یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
سه شنبه 30 آبان 1396 :: نویسنده : مهربان
من زیاد با قطار مسافرت میکنم مثلا حساب کردم در یک ماه گذشته 6 بار سوار قطار شدم
یه جور دیگه بگم در سال گذشته شاید 40 تا مسیر رو با قطاررفته باشم
این فیلمای جنگ جهانی رو دیدین که سربازا رو با یه قطارهای داغونی تو مسیر های طولانی با سرعت کم جا به جا میکردن چقدر سخت بوده و غیر لذت بخش
مثلا یه کوپه ای که الان 4 نفر داخلش نشستن خوابیدن یا حرف میزنن اونوقتا حامل ده تا سرباز بوده که فقط میتونستن بشینن با کلی سر و صدا و لرزش و از همه بدتر ناامیدی و ترس نسبت ب اینده ی مبهمی که به سمتش میرفتن . شاید سفر یک طرفه
تو اکثر سفرهام تنها بودم .تنها سفر کردنو بیشتر دوس دارم.یکی از بچه ها میگفت اختلال ارتباطی و تعهد و اینا داری.
بگذریم
دو ماه پیش وقتی بعد ازآموزشی داشتم به سمت محل سربازیم (جایگاه فعلی سربازی) میرفتم بزرگترین استرس زندگیم محسوب میشد تقریبا خودمو واسه هر شرایطی اماده کرده بودم. اونقدر استرس داشتم که میخواستم از نفر کناریم یه نخ سیگار بگیرم. از قضا اونم پزشک بود و پزشک خانواده ی یکی از در و داهات اطراف
الان اوضاع بهتره شکر خدا و اونقدری که فکر میکردم بد نبود
چرا به همه جا پرواز نداریم؟
میگن مرخصی داره اما ترک نه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 آذر 1396 12:35 ب.ظ
شما که با قطار زیاد سفر میکنین
کدوم یک از چهارتخته ها از همه بهترن؟؟

ممنون میشیم ج بدین
مهربان نمیدونم والا . اسم قطارها رو وارد نیستم
چهارشنبه 8 آذر 1396 07:04 ق.ظ
یه سوال؟
شما تو سربازی فقط بقیه رو درمان میکنید؟
یعنی آموزشی و.... ندارین؟
مهربان دو ماه آموزشی هم داشتم مثه بقیه
اموزش اسلحه رژه تیر اندازی اینا
یکشنبه 5 آذر 1396 10:13 ب.ظ
دکترجان سلام ی مشاوره میخواستم به نظرت من چکار کنم همه به من میگن خیلی منزووی وگوشه گیری کسی بهم محل نمیزاره
به نظرت چیکار کنم که بهم محل بزارن واجتماعی باشم
مهربان پیشنهادم اینه که با یه روانشناس یا روانپزشک صحبت کنین
شنبه 4 آذر 1396 02:06 ق.ظ
دکتر کار سه سوت بود ینی
اورکااااااا =)))
همه چیز تحت کنترله
مهربان ای بابا
اینقدر ساده بود؟
یه ذره ابرو داشتیم که اونم دیگه نداریم
شنبه 4 آذر 1396 01:39 ق.ظ
تنهایی سفر کردن و جایی رفتن خیلی خوبه البته بستگی به شخصیت هم داره بعضی ها تا سر کوچه شون هم دوست ندارن تنها برن !
من یکی اعصابم کشش نداره با کسی جایی برم :|||
مهربان
من تنها زندگی کردن و تنها سفر کردن رو بیشتر دوس دارم
جمعه 3 آذر 1396 09:14 ب.ظ
وای همین چند روز پیش یکی ازاین فیلمای جنگ جهانی و رفتیم با بروبچ دیدیم خیلی بد بود خیر سرمون رفتیم دورهمی حالمون خوب بشه بدتر گرفته شد بعد تموم شدن فیلمه که من خودمو یه فرد مبتلا به PTST میدونستم فیلمش یه جاهاییش سرد بود ....
هعیییییی
.
.
.
.

این روزا ام میگذره سرباز وطن
مهربان من فیلمای جنگ جهانی رو خیلی دوست دارم
نه مثه این جنگای مدرن تخیلی و غیرقابل فهمن و نه خیلی باستانی و ناملموس
جمعه 3 آذر 1396 02:42 ب.ظ
سلام
قطارو بیشتر از اتوبوس دوست دارم
پزشک خانواده میشدین از نظر درآمد بهتر بودا
مهربان سلام
منم قطار رو خیلی دوس دارم و از اتوبوس متنفرم
پزشک خانواده هم پولش بهتره و هم دردسرش کمتره
جمعه 3 آذر 1396 12:43 ب.ظ
من هم در اون حدی كه فكر می كردم، بد نبود. هرچند زوده واسه قضاوت. ولی این كه مجبوری به قوانین سفت و سختشون تن بدی، با كمبود امكانات بسازی و هیچی نگی كه نكنه پایان طرح بهت ندن، اذیت میكنه...
مهربان تو که داری خوش میگذرونی
منم که پدرم داره در میاد
پنجشنبه 2 آذر 1396 10:31 ق.ظ
سلام دکتر.
من تابه حال مولتی ویتامین مصرف نکردم.الآن اگه بخوام بگیرم،حتمابایدبرم آزمایش خون و ...تادکتر برام بنویسه؟میشه مثلا اسم چنتاقرص خوبو بگید؟

یه کم کم خونم و جدیداریزش مو گرفتم.
مهربان سلام
به تجویز اینجوری خیلی اعتقاد ندارم
واسه ریزش مو به پزشک مراجعه کنین اگه لازم باشه واستون ازمایش بنویسن یا دارو تجویز کنن
پنجشنبه 2 آذر 1396 09:54 ق.ظ
و اینکه رمز مطالب رمز دارتو و ایدی اینستاتو برام بفرست.
یک پیشنهاد دارم.اگه مشکلی نداری و از اینکه کسی تورو توی واقعیت از خوانندگان وبلاگ نمیشناسه ، بی پروا تر بنویس،جسورانه تر بنویس.

ایمیلمو مینویسم.


minavand0210@gmail.com
مهربان خب خیلیا منو اینجا میشناسن
قاعدتا نمیتونم همهوچی رو تعریف کنم وگرنه من خاطرات هولناک و جذاب زیادی دارم اما باید به فکر آبروم هم باشم
پنجشنبه 2 آذر 1396 09:38 ق.ظ
و اینکه رمز مطالب رمز دارتو و ایدی اینستاتو برام بفرست.
یک پیشنهاد دارم.اگه مشکلی نداری و از اینکه کسی تورو توی واقعیت از خوانندگان وبلاگ نمیشناسه ، بی پروا تر بنویس،جسورانه تر بنویس.

ایمیلمو مینویسم.


minavand0210@gmail.com
پنجشنبه 2 آذر 1396 09:36 ق.ظ
مهربان جان حتما جواب سوالاتمو بده
چون واقعا سردرگمم
کمک بزرگی در حق بشریت میگنی اگه جواباشو بدی.
مهربان برادر عزیز من تا جایی که بتونم جواب میدم
پنجشنبه 2 آذر 1396 09:35 ق.ظ
و یک سوال دیگه.
فکر کن کشیک اورژانس باشی یک دفعه سه تا بیمار اورژانسی بیاد ، الان که فکرشو میکنم استرس میگیرم،چون نمیدونم باید چیکار کنم.
ایا تو هم اون موقع استرس میگیری؟
مهربان خب ببین خیلی زیاد پیش میاد که مریضها ی بدحال رو با هم میارن
قطعا من هم استرس میگیرم اما مهم اینه که بتونی خودت رو کنترل کنی و هول نشی
واسه وقتی که تعداد مریض ریاده یه کاری انجام میدیم به نام تریاژ
وضعیت مریض ها رو از نظر نیاز به اقدام اورژانس تقسیم بندی میکنیم در پنج سطح
و طبق اون تصمیم میگیریم که اولین بیماری که نیاز به رسیدگی داره کدومه
پنجشنبه 2 آذر 1396 09:34 ق.ظ
سلام خوبی
اخ اخ منم ماه بعد اعزامم سربازی.

مهربان عزیز یک سوال دارم در مورد رشته پزشکی.
میخام توی سربازی بخونم برای پزشکی،
سوالم اینه ، دودلم، ایا اینده پزشکی اوکی هست؟
اخه تو مطالبت میگی اینده مبهمه برام
مهربان سلام
سربازی خوش بگذره
آینده ی هیچ کاری تضمیتی نیست تا حد زیادیش به خودتم بستگی داره
چهارشنبه 1 آذر 1396 09:03 ق.ظ
اون کلمه ی " ترک" در خط اخر چگونه خانده میشود؟؟! تَرک؟ تُرک؟ تَرَک؟!
معنیش توی جمله چی میشه؟!؟
همه چیز همینطوره! نه چیزی ب وحشتناکی ک‌ما فک میکنیم هست نه به قشنگی ک انتطارش داریم!
مهربان ترک به معنی کنار گذاشتن
منظور کنار گذاشتن یه چیز خاص مثلا سیگار
حقیقتش اره دقیقا نه اکن جیز افتضاحی که فکر میکردم نه اون شکل فوق العاده رویایی
چهارشنبه 1 آذر 1396 02:05 ق.ظ
مارکوپولوی کی بودی تو؟
مهربان تووووو
چهارشنبه 1 آذر 1396 12:47 ق.ظ
میخوام بگم گاهی اوقات که برای چیزی خیلیییی تلاش میکنیم و اتفاقی نمیوفته شاید خیر و مصلحتی توش هست که ما ازش بی خبریم مثل همین دوماه کسری برا برادرم
همون جور که خدا تو قرآن گفته شاید یه چیزایی به نظرتون خوب بیاد ولی برای شما شره و شاید یه چیزایی به نظرتون بد بیاد و براتون خیره. ما صلاح و مصحلت و حکمت خیلیی چیزا رو نمیدونیم و سریع به خدا شکایت میکنیم و شاید هیچ وقت هم متوجهش نشیم
اکثر پسرا از سربازی متفرن و بهش بد و بیراه میگن و میگن وقت آدمو تلف میکنه ولی اگه دقت کنین بهترین خاطراتشون مربوط به دوران سربازیه
جوری که خاطره دو سال سربازیو سی سال برای دیگران تعریف میکنن. اون موقع با زور میرفتن ولی بعدها با خنده ازش یاد میکنن
شاید شما تجربه هایی که تو دوران سربازی به دست میارید در آینده خیلی به دردتون بخوره
یه جا خونده بودم بهای خوشبختی رو باید داد
شاید این انتظار شما یه نتیجه شیرین به دنبال داره
شاید همین انتظار و برای رسیدن به هدف و حس پوچی گرایی که دارین بهای خوشبختی هست که در آینده منتظرتونه و هنوز وقتش نرسیده
پس هیچ وقت ناامید نشین
مهربان اره گاهی فکر میکنیم فلان چیز چقدر بده و بعدا به این نتیجه میرسیم که خیر و صلاح ما در اون بوده
بهای خوشبختی رو داریم با جوونیمون میدیم
امید دارم که اوضاع از این بهتر بشه
به هر حال شکر
چهارشنبه 1 آذر 1396 12:37 ق.ظ
برادرمم امسال وقتی داشت میرفت سربازی خیلی استرس داشت
در واقع هممون استرس داشتیم.برادرم بدشانس ترین آدم تو خدمت سربازی بود
مثل اینکه یه قانونی هست کسایی که فوق لیسانس دارن اگه یه پروژه به ارتش یا سپاه بدن و یا اختراعی به نام خودشون ثبت کنن کسری میگیرن(البته دقیق نمیدونم چجوریه و نمیدونم این قانون الان هست یا لغو شده)
خلاصه برادرم به کمک دوستاش 6 یا 7 ماه سر این پروژه بی خوابی کشیدن.بالاخره برادرم پروژه رو تحویل داد و یه مقداری کسری گرفت. فرماندشون گفت اگه بتونی کتاب هم ترجمه کنی موثره. اومد یه کتاب شیمی که هنوز ترجمه نشده رو با کمک داداشم ترجمه کرد و به توصیه فرماندشون اسم اون فرمانده رو هم تو ترجمه کتاب قید کردن.ولی اون آقای محترم زیر قولش زد و برادر من که با ترجمه کتاب قرار بود کلا سه ماه بره سربازی 7 ماه سربازی رفت.اون آقا گفت اشکال نداره عوضش تهران میوفتی.ولی آموزشیش افتاد کرمانشاه.اون آقا گفت اشکال نداره ولی قول میدم بقیشو تهران بیوفتی ولی بازم از بین کل تهرانی هایی که اونجا بودن 13 نفر افتادن کردستان که برادر منم جزوش بود. 12نفرشون پارتی داشتن افتادن تهران و فقط برادر من تو کل پادگان کردستان تهرانی بود. تازه قرار بود که برادرم مرز تو منطقه عملیاتی بیوفته که مادرم طاقت نیوورد و رفت کردستان از فرماندشون قول گرفت که حتما سنندج بیوفتی.بازم معرفت مردم کردستان که زیر قولشون زدن
خلاصه با همه این مشکلات سربازی برادر من داره تموم میشه و این هفته میاد تهران برا همیشه چون کردستان جزو مناطق عملیاتی بود دو ماه از خدمتش کم شد
ما برای اینکه داداشم تهران بیوفته به کلی آشنا سفارش کردیم ولی گفتن کاری از دستشون برنمیاد
سه شنبه 30 آبان 1396 11:31 ب.ظ
وقتی مرخصی داره ترک نه پس نکش سیگارو
مهربان آفرین فکر کنم شما تنها فردی بودین که متوجه منظورم شدین
سه شنبه 30 آبان 1396 11:25 ب.ظ
چرا پایان نوشته هاتون انقد بازه
مهربان چون پایان خاصی نداره
سه شنبه 30 آبان 1396 10:08 ب.ظ
چند ماهی است دارم به این موضوع فکر می کنم که متاسفانه اکثر ماها(بیشتر خودم را می گویم) بلد نیستیم زندگی کنیم
یک عمر دنبال اب می رویم غافل از اینکه سرابی بیش نبوده
مهربان اون امید واهی منظورتونه؟
اره احتمالا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :