روانپزشکی ماسته ینی چی؟خیلی جالبه که
شنبه 28 بهمن 1396 07:35 ب.ظ
چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی
چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی
پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبایی
شنبه 28 بهمن 1396 06:46 ب.ظ
یه سری زوایای منطقیِ نگاه! ک‌ البته تلخ و ناامید کننده س.
شنبه 28 بهمن 1396 06:11 ب.ظ
سلام مهربان
یه درصد فک کن اینا که ناامیدت می کنن حسودن... والا حسود که شاخ و دم ندارد.... بعدا در روایات همیشه به ما دستور داده شده که بالاترین رتبه رو در نظر بگیرید و به سوی این حرکت کنید درسته سختی هست جنگ اعصاب هست فشار جامعه و خانواده هست اما اگه بخواین به اینا فک کنیم نمی ریم جلو و رو همون نقطه وایسادیم
والسابقون السابقون مطمنا فضای خالی هست که بتونی درس بخونی برات دعا می کنم تو هم دعام کن دارم با خدا دوست می شم دعام کن ولش نکنم چون منم که محتاجم به او
شنبه 28 بهمن 1396 05:58 ب.ظ
یعنی باور کنم که بیکاری در رشته پزشکی هم وجود دارد؟ ایا؟ هر چی امید داشتیم با این دو تا سه جمله تون رفت هوا....
شنبه 28 بهمن 1396 04:53 ب.ظ
زندگی واسه ما از اولش بدبختیه...یواش یواش که پیش میره حجمش بیشتر و شکلش تغییر میکنه.‌من دارم واسه کنکور میخونم همین بی خوابی ها و همین دغدغه های تو رو دارم... گاهی هم یه نیمچه امیدی به خودم میدم که برم جلو اوضاع بهتر میشه، ولی خودم میدونم که دارم به خودم دروغ میگم. کلا امیدم اینی بود که گفتی، یه پزشک شم برم تو چارتا روستای داغون کار کنم...اونم که میگی نمیشه.
شنبه 28 بهمن 1396 04:21 ب.ظ
مگه آره
اون اعصاب یوخ رو که گفتین یاد داداشم افتادم
اونم سربازه و نه وضعیت کارش معلومه نه تحصیل نصفه کاره
یه مدت خیلی بی اعصاب شده بود خیلیاااا
آدمی نیست که به ما بگه ولللی کاملا من حس میکنم تنهاست و یکیو لازم داره باهاش حرف بزنه تا این سن تنهایی
برای همینه کاملا درک میکنم
نمیدونم ولی هر کاری کردین وبلاگو ول نکنین
پیشنهاد میدم فعلا تا یه سالی بعد سربازی استراحت کنین انقد زوری زوری نمیشه درس خوند که مگه دوی مارتنه؟؟
من دبیرستانیم هر روز دوست دارم خودمو از پشت بوم مدرسمون پرت کنم والا
چجوری تا الان طاقت اوردین خدایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :