یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
نیمه شب نوشت
یه روز مره نوشت ساده س و ارزش خواندن ندارد

خیلی خسته ام 
دیشب دو ساعت خوابیدم 
شب قبلش هم همینطور
ظهر یکی از سربازا یه گند اساسی زده بود .وقت نشد چرت بزنم .رفته بودم جمعش کنم چندساعتی هم سرگرم اون بودم
ساعت دوازدهه
آهنگ های گوشیم هم دارن بصورت رندوم پخش میشن . رو به رو رو نگاه میکنم و تو عالم خودمم
منشی درمانگاه جزء معدود افرادیه که میاد یه سر به من میزنه.داره تو برگه های بیمه میچرخه و مرتب میکنه . بهم نگاه میکنه میگه : دکتر نزده بالایی
میگم خسته م . یه زمینه هایی از جنون رو دارم که الان عود کرده
میگه مزاحمت نمیشم.شبت به خیر
دروغ چرا ؟ از رفتنش بجورایی خوشحال هم شدم . حالا به راحتی همخوانی هم میکنم با آهنگ،بدون اینکه نگران قضاوتش باشم
.
پ . ن : یه دوست بلاگی بهم گفت معلوم نیس چی مینویسی ، اگه از قدیم نمیخوندمت دیگه نمیومدم وبلاگت
پ . ن 2 : موی روشن به هر کسی نمیاد
پ . ن 3 : چرا ما " مکروش " کسی نیستیم . اسم مفعول از کراش
پ . ن 4 : بعدا مینویسمش




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :