یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
جمعه 22 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : مهربان
وقتی میگیم هیستریک دقیقا در مورد چی حرف میزنیم ؟!
تصور کنین یه مریض با سکته ی قلبی وسیع میاد اورژانس بدون سر و صدا میره یه گوشه میخوابه ما داریم کارای اون رو انجام میدیم و احتماش هست در یکی دو ساعت آینده بمیره یا تا آخر عمر دچار نارسایی قلبی و تنگی نفس و عوارض سکته بشه
یه مریض با حساسیت شدید تنفسی یا شوک آنافیلاکسی میاد که تا چند دقیقه دیگه میمیره اگه بهش نرسیم
این وسطا یه خانوم جوون که یا میخواد واسه شوهرش یا دوس پسرش یا هرکسی که همراهشه جلب توجه کنه خودشو میزنه به غش لرز تنگی نفس و صداهایی که در برو ورودش تشخیص میدیم قضیه چیه
حالا همراه های این متمارض چنان سر و صدا میکنن و اورژانس رو به هم میریزن و خودشون رو صاحب همه چی میدونن که نگو
دوتا مریض قلبی رو با فاصله یه ربع آوردن و دارم میبینمشون یه خانوم هیستریک با یه آقای جوان با مغز اندازه ی فندق اومده میگه که بیا مریض منو نگاش کن میگم مریضتو بیار تو . میگه نه تو بیا بیرون ببینش. دست منو کشون کشون گرفته میاره که اون خانوم متمارض رو ببینم و خب با یه آرام بخش همه چی حل میشه
عین این ماجرا هر روز تو اورژانس های سراسر کشور اتفاق میوفته
کسی که به این شکل جلب توجه میکنه مثل اون حیوونیه که زنگ مزنه آتش نشانی و خبر آتش سوزی دروغ میده با این تفاوت که آتش نشانی چندتا تیم داره ولی پزشک اورژانس تنهاست . اصلا این کار جنبه ی فان نداره ولی اون فرد اونقدر احمقه که درک نمیکنه
مسئولیت اتفاقاتی که برای سایر مریضای اورژانس میوفته بر دوش اون کسی که تمارض میکنه و حالا به هر دلیلی نیاز به توجه اطرافیان داره هم هست شاید در دنیای دیگه
لطفا حیوان نباشید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1396 01:06 ب.ظ
راستش من هم از ابتدای دوره فیزیوپات ذهنم همش درگیره این بیمارای متمارض شده اصلا همه ی نکته های بلد جزوه ام شده اون چیزایی که باید چک کنیم ببینیم مریض واقعا مریضه یا یه بلایی سر خودش آورده که مریض به نظر بیاد...اصلا فکر نمیکردم این موضوع اینقدر رایج و دغدغه باشه مخصوصا تو بلوک غدد که مردم خیلی راحت با داروها همه ی نتیجه هارو میتونن دستکاری کنن.چرا آخه؟یکی دو هفته است خیلی ذهنمو درگیر کرده اصلا
مهربان در ابتدا باید اساس رو بزاریم بر اینکه بیماری جسمیه اما الان دیگه همه رو به شکل هیستریک میبینم
مشکلات روانی غوغا میکنه
شنبه 13 خرداد 1396 11:39 ق.ظ
سلام به روی ماهت دکتر جون
الباقی مردم رو نمیدونم ولی من یه بیمار متمارض رو همراهی میکنم چون بیمار متمارض از احساست و روابط خانوادگی سواستفاده میکنه و منو میذاره توی منگنه ی احساسی و اینجوری هم دهن منو می بنده، سوتی میده ضایع میشه من به روش میارم بعد نفس تنگی میگیره بعد نصف شبی میره اورژانس یه آرامبخش میگیره منم خفه خون می گیرم و درس عبرت که دیگه باش حرف نزنم،خلاصه اینکه از 2کیلومتری ا ون مرکز اورژانس هم رد نمیشم ،چون همراه متمارض هم واکنش ها و تشخیص پزشک معالج رو درک میکنه،همون زبان بدن و چهره رو میگم،باقی مردم رو نمیدونم ولی من همیشه شرمنده و خجالت زده میشم.
مهربان من معمولا به همراه ها میگم قضیه چیه ولی به روی خود مریض نمیارم
توی خیلی از نسخه هام آرام بخش هم هست
پنجشنبه 4 خرداد 1396 06:15 ب.ظ
سلام
دو صفحه از وبلاگتونو توی تایمای استراحتم خوندم ..
و اشتیاقم نسبت ب پزشک شدن بیشتر شد..
پیشنهاد: هروقت خسته شدین به این فکر کنین چند نفر الان ارزو دارن که موقعیت شمارو داشته باشن..یکیش خوده من^_^
چهل و سه روز دیگه کنکور دارم..دعا کنید برام
منم دعا میکنم دیگ همچین بیمارایی ب پستتون نخوره!
پنجشنبه 4 خرداد 1396 06:15 ب.ظ
سلام
دو صفحه از وبلاگتونو توی تایمای استراحتم خوندم ..
و اشتیاقم نسبت ب پزشک شدن بیشتر شد..
پیشنهاد: هروقت خسته شدین به این فکر کنین چند نفر الان ارزو دارن که موقعیت شمارو داشته باشن..یکیش خوده من^_^
چهل و سه روز دیگه کنکور دارم..دعا کنید برام
منم دعا میکنم دیگ همچین بیمارایی ب پستتون نخوره!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:50 ق.ظ
به وبلاگ منم سری بزنی بد نیسا
مهربان چشم
جمعه 29 اردیبهشت 1396 02:05 ق.ظ
مهربان مهملات نیست. خیلی هم دوس داشتنیه .درسته قبلنابیشتر مینوشتی اما همین کم هم غنیمته. میدونم از وبلاگت خسته شدی ولی بدون یه عده هستن از فکرای قشنگ تو و حرفات خسته نشدن ک هیچ مشتاق هم هستن .ولی حق داری تعطیل کنی اینجارو به هرحال :
مهربان امیدوارم زندگیت به زودی حسو حال خوبی بگیره یکم انگار خسته شدی از روزگار
خنده هات همیشگی بدور از دیازپام
مهربان نوشتن رو ادامه میدم شاید حال دلم خوب بشه .
واقعا فکر میکنم اگه مریضای من بدونن اینارو من نوشتم بازم پیش من میان ؟
افکارم خیلی آآشفته و داغونه . کاش حال همه خوب باشه
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 10:49 ب.ظ
سلام...میگم آدرس کانال رو نمیذارین احیانا؟؟
مهربان سلام
نه
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 03:26 ب.ظ
مهربان ینی دیگه نمیخوای اینجا بنویسی ؟ ینی ازینجا میری ؟
مهربان دلم برای حرفا و فکرای قشنگت تنگ میشه :(
من کم کمش هر روز یبار اینجام
مهربان .
والا بار ها بهش فکر کردم که آدرس عوض کنم یا اصن دیگه ننویسم ولی نشده
حرفا و فکرای من کلا مهملاته ارزش خوندن نداره
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 01:40 ب.ظ
نامرد نامرد نامرد کانال تلگرام زدی بهمون نگفتی .دوما اینجا خونته آدم از خونه خودش نمیره.سوما من روی مشورت با تو چه علمی چه غیر علمی حساب کردم.اگه رفتی چیکار کنم.گفتم میترسم از دست بدم حالا آروم آروم اومدی بری بی انصاف من بدون تو چیکارکنم
همش اونایی که دکترن رو تحویل میگیره به اونا آدرستو میدی منم از مرداد پارسال میخونمت همیشه هم نظر گذاشتم ولی تو فقط اونا رو دوست داری
مهربان بله بله بله . کانال یه نفره . فقط خودم . میخواستم یه جایی رو داشته باشم که حرفام رو حیلی خصوصی بنویسم کسی هم بهش دسترسی نداشته باشه که شکر خدا کانال رو به عنوان بهترین گزینه انتخاب کردم
اینجا بیشتر از سه ساله که خونه ی منه .مممممممممم . سه سال و نیم
سعی کردم بین افراد فرق نذارم مگه اینکه خودشون حدشون رو ندونسته باشن
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 11:31 ق.ظ
ادرس کانالتون رو خواهانیم!!!
مهربان منم خیلی چیزا رو خواهانم . اما دست من کوتاه و خرما بر نخیل
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 10:31 ق.ظ
آره خب درسته در تریاژ قلب و فشار خون مهم ترن ولی اون تختی که بابام خوابید من که نخوابونده بودمش پرستار دیگری بهم گفت بخوابونمش اونجا که اونجوری پریدن اونجا چیزی نگفتم شلوغ بود ولی دیگه مریض داشته باشیم شیف شب اونجا نمی برم.
مهربان چی بگم والا . وظیفه پرستار تریاژ ارزیابی مریضا و سطح بندیشون از نظر نیاز به خدمات و اورژانسی بودنشونه
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 10:28 ق.ظ
دیازپام خیلی خوبه مهربان کلا چیزایی که مغزو هایبرنت کنن دوس دارم.من یه بار آمپول دیازپام زدم پشت سرش یه زولپیدم و یه قرص دیازپام دو هم خوردم بعد ۳ روز تونستم بخوابم به مدت ۶ ساعت.
+واقعا حواست باشه به خودت می زنی من به خودم دگزا زدم چند روز پیش فقط نمی دونم اون هیپوگلیسمی بعدش چی بود می خواستم خودمو به تلفن برسونم نمی تونستم .
مهربان به قرص خواب اعتقادی ندارم .
هیپوگلیسمی و دگزا؟! اشتباه میکنین
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:46 ب.ظ
سلام
واقعا این پستتونو درک میکنم یه خواهر کوچیک دارم که دائما خودشو میزنه به مریضی باور کنید دیگه خستمون کرده دکتر نصیری و.... چند تا دکتر دیگه هم گفتن که حالش خوبه و تمارضه ولی مامانم نمیفهمه دکتر
خودشو دائما میزنه به حالت تشنج ،حالا هم پیش یه دکتر مغز و اعصاب بردنش اون میگه که ورم مغزیه
من توی یه سایتی خوندم ورم مغزی منجر به مرگ میشه .باورتون میشه خونه ی ما دو هفته است روی هواست؟؟؟ با اینکارش هر روز یه اردی میده میگه پاشین بریم شمال .بعدش یه روز میره شمال میگه برگردیم دوباره میاد خونه میگه خونه رو باید عوص کنیم .این پستتونو که دیدم فهمیدم یکی حداقل میفهمه تمارض چیه؟!!!!دیگه نمیدونم چیکار کنیم
خیر سرم 40 روز به کنکورمه
من چیکار کنم اینها بفهمن تمارضه؟؟؟
اصلا ورم مغزی با این علائم هست؟؟؟
مهربان سلام
اگه منظورتون انسفالیت باشه . ممکنه همچین علائمی بده
واسه ی اینکه تشخیص قطعی بزاریم که این یارو داره تمارض میکنه یا نه گاهی اقدامات تشخیصی نیازه
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:38 ق.ظ
سلام دکتر خوب وباحوصله
ممنون از جوابت ولی کامل 8واب ندادیااا
گفتم تو اگه دوستات برن بیرون بهت نگن ناراحت نمیشی؟اصلا تا حالا این وضعیت برات پیش اومده؟
مهربان سلام
اگه دوستای نزدیکم برن بیرون و بهم نگن آره بهم برمیخوره البته اون چندتایی که خیلی نزدیکیم
اونا هروقت بگن بیا بریم و من کاری نداشته باشم میگم آره میام . اگه بگم کار دارم فوقش دوتا فحش میدن و میگن باشه عیب نداره
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 07:46 ب.ظ
مهربان عصبانی می شود و به فکر تغییر اسمش می افتد! حتی به فکر تزریق دیازپام به خودش هم می افتد...
شکلک دست زیر چانه و متفکر!
+ واقعا خدا صبرت بده، واقعا!
مهربان مهربان خیلی وقته عصبانیه . فکر نکنم دیاز اونقدرا بد باشه
شنبه 23 اردیبهشت 1396 11:28 ب.ظ
بنزودیازپین ها
مخصوصا دیازپام و میدازولام یه وقت برای خودت نزنی آپنه کنی.
مهربان ایشالا که آپنه نمیکنم.احتمالا به یکی میگم حواسش بهم باشه
شنبه 23 اردیبهشت 1396 07:44 ب.ظ
به اعصابت مسلسل باش عزیز
ولی انصافا راس میگی بعضیا خعلی در اون مواقع بحرانی رو مخ آدم میرن اونا رو باید از رو زمین کند والا باهات صد درصد موافقم داداشی پرچمت بالاست
شنبه 23 اردیبهشت 1396 07:44 ب.ظ
به اعصابت مسلسل باش عزیز
ولی انصافا راس میگی بعضیا خعلی در اون مواقع بحرانی رو مخ آدم میرن اونا رو باید از رو زمین کند والا باهات صد درصد موافقم داداشی پرچمت بالاست
مهربان چی بگم
شنبه 23 اردیبهشت 1396 08:34 ق.ظ
پست قبلیم یه کامنت گذاشته بودم ظاهرا میهن خوردش.
کم نیستن دور و برمون از این آدمای متظاهر حال بهم زن.
اما این نمونه حال بهم زن ترین نوعش هست.
بدتر از کاری که با بقیه بیمارا میکنه کاری هست که با نزدیکانش انجام میده
مهربان بازی با اعصاب پرسنل بیمارستان رو هم در نظر بگیرین
تو این شرایط کم کاری واسه بقیه مریضا هم ممکنه اتفاق بیوفته
اطرافیان اون مریضه هم که معمولا از قشر همون مریض هستن . کلاش و پر مدعا
شنبه 23 اردیبهشت 1396 08:18 ق.ظ
سلام دکتر
چاره این آدم نماها فقط و فقط آمپول آمریکایی هست و بس، البته در صورت لزوم یه چنتا کشیده برای خروجشون از شوک
مهربان سلام
نه اینا بجای اینکه برن پیش مشاور و روانشناس و روانپزشک خودشونو میزنن به مریضی
گوساله ن . گوساله
شنبه 23 اردیبهشت 1396 04:30 ق.ظ
سلام
بابای من از عصری هی بالا میاورد و هی اسهال آبی به بدنش نمونده بود بردمش بیمارستان ۱۲ شب بهشون بر خورده بود کم مونده بود بگن گوه خوردین مریض آوردین !دو تا اورژانس قلب و فشار داشتن گفتن چرا اینو آوردین ضروری نیس.خب حتما باید بمیره ضروری شه؟هرکس بیمارش براش عزیزه خب...پرستاره بهم پرید همچین!منم هیچی نگفتم...فقط گوش دادم...با وقفه یک دقیقه ای گفت شلوغه...رسیدگی به این همه بیمار سخته...خب نپرید اینجوری به بیمار و همراهش... همه مثل من صبور نیستن که !بعدش می گین برخورد همراه مریض بده وحشی ان
مهربان سلام
خب اینم از اون مسائلیه که واقعا باید آموزش داده بشه
کسی که شما باهاش صحبت کردین احتمالا پرستار تریاژ بوده . وظیفه ش رده بندی مریض از نظر اورژانسی بودنشون هست . کسی از اسهال نمیمیره ولی مریض قلبی و فشار خونی ریسکشون خیلی بالاتر هست
البته برخورد اون پرستار هم مهمه
جمعه 22 اردیبهشت 1396 04:47 ب.ظ
سلام
خشن ولی واقعی!
مهربان سلام
حتی خشن تر از اونی که به نظر میاد
جمعه 22 اردیبهشت 1396 04:25 ب.ظ
سلام. ی سوال پزشک اورژانس همون پزشک عمومی تو قسمت اورژانس کار میکنه؟یا اینکه ی تخصص؟ شرمنده اگر بد پرسیدم امیدوارم منظورم و رسونده باشم
مهربان سلام
توی جاهای شلوغ و بیمارستان های بزرگ متخصص طب اورژانس هست که به مریضای بستری رسیدگی میکنه اما تو بیمارستانای کوچیک و متوسط پزشک عمومی هم مریضای سرپایی رو میبینه و هم بستری های موقت رو
اینجا نسبتا شلوغه ولی من تنهام
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:43 ب.ظ
جانا سخن از زبان ما میگویی...
مهربان متاسفانه
جمعه 22 اردیبهشت 1396 11:52 ق.ظ
اه چقدر بد هستن آدمایی که با مریضی میخوان جلب توجه کنن
از یه طرف به نداشتن شعورشون میشه فکر کرد و از یه طرف به اینکه چقدر بدبخته که با خودشو به مریضی زدن میخواد توجه جلب کنه برا خودش...
خدا صبرتون بده...
مهربان عوضی ن . خودخواه و پست
جمعه 22 اردیبهشت 1396 11:51 ق.ظ
دکتر شدیدا به گمگت نیاز دارم لطفا راهنمایی کن
من امتحان دارم دوستام بهم گفتن بیا بریم بیرون اگه باهاشون نرم دیگه بهم نمیگن .
تو جا من بودی چکار میکردی؟اصلا اگه ی جایی میرفتن نمیتونستی بری چی میگفتی؟اینکه اونا برن به تو نگن ناراحت نمیشدی به همش با دقت جواب بده
ممنونم
مهربان اول و اول اول به شرایط خودتون فکر کنین به زندگی خودتون برسین اگه میبینین تصمیم درست اینه که درستون رو بخونین لازم نیست دوستاتون رو راضی نگه دارین
من بودم نمیرفتم
جمعه 22 اردیبهشت 1396 10:01 ق.ظ
خدا ب شما صبر بده
مهربان دیگه صبرم داره تموم میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :