یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
سه شنبه 3 بهمن 1396 :: نویسنده : مهربان
یه پیرمرد حدود 60 ساله با تنگی نفس اومده بود
قبلا قلیون میکشده اما گفت ترک کردم
با یه سرم و نبولایزر و اینا نفسش بهتر شد.راه افتاد رفت تو حیاط بیمارستان مشغول پیاده روی کردن
گفت قبلا یه مسیر کوتاهو میرفتم نفسم تنگ میشد الان رفتم تو بیمارستان چهار برابر اون مسیر رو رفتم خوب بودم
...
نیم ساعت بعدش که واسش یه قابلمه سوپ آوردن گفت الا و بلا که نصفش مال توعه با گوشت بره ی محلی درست کردیم و نون محلی ...
هر چی گفتم حاجی نوش جون نمیخام .گفت راه نداره
دیگه دیدم زشته نگیرم . یه بشقاب واسه خودش کشید بقیه قابلمه ش رو هم داد به من . گفت فردا پسرم رو میفرستم قابلمه ش رو بگیره
مزه ش خوب بود.اولین بار بود مریضام یه چیزی واسم میاوردن
معلومه ذوق مرگ شدم یا بیشتر توضیح بدم؟
.
پ . ن : عنوان خیلی مرتبط با مطلب نیست چرا البته خب یه کم هست . یجورایی در ارتباط با یه حرکت جدیده!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 بهمن 1396 07:38 ب.ظ
بالا خره آستین بالا زدی... استنتاج از پی نوشت
مهربان آستینمو زد پایین
یکشنبه 15 بهمن 1396 05:55 ب.ظ
با خودم فکر کردم اگه من بودم نمی خوردمش ... بدبینم زیاد
مهربان اون لحظه به ذهنم نرسید
ولی خودش هم خورد
یکشنبه 15 بهمن 1396 05:53 ب.ظ

چهارشنبه 4 بهمن 1396 02:28 ب.ظ
یه فروردینی
سلام
آقای دکتر میخوام یه سوال بپرسم ازتون ازسرکنجکاوی بعد خوندن نوشته هاتون به ذهنم رسید .نخواستین جواب بدین مثل خیلی وقتا میتونین بپیچونین
ببخشید که خیلی صریح مطرح میکنم..
الان شما به کسی علاقه مند شدین آیا؟
یا اینکه دوست دارین که به کسی علاقه مند بشین؟
شاید هیچکدومش درمورد شما صدق نکنه اما من حس میکنم مورد دوم تا حدی میتونه درستترباشه یعنی شاید دوست داشتین که کسی باشه تا دوسش داشته باشین...
اما منطق و شاید غرورتون اونقدراهم اجازه نمیده که زیادبه این مسایل فکرکنین..و در واقع این بعد از زندگی هم اونقدرا براتون مهم نیس حالا شاید بعدها مهم شه^^
مهربان سلام
قبلا از یکی خوشم اومد اما زودگذر بود.همین
___________________
چه جالب !
منم از این حس های زودگذر داشتم
ساده به نظر میان
اما هنوزم بابتش خورده اعصابم
تو چی
مهربان هههعععیییی
داغشو سر دلم گذاشته
چهارشنبه 4 بهمن 1396 02:28 ب.ظ
سلام
آقای دکتر میخوام یه سوال بپرسم ازتون ازسرکنجکاوی بعد خوندن نوشته هاتون به ذهنم رسید .نخواستین جواب بدین مثل خیلی وقتا میتونین بپیچونین
ببخشید که خیلی صریح مطرح میکنم..
الان شما به کسی علاقه مند شدین آیا؟
یا اینکه دوست دارین که به کسی علاقه مند بشین؟
شاید هیچکدومش درمورد شما صدق نکنه اما من حس میکنم مورد دوم تا حدی میتونه درستترباشه یعنی شاید دوست داشتین که کسی باشه تا دوسش داشته باشین...
اما منطق و شاید غرورتون اونقدراهم اجازه نمیده که زیادبه این مسایل فکرکنین..و در واقع این بعد از زندگی هم اونقدرا براتون مهم نیس حالا شاید بعدها مهم شه^^
مهربان سلام
قبلا از یکی خوشم اومد اما زودگذر بود.همین
چهارشنبه 4 بهمن 1396 01:58 ب.ظ
سلام دکتر
نوش جان
مهربان سلام
سپاس
چهارشنبه 4 بهمن 1396 03:19 ق.ظ
نوش جان...
مهربان سپاس
سه شنبه 3 بهمن 1396 07:23 ب.ظ
نوش جان
مهربان سپاس
سه شنبه 3 بهمن 1396 04:50 ب.ظ
نوش جان
مهربان سپاس
سه شنبه 3 بهمن 1396 04:09 ب.ظ
سلام وب خوبی دارین برای تبادل سر بزنید
مهربان سلام
مرسی تبلیغ
سه شنبه 3 بهمن 1396 04:03 ب.ظ

خوش بینی و بد بینی



خوش بینی انسان در مرحله اوّل زندگی حاصل سطحی نگری و بینش کودکانه و بازیگرانه است و بی
مسئولیتی . انسان بمیزانی که به عمق زندگی وارد نشده خود را عالم و بر آستانه سعادت مییابد و
بواسطه ریای حاکم بر رفتار مردمان نیز ھمگان را زیبا و مھربان و نیکوکار مییابد . ولی ھر چه که بر
تجربه حاصل از مسئولیت و تعمق افزوده می گردد تلخی و تباھی دنیا و اھلش و نیز جھل انسان
درباره خود و مردمان و جھان اضافه می شود و این عرصه بدبینی است. این بدبینی اگر قرین معرفت
نباشد منجر به نفرت و انزجار می شود و کینه جوئی . ولی اگر حق ھر آنچه که ھست و می نماید
درک شود آنگاه عرصه توسل به حق و صبر و ستاری و سکوت است و مھری قھارانه نسبت بخود و
عالمیان .
وقتی انسان ھر امری را از اراده خداوند ببیند صبور می شود و نھایتاً فقط با خدا روبرو میگردد و ھر
شکایتی ھم که دارد به سوی او می برد . این بدبینی حاصل نزدیکی به خدا می شود در حالی که
بدبینی جاھلانه موجب اشد کفر و کینه و جنگ باخدا و خلق است .
حیات دنیوی عرصه بازیچگی بشر است و لذا مولّد بدبینی است چون جز فریب خوردگی حاصلی ندارد
و این فریب محصول دنیای تصنعی آرزوھا و امیال مادی ماست . لذا بدبینی تماماً برخاسته از
بداندیشی چیزی جز ماده پرستی خیالی و آرمانی نیست و اینست که بدبینی منجر به خود بینی می
شود که موجب از دست رفتن اعتماد فرد به خویشتن است . این بی اعتمادی بخود اگر در مجرای
معرفت قرار نگیرد منجر بخود – براندازی جاھلانه و انتقام از خویشتن می گردد و ھمان انواع
خودکشی ھاست که بطور مستقیم و غیر مستقیم رخ می دھد . این بی اعتمادی بخود عذاب سوء
استفاده از دیگران و بد دیدن دیگران و استفاده ابزاری از آنان است .
کسی که از خیر و شر این دنیا بگذرد از قلمرو استھلاک خوش بینی و بد بینی خارج می شود و به
حق بینی می رسد . جھان ھستی بسیار فراتر از منافع و ضررھائی است که از آن توقع داریم . خوش

بینی و بدبینی دو روی سکه دنیا پرستی و ابزاری دیدن دیگران است .



از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 95
مهربان مرسی تبلیغ
سه شنبه 3 بهمن 1396 09:01 ق.ظ

مهربانی،
بی حد و مرز است..
مهربان بله بله
سه شنبه 3 بهمن 1396 08:17 ق.ظ
ای امان از این پی نوشت
مهربان حالا بعدا میام واست تعریف میکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :