یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
شنبه 14 مرداد 1396 :: نویسنده : مهربان
یه دختر خوب و خانواده دار خوشکل ....پیدا میشد میرفتم میگرفتمش
حالا ببین فهمیده هم باشه.
چرا دوست دختر نه؟
بیست روز اینجام ده روز میرم خونه . اون ده روزی که خونه ام ، تو مخی و اعصاب خوردیم بیشتره بابام هی میره رو مخم که چرا این کارو نمیکنی چرا اینکارو میکنی . چرا سر کار نمیری بیا برو بنایی . من ماهی 100 تومن از این سربازی میگیرم صد تومن هم بابام . صد تومنش که خرج رفت و آمد به شهرمون میشه پنجاه تومنش هم تو پادگان خرج میشه یه بیست سی تومن خرج سیگارو متفرقه یه چیزی هم باید بمونه که یه اتفاقی افتاد لنگ نمونم . با اون ذره پول من دوست دختر از کجا بیارم و خرج کنم؟
دکتر ببین اصن من به یه صیغه م راضی ام. ای بابا تو که تا حالا دختر فهمیده ی پولدار خوشکل فلان میخواستی.....دکتر اگه پولدار باشه که با ما نمیدن
" ع " متولد 73 هست .راننده آمبولانسه روزای آخر خدمتشه اینارو میگفت و پک عمیق میزد به سیگار بهمنی که تو دستش بود . اگه میتونست میخوردش
میگفت من قبلا اینجا نبودم اونجا خیلی بد بود تابستونا علف بکنین زمستونا برف پارو کنین چاله بکنین بعد پرش کنین....نمیدونم چقدرش حقیقته چقدرش غلو
این سربازی باعث شده با اقشار متفاوتی آشنا بشم که البته اکثرن تحصیل کردن ولی همونام هرکدوم درد دل های جالبی دارن
"ایکس" مهندس مکانیکه . 12 یا 13 ترم طول کشیده تا تموم کنه میگفت سر رفیق بازی و کله خری خیلی عقب افتادم گفت 6 سال بایه دختره بودم نمیخواستم ادامه بدم ولی اون ول نمیکرد شروع آشناییشون مسخره بوده و قبل از دانشگاهش بوده ولی ادامه پیرا کرده بود تا یه سال پیش . میگفت خونه مجردی گرفته بودیم با چندتا از بچه ها .همه جور خلافم کردیم ولی بازم خوبه معتاد نشدیم .یه بار رفیقم تریاک گرفته بود اورده بود دور هم بزنیم بهش گفتم پدربزرگم میگفت مرد تریاکی نمیشه ،تریاکی هم مرد نمیشه حالا اگه میخای با هم میشینیم میکشیم اگه نه هم که هیچی گفت رفیقم تریا رو انداخت دور .یه بار از همون دختره پول قرض کردم 6 نفری در طی دو روز ، دو و نیم میلیون تومن پول رو فرستادیم هوا .... میگفت پول در می اوردیم و خیلی راحت خرج میکردیم انگار ریگ بیابونه. آخرش جدا شدم از دختره الان با دختر عموم نامزد کردم ولی یه سینما نمیتونم برم.همه ش یاد خاطراتی میوفتم که با اون دختره داشتم
ایگرگ ..... واقعا یادم نمیاد تحصیلات ایگرگ تو چه رشته ای بود ولی اونم در مورد کارای قبل از سربازیش تعریف کرد .کارای خیلی متنوعی رو تست کرده بود از سوپرمارکت بگیر برو تا بوتیک و حتی قرار داد با بیمارستان در مورد معرفی شرکت تامین وسایل مورد نیاز
میگفت من توشرایطی بودم که در هر روز تا یک میلیون تومن سود داشتم ولی الان ته حسابم دویست هزار تومنه وکلی بدهی دارم.پولایی که خرج یللی تللی کرده بود ماجرای بیماری پدرش زمینی که باباش میخره و طرف کلاهبردار از آب درمیاد و الان که یه پراید داره...
س . م . پ و خیلی از بچه های دیگه که نمیدونم به چه علتهایی واسم داستان زندگیشون رو گفتن و فقط منو به فکر فرو بردن...گاهی فکر کردم که چه تفریحاتی که من ازشون عقب موندم و باز به این نتیجه رسیدم که شاید چه بهتر.ازبازگو کردن خاطرات و زندگی همکارام معذورم

پ . ن یک : یه بار قیر نیست یه بار قیف نیست یه بار مسئولش نیست یه بار همه چی هست ولی شهامتش نیس.اجتماعیه . نیستم.
 
پ . ن دو : از ماجراهایی که نوشتم جزئیات و قسمت های مورد دارش حذف شده ومتاسفانه کل مزه ش به همون مسائل حاشیه ایش بود
پ . ن سه : ان شاء الله فرصت بشه خاطرات و درد دل های سربازا رو بنویسم.البته با جزئیات و سرفرصت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:52 ق.ظ
Nice blog here! Also your site loads up fast! What host are you using?

Can I get your affiliate link to your host? I wish my website loaded up as fast as yours lol
چهارشنبه 8 شهریور 1396 09:33 ب.ظ
تفریح...یاد این افتادم ک دخترهای همسن من ک دوروبرم میبینم چقد عشق وحال میکنن..بعدش من باید از توی.کتابخونه وپشت پنجره اش باحسرت به سرنوشت تلخم نگاه کنم...درس خوندن جزیی اززندگیمه..یجوری ک مث موادمخدر باعث اعتیادوارامش شده....ماادماخودمون تفریح وروش استفاده از تایممونو انتخاب میکنیم....هرچی قک میکنم این دوستی باجنس مخالف بااینهمه دردسر واعصاب خوردی اسمش تفریح نبس!!!!
مهربان نمیدونم هر کسی یجوری تفریح میکنه . اینجور تفریحا به ما نیومده
یکشنبه 5 شهریور 1396 11:24 ق.ظ
جالب بود. همیشه داستانهای زندگی آدما جذابه. راستی یاد گرفتم که آقایون هم رابطه های قبلی شون رو فراموش نمیکنن!:/ جالب بود برام:)
مهربان بستگی داره چقدر واسشون عمقی بوده باشه و مهم
شنیدن زندگی آدما جالبه و من همیشه آماده ی گوش دادنم
شنبه 21 مرداد 1396 08:23 ق.ظ
مگه میشه دکترا سیگار بکشن خو؟نابود نکنین منو دکتررررر بابا من بار چهارمه میخوام بمونم واسه پزشکی کنکور بدم بدون پزشکی ارست میکنم (این ارستو جدید یاد گرفتم یعنی ایست قلبی دیگه؟) فقط دعا کنین بتونم خونوادمو راضی کنم بذارن بمونم پشت کنکور اخه میگن بیا برو کاردرمانی یا علوم ازمایشگاه...پرستاری دوست ندارم دلم پزشکی میخواد باور کن شاگرد ممتاز مدرسه بودم نمیدونم چرا اخر عاقبت من این شد
مهربان اونی که سیگار میکشید وبا من حرف میزد راننده ی آمبولانس بود. فوق دیپلم فنی حرفه ای داشت.
ارست همون ایست قلبیه
جمعه 20 مرداد 1396 12:08 ب.ظ
پ. ن. دو رو بیا در گوشم بگو
مهربان شاید یه وقت دیگه
جمعه 20 مرداد 1396 09:35 ق.ظ
بیخود نیس همه پسرا از این دو سال کلی خاطره دارن:))
مهربان والا
پنجشنبه 19 مرداد 1396 10:35 ب.ظ
بیا منو بگیر خب
من دوس دارم خونه کار کنم
با هویه کاری رومیزی درست کنم
برای بچه هام بافتنی ببافم
موهای دخترمو ببافم
ولی کو مردی که واقعا بخواد یه خانواده با چندتا بچه بسازیم؟
مهربان چه ربطی داشت به این مسائل؟
پنجشنبه 19 مرداد 1396 01:57 ق.ظ
سلاااام دکتر
ولی خداییش سربازیم خیلی خوبه هاا فقط کشیک دادن تو کانکسای سردش سخته که اونم شما فک نکنم کشیک بدی
چقد آقای ایکس باحال بود خداییش آدم باید تو جوونیش از این خاطرات داشته باشه که پیر شد واسه نوه هایش تعریف کنه
مهربان سلام
اون نگهبانی ها به افراد مطرود و مستحق عذاب تعلق میگیره ولی اونا هم جدی نمیگیرنش
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:39 ب.ظ
بعضی وقتا آدم بعضی چیزا رو ندونه خیلی بهتره
اتفاقا از زندگی عقب نموندی خاطره ی اول که بیانگر اشتباهات یک فرده خودش به احساساتش ضربه زده و کلا زندگیشم تخریب کرده و بالاجبار باید با خاطرات کسی زندگی کنه که ولش کرده ولی دومیه لااقل بعد از این از تجربیاتش استفاده میکنه شمام چیزی از دست ندادید آقای دکتر زندگی ادامه داره تفریح رو همیشه میشه انجام داد ولی کارهای منطقی مثله شانسن یه بار در خونه ی آدمو می زنن امیدوارم موفق باشید
مهربان فکر کردن به عواقب بعضی کارا منو از انجامشون منصرف میکنه
شاید به خاطر همین مسئله رندگی کسل کننده ای دارم
ممنونم
موفق باشین
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:28 ق.ظ
این کارارو تو جامعه ما یه پسر بکنه عیب نداره که. جوونه. بی تجربس.
ولی دختر بکنه میشه خرابِ دو عالم. از دید جامعه میشه یه تیکه زباله.
مهربان متاسفانه
نیازمند بازنگریه
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:17 ق.ظ
Attractive part of content. I simply stumbled upon your site and in accession capital to say that I acquire actually loved account your weblog posts.
Anyway I will be subscribing on your feeds or even I achievement you get right
of entry to persistently fast.
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:47 ق.ظ
جالب بود...حتما بنویس
چرا کامنتارو تأیید نمیکنی؟؟!
مهربان عدر میخام مشکل سخت افزاریه
با گوشی سخته
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:15 ب.ظ

انقدر خوشم میاد بشینم آدمای جدیدی كه باهاشون اشنا شدم قصه ی زندگیشون رو تعریف كنن كه نگو! فقط به شرط اینكه بتونم جلوی خودم رو بگیرم و سفره ی دلم رو پهن نكنم اون وسط!!
چطوری سرباز وطن؟ ؛-)
مهربان من معمولا چیز زیادی واسه تعریف کردن ندارم ولی شنونده ی خوبی ام
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:15 ب.ظ

انقدر خوشم میاد بشینم آدمای جدیدی كه باهاشون اشنا شدم قصه ی زندگیشون رو تعریف كنن كه نگو! فقط به شرط اینكه بتونم جلوی خودم رو بگیرم و سفره ی دلم رو پهن نكنم اون وسط!!
چطوری سرباز وطن؟ ؛-)
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:59 ب.ظ
حالا ی سربازی رفتی اندازه کل عمرت میخای بیای خاطره تعریف کنی؟

این اصن جز جدانشدنی با شما جوونهای سربازی رفته است
مهربان برار حالا 6 ماه از سربازیم بگذده .اینقدر خاطره سازمیشه که نگو
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:24 ب.ظ
من فک میکنم بعصی تفریحات ب دردسرهای بعدش نمیارزه.... بقولی: شب شراب نیرزد به بامداد خمار...
موفق باشی سرباز وطن!!
مهربان منم بخاطر ترس از عواقبشه که از خیلی چیزا خودداری کردم
ممنونم پزشک مملکت
شنبه 14 مرداد 1396 10:25 ب.ظ
سلام
قبول دارم که سربازی چیز بیخودیه اما خداییش خاطراتش موندنیه
مهربان سلام
خیلی بیخوده ها خیلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :