یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : مهربان
برخورد من چقدر متفاوته....
دیشب چنان الم شنگه ای تو اورژانس راه انداختم که نگو
از مطب رفتم بیرون و گفتم تا  110 نیاد این (همراه یکی از بیمارا ) رو نبره من هیچ مریضی رو ویزیت نمیکنم و شکایت و داد و هوار راه انداختم . آخرشم صبر کردم که پلیس اومد ماجرا رو صورت جلسه کرد و متن شکایت رو تنظیم کرد . ساعت 11 و نیم شب بود اورژانس داشت منفجر میشد .با این حرکت یه تعداد از مریضا متواری شدن یه عده جیم شدن یه ساعت بعد با ترس و لرز برگشتن .یکیشون با کلی عذرخواهی و اینا اومده که آقای دکتر ببخشید ببخشید من فقط یه آزمایش میخواستم اگه اشکالی نداره 
 امشب از طرف چندتا بیمارا کلی تشکر دریافت کردم که کاش همه دکترا مثه شما خوش اخلاق بودن ...
یه مریض اومد گفت دکتر اومدم بهتون تبریک بگم بابت تشخیصتون ... اول فکر کردم میخاد مسخره کنه یا داد و هوار راه بندازه . گفتم چیزی شده ؟ گفت هفته پیش اومدم پیشتون گوشم خارش داشت گفتین قارچه و بخاطر اینه که فلان و دارو دادین گفتم خب مشکلی پیش اومده گفت رفتم فلان شهر (مرکز استان ) پیش فوق تخصص گوش اونم دقیقا حرف شما رو بهم گفت اومدم ازتون تشکر کنم . از مردم این منطقه بعید بود حقیقتش
نصفه شب یه بچه رو آوردن که گلاب به روتون اسهال داره منم چشام باز نمیشد .داروهاش رو داشتم مینوشتم که باباش گفت یه پیرزنه رو عید دو سه بار آوردیم پیشتون ... مرد ! جا خوردم خواب از سرم پرید. نگاهش کردم یادم اومد کی رو میگه .بیماری ریوی خیلی پیشرفته داشت گفتم خدا بیامرزتش .گفت زجر میکشید زیر نظر فلان دکتر بود ولی گفته بود نمیشه کاریش بکنن
یه بچه 5-6 ساله با دوتا آقا اومد تو . کچله گفت ما این رو دو روز پیش آوردیم پیشتون ولی خوب نشده یعنی چی آخه؟ همش باید بچه رو بیاریم اینجا ؟چه وضعشه ؟ گفتم ببینم داروهاش رو . دفترچه رو تگاه کردم داروهاش مثه همه سرما خورده های دیگه بود . گفتم همه داروهاش رو خورده گفت نه . پوکر فیس شدم . گفتم خو چجوری خوب بشه؟ اون یکی مرده به کچله گفت شما برو بیرون . گفت این بنده خدا با خانومش سر حضانت بچه درگیره . اعصابش خرابه ولش کنین .
اقا یه چی میگم یه چی میشنوین جای جالبیه مردم واسه هر مشکلی تو هر ساعت از شبانه روز میان دکتر . بالای 50 درصد ویزیت های من به علت کسالت و بی انرژی بودنشونه !
همشون هم دوس دارن فشارشون گرفته بشه من گاها با این پدیده برخورد جدی میکنم . میاد تو میگه فشارم بالاست میگم چطوری به این نتیجه رسیدی؟سردرد سرگیجه درد سینه تنگی نفس ....؟ میگه نه فشارم بالاس . میگم تو خونه فشار گرفتی بالا بود میگه نه . حالا فشارمو بگیر ....پیر و جوون ، کوچیک و بزرگ از شیر تا پیر 
واقعا یکی بیاد به اینا حالی کنه نصف مراجعاتشون غیر ضروریه ولی کی حال داره ولش کن حوصله ی بحث کردن با مردم فوق اگرسیو اینجا از حوصله ی من یکی خارجه
اگه حال داشتم همشون رو میبستم به فلوکستین و سیتالوپرام . افسردگی از ویژگی بارز این مردمه ولی با تظاهر خشونت و پرخاشگری در مردان و تمارض در زنان
. . . عنوان مطلبم یه آهنگ از ابی هست که زنگ گوشی یکی از مریضام بود دیشب اومده بود با ضعف تست بارداری واسش نوشتم . جوابش رو امشب آورد لب مرز بود داشتم باهاش حرف میزدم یهو دیدم ابی داره میخونه منو حالا نوازش کن گفتم ابی از تو کیفت خودشو کشت میگه نوازشم کن . 19 سالش بود شوهرش 23 . شوهره میگفت بچه رو نمیخوام 
گفتم سه روز دیگه آزمایش مجدد بده
.
.
.
بعدا نوشت
ساعت نزدیکای 4 بود داشتم با یکی از پرستارا تو استیشن چرند میگفتم یه آقای میانسال رو با تنگی در حالی که روی زمین خاک میکشیدن آوردن . گفتن آسم داره سالبوتامول میزنه . بدون معاینه گفتم سرم آمینوفیلین و دویست تا هیدروکورتیزون بزن .تا سرم رو رفت آماده کنه گفتم بزار یه معاینه هم بکنیم سمع ریه مفهوم نبود ...به مانیتور وصلش کردم بار اول دستگاه فشارش رو دیتکت نکرد بار دوم زد 19 دستی گرفتم همون بود . تشخیص عوض شد .گفتم سرم رو بنداز دور مورفین و لازیکس بیار 
80 تا لازیکس و 5 تا مورفین و سرم تی ان جی و اعزام . وقتی آمبولانس رسید دیگه کم کم داشت چشم باز میکرد . اینم نوشتم که به تشخیص خودم مغرور نشم و یادم بمونه به حرف همراه ها ریاد اعتماد نکنم .این بار دومه که میگن مریضمون آسم داره و ادم ریه از آب درمیاد .اشتباه از خودم بود که بدون معاینه تشخیص گذاشتم . تنگی نفس رال تعریق ولی زمینه ی ادمش رو نمیدونم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:03 ق.ظ
روووووزی سه تاااا فلوکسیتین۲۰؟!
من به مدت چهار روز روزی دوتا فلوکسیتین ۲۰ خوردم تمام دل و روده م رو بالا میاوردم چجوری اوشون طاقت میاورد؟؟ نفرین به این نوروترنسمیترها که مثل آدم کارشونو نمی کنن
مهربان رفیق من سالهاست فلوکستین میخوره . خبر مرگش از نخبگان کشوره
شنبه 23 اردیبهشت 1396 04:31 ق.ظ
داداچ پست جدیدم گذاشتی ولی کامنتای منو تایید نکردی...‌
مهربان باشه چشم
به زودی
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 11:13 ب.ظ
خیلی ترسیدم.از اینکه پست جدید خیلی وقت بود نذاشتی.فکر کردم برا همیشه رفتی .خوشحالم که هستی .
مهربان هستم در خدمتتون
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 11:21 ب.ظ
سلام مجدد
دکتر خیلی گرفتاریا!!!اپم که نمی کنی
وقتت نگیرم . الان که تو بازار کاری چه رشته ای پیشنهاد میکنی؟من استریت بودم و اطلاعاتم تقریبا صفره...رتبمم احتمالا گوش شیطون کر خوب شه
ولی واقعا نمی دونم چی بزنم؟
مهربان سلام . مشغول خدمت رسانی ام
این سیستم ارزش خدمت نداره برو دنبال رشته ی کم استرس و راحت حالا مسئله ی مالیش هم به خودتون مربوطه واسع یه خانون دکتر من پیشنهادم اینه . رادیو پوست پاتو طب فیزیکی از این مدلا
خوشحالم که خوب امتحان دادین . وقتشه شروع کنین به وبلاگ نویسی و خاطره نویسی
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 06:22 ب.ظ
من، که غبطه خانوم ایندت رو میخورم
واقعا تو یک روووویا هستی
مهربان کااام عاااان
بیخیال
شنبه 16 اردیبهشت 1396 03:26 ب.ظ
سلام.
تازه وبتون رو پیدا کردم خوشحالم.
میخونمتون از امروز حتما
مهربان سلام
خوش اومدین
جمعه 15 اردیبهشت 1396 08:38 ب.ظ
سلام
دلتون پره هااااا....بی خیال بابا سخت نگیررر
اورژانس کار قشنگ اومدین...
مهربان سلام
خیلی پررر ر رررررررر
ایشالا به حال و روز من نیوفتین
جمعه 15 اردیبهشت 1396 03:26 ب.ظ
تو جاده بغل دست من یه ۴۲ ساله ی حامله بود که می گفت بعد سه سال خواب دیده امام رضا گفته با شوهرش که سه ساله قهره بخوابه حامله شه .از خونه فرار کرده بود داشت میومد تهران خونه خواهرش بچه ش ۹ ماهه بود تو شکم ،یه ۱۸ ماهه هم تو بغلش!عقل نباشه جان در عذابه همینه دیگه...تازه سه تا بچه رم گذاشته بود خونه اومده بود!فقط به راننده گفتم هر لحظه آماده باش که برای این دیوانه ۹۰-۱۰ بگیم بفرستن یعنی امداد هوایی هلال احمر..‌‌.وسط بیابون خدا پایگاه های امدادی با فواصل زیاد...دیوانه تر از این زنه ندیده بودم با یه وجب موی بلوند و پانچوی آستین تا آرنجش هی می گفت نماز بخون ایمان رکن اول زندگیه امام رضا منو سوم راهنمایی شفا داده و.... دلم می خواست حامله نبود سیر می زدمش
جمعه 15 اردیبهشت 1396 02:31 ب.ظ
کلا باید اعصابت رو قوی تر کنی مهربان! وگرنه زود از پا میوفتی، اینو به خودم هم میگم.
اون حامله هه، مگه بچه رو از خونه باباش آورده که حالا نمیخوادش؟ :-/
مهربان دیوونه شدم از دست اینا هوپ
اینجا فرهنگشون پایینه . واقعا نیاز دارن با یکی حرف بزنن مشاور میتونه کمکشون کنه اما اینا گوش شنوا ندارن
جمعه 15 اردیبهشت 1396 12:26 ب.ظ
سلام
در بعدا نوشت گفتید مریض رو با تنگی آوردن :)))

+مخ لسیم دکتر چقدر خشن !سیتالوپرام و فلوکسیتین ؟!یه پزشک عمومی یه بار به من ۱۰۰ تا فلوکسیتین ۲۰ داد ۲ روزی که خوردم گلاب به روتون معده م به غذا می گفت زکی و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
مهربان سلام . منظور تنگی نفس بود که به قرینه معنوی حذف شده !
یکی از دوستای من که از نخبگان هم هست روزی سه تا فلوکستین 20 میخوره . افسردگی در جوامع شهری بسیار شایعه
جمعه 15 اردیبهشت 1396 11:38 ق.ظ
سلام
یعنی تک تک کلمات این پستو با تمام وجود درک میکنم
فقط تا آخر پست منتظر بودم جریان اون پلیس خبر کردنو بنویسین
مهربان سلام
شما که تجربه تون خیلی خیلی بیشتر از منه
اون پلیسه هم هیچی فقط اومد صورت جلسه کرد و رفت و اون مرتیکه نفهم هم خوش و خرم رفت پی زندگیش . فرداش قضیه رو رفتم پیش رئیس بیمارستان تعریف کردم که یخورده حساب کار دستش بیاد و اگه بعدا حمایتش رو لازم داشتم پشتم باشه
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 02:29 ب.ظ
آقای دکتر واقعا شما چقد دکتر خوب و خوش رفتار و خوش برخوردی هستین ..
بی زحمت دفترچه منو مهر کنید تا بعدا برم پیش یه دکتر بهتر:)
مهربان بروووو بیروووون
دفترچه مهر کردن کار پزشک خانواده س . من با افتخار اورژانس کارم
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 11:30 ب.ظ
خیلی بدی
مهربان میدونم
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 12:34 ق.ظ
خوب کاری کردین نتیجه بخشم که بوده ماهی یبار برنامه بریزین از اینکارا کنین برای تسلای اعصاب خوبه
دکتر اینا افسرده نیسن من بی حوصله باشم بمیرمم اون لحظه دکتر نمی‌رم اینا از کمبود امکانات میان بیمارستان نصف شبی حوصلشون سر می‌ره میگن همه جا الان بستس فقط بیمارستان بازه پاشیم بریم حال و هوامون عوض شه
۱۹ساله؟؟؟؟ظالمانس ولی این بدنیا آوردن ی بچه ی بی گناه با این وضعیت پدر مادرش ی جنایته تصمیم پدره بهتره
مهربان حوصله شون سر میره نیاز به توجه دارن غم دارن نمیدونم
شایدم من به جای اونا نیستم و نمیدونم
چند روز پیش یه سیزده ساله ی باردار اومده بود
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 03:31 ب.ظ
Merc minevic mehraban .
Mehrabanit mana
مهربان خواهش میکنم
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 11:42 ب.ظ
سلام خوبی اقای دکتر؟ خسته نباشی. واقعا حوصله میخواد این وقایع رو ثبت کنی. کدوم شهری؟ طرحی؟
مهربان سلام خانوم دکتر بی معرفت.خصوصی میگم بهت
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 10:44 ق.ظ
سلام مهم تیست این نظر تایید بشه یا نه فقط امیدوارم شما بخونیدش
شما ازمردم تحصیل نکرده و بیسواد چه انتظاری دارید دکتر؟وظیفه شماخدمت به مردمه ، لحن و کلامتون شدیدا زشت و دور از شان ثیک دکتره، خب اگه از مردم اون شهر متنفرین از اونجا برین کسی که مجبورتون نکرده، شما به جای تلاش برای سلامتی و کمک به مردم صرفا دارید مثل یک ماشین بی عاطفه کار میکنین، نباید از مردم عامی انتظار داشه باشید متناسب با سطح علمی شما بفهمن که مبادا با مراجعات غیر ضروریشون خدای نکرده خاطر جنابعالی مکدر نشه
مهربان سلام
وظیفه چیزای متفاوتیه مثلا آموزش اینکه واسه هر مشکلی کوچیکی نیاز نیست بیان بیمارستان
اگه مشکل روحی دارین اگه مشکل کمبود توجه دارین الزاما نباید برین اورژانس
فرهنگ سازی و آموزش تفاوت های درمانگاه و اورژانس تو کشور ما به هیچکس داده نشده همه خودشون رو محق میدونن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :