تبلیغات
یک دانشجوی پزشکی - من پریشان ترم از آنچه تو میپنداری
 
یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
یکشنبه 21 آذر 1395 :: نویسنده : مهربان
یه کشیک بسیار طولانی شروع شده
واقعا به پولش احتیاج ندارم . نمیدونم چرا قبولش کردم
از الان بگم که اینم یکی از اون نیمه شب نوشت هاس
بعد همه این صحبتا، سختیش یه طرف ،موندم چحوری برگردم خونه . نه هواپیما نه قطار نه حتی اتوبوس مستقیم
از این تقریبا ببخشید ببخشید مکان زیبا که محل نگهداری گوسفندانه
مردمش به شدت بی فرهنگ 
پر توقع و سطح درک پایین و تهاجمی
باهاشون بحث نمیکنم
میگه مفاصلم درد میکنه دیگه باهاش چونه نمیزنم که یه آزمایش واست مینویسم و بیا جون من آزمایش بده ممکنه تب مالت باشه . میگم تو محیط زندگیتون گوسفند دارین؟ میگه تو خونه هستن اما من سر و کار ندارم . لباساش به حدی بو گوسفند میده که تقریبا غیر قابل تحمله
میگم کسی تو خانواده تب مالت نگرفته؟ میگه دارو بده بریم . یعنی 6 ماه پیش با همچین حرفی یجور دیگه برخورد میکردم . 
دیگه بحث نمیکنم . واقعا فکر کردی اگه این بابا تست رایتش مثبت بشه آدمیه که بشه بهش گفت 6 هفته داکسی و ریفامپین بخور و ده روز استرپتومایسین بزنه ؟ تازه بخوای روش مصرف و عوارض داروهاش رو بهش بگی . مثلا چطور حالیش کنم که با یه لیوان پر آب ، بعدش تا یه ساعت نخواب، در معرض آفتاب نباش...رنگ ادرارت تغییر میکنه ...
تو دلم میگم خانه از پای بست ویران است
ولش کن
یه بتامتازون میخاد بهش میدم مسکن میخاد بهش میدم پنی سیلین میخاد بهش میدم 
من پزشکم . نباید بگم خلایق هرچه لایق ولی وقتی نمیفهمن
پنیسیلین میخوان انگار آب حیاته . میگه بنویس تو خونه داشته باشیم. مگه هندونه خیاره که تو خونه  داشته باشی؟ میخوای چیکار؟ امروز یکی اومده سفتیزوکسیم دستشه ! میگم از کجا آوردی ؟ میگه از داروخانه خصوصی خریدم ! دهنت سرویس واسه سرماخوردگی میخواد اینو بزنه؟ یعنی اگه تارگوسید دستش بود اینقدر تعجب نمیکردم. پرستار فرستاده بودش پیش من که اوکی میدم اینو بهش بزنه. گفتم هرجا خریدی برو بگو بهت بزنن
من یه اورژانس کارم . معلم نیستم کارشناس بهداشت خانواده هم نیستم . سعی میکنم ولی نه بابا بی فایده س
چه زود یه جی پی شدم . یه جی پی فسیل . کسی که سالهاست دیگه غیر علمی کار میکنه
روی کجای زندگیشون کار کنم؟ اینا چه میفهمن مقاومت آنتی بیوتیکی چیه؟ حالا هرچی بگم یه پنی سیلین کافیه میگه سفسکین ! واسم بنویس . کپسول 500 گاها کفسول و چیزای دیگه . حالا من چطور بهش حالی کنم که آنتی بیوتیک قوی معنی نداره حالا اگه آزیترو 250 هست و آموکسی 500 یا سفکسیم 400 اون عدد وامونده ربطی به اثر بخشیشون نداره
نه آقاجان یاسین میخونم انگار در گوششون
کجاست این بیغوله
تازه مثلا شهره
یه چند ساعتی فرصت استراحت داشتم تو این به اصطلاح شهر راه افتادم . تا نزدیک ترین سوپر مارکت که نه بقالی بیست دقیقه راه بود . رو مواد غذایشونم که ... 
ما رو باش آدامس و نوشابه بدون قند میخواستیم
ترسیدم بپرسم(( فلان آدامس رو دارین ))یارو فیوزش بپره . یه کیسه هله هوله جمع کردم واسه جلوگیری از مرگ
بهداشتشون افتضاح ، مردمش فقیر . بهترین ماشینی که تو شهره پژوپارسه تازه اونم خیلی کم . یه محل استراحت مثلا پارک که تاب سرسره داره رو دیدم . بیشتر از اینکه آدم توش باشه سگ بود
نونت نبود ؟ آبت نبود؟ خر مغزت رو گاز زده بود؟ اومدی چیکار؟ تو ادم زندگی کردن تو این شرایطی؟ اینقدر لنگ پول هستی؟ تازه پولشم خبری نیست
مردم بی فرهنگ . انگار من ماشین تایپم که هرچی میگن من بنویسم 
هوف
مریض بدحال اومده  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 07:12 ب.ظ
Wonderful goods from you, man. I have understand your stuff
previous to and you are just extremely great. I
actually like what you've acquired here, really like what you are saying
and the way in which you say it. You make it entertaining and you still take
care of to keep it sensible. I can't wait to read much more from you.
This is actually a terrific web site.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 11:59 ب.ظ
برا دیدن یکی از دوستان که پزشک طرحی بودن رفته بودیم و یک روز هم با ایشون رفتیم درمانگاه محل طرحشون,اکثر مریضا آنتی بیوتیک تزریقی میخواستن یکی دو تاشونم که خیلی ریلکس میگفتن دکتر سفتر بنویس برامون از تعجب دهنم باز مونده بود , نمیتونستم اونارو با خودم مقایسه کنم ولی به این موضوع فکر میکردم من به شخصه با دکتر سر ندادن داروی تزریقی چونه میزنم و اونا چه راحت از دکترشون میخواستن ! بابا اینا نمیترسن؟ دردشون نمیگیرههههه ؟!!!!
مهربان نفهمن دیگه . نفهم
آمپول که اکثر مریضای من میخان . پنیرسیلین رو هم که از دو ماه پیش تحریم کردم و به مریضا نمیدم چون واکنش خیلی شدید دیدم ازش ولی کلا آمپول خیلی خوبه . از نظر روانی که کمکشون میکنه
سه شنبه 12 بهمن 1395 09:28 ق.ظ
اینارو كه خوندم یه جورایی دو به شکم نکنه شهر من یوده
مهربان پس بدا به حالتون
یکشنبه 28 آذر 1395 10:43 ب.ظ
پس نظر من کو ؟؟؟همه ثبت شد الا من
بس است شکوه و شکایت امروز پست جدیدتون رو که خوندم هرچی از دهنم در اومد به این دنیا گفتم
خیلی مزخرف شده گاهی دلم برای گذشته تنگ میشه انگار دارم خنثی زندگی میکنم اصلا وضعیتی دارم چه میشه کرد؟؟ غیر از صبر و گریه هرچقدر هم پامونو به زمین بکوبیم هیچی گیرمون نمیاد یاد بچگی بخیر وقتی عصبانی بودیم و گریه می کردیم و پامونو به زمین می کوبیدیم به چیزهایی که میخواستیم میرسیدیم ولی حالا اجازه ی گریه کردن هم نداریم چون وقتی اشکمونو ببینن غرورمون خرد میشه
مجبوریم توی خودمون داغون بشیم
یه سوال دارم اگه الان برگردین به موقع انتخاب رشته ی دانشگاهی بازم پزشکی رو انتخاب میکنید یا احتمال اینکه برید دندون هم بود؟؟این سوال خیلی ذهنم رو درگیر کرده حس میکنم پزشکی دوران دانشجویی قشنگه ولی بعدش خیلی وحشتناک میشه البته از یه لحاظ هایی هم از دندون سرتره
امیدوارم یه روز این پست هارو بخونید و بخندید به اینکه اینقدر اذیت شدید ولی بعدش همه چیز درست شد
من یه دفتر خاطرات دارم باکلی دلنوشته های غمناک که تا حالا نخوندمشون و دلم میخواد وقتی یه رتبه ی خوب اوردم بشینم و اشک شوق بریزم و بگم ببین همه چی درست شد بیخود نگران بودی بعد هم اون دفتر رو تهش بنویسم ببین اخرش خوش بود
با ارزوی روز های بدون غم و شادی
مهربان کم کم کامنتا رو تایید کردم
گاهی به دندونم فک میکنم . نمیدونم
ایشالا به امید روزای خوب
یکشنبه 28 آذر 1395 10:09 ب.ظ
کامنت من نیست؟ یا تایید نشده؟ من فک کردم ک اینجا کامنت گذاشتم!اما انگار نیومده :((
مهربان نمیدونم . تدیدمش
یکشنبه 28 آذر 1395 09:58 ب.ظ
کامنت من نیست که
پریده؟؟!!
مهربان ندیدمش
یکشنبه 28 آذر 1395 02:10 ب.ظ
با خوندن کامنت دکتر یونس اشک تو چشام جمع شد...
خیلی قشنگ بود
مهربان آرمانی بود. اینجا کاربرد نداره
شنبه 27 آذر 1395 10:58 ب.ظ
سلام سلام فک کردم دلتون برا بی عصاب تنگیده نوشتما خب دیگ چیکار میکنیدراستش دلم برا غرغراتون تنگ شده بود برا ناله هاتون چ خبر اوضاعتون چطوره؟
مهربان سلام . شکر خدا الان اومدم خونه . همه چی خوبه
شنبه 27 آذر 1395 10:41 ب.ظ
سلام دکتر جان.من ی دانشجوی ماماییم.چ خوبه ک خاطراتتو مینویسی. شرایطط خیلی ناراحت کنندس ولی هر چی باشه میگذره
مهم اینه که اون کاریو بکنی که فک میکنی درسته
مهربان سلام
اوضاع در همی هست
دیگه اورژانس دومی رو تمیرم. ایشالا ماه بعد پزشک خانواده
شنبه 27 آذر 1395 07:09 ب.ظ
با سیستم کسب درآمد از جستجوی گوگل، هم کلمه کلیدی مورد نظر خود را در گوگل بهبود ببخشید و هم از بابت هر جستجویی که انجام میدهید کسب درآمد کنید.
بالاترین امکانات نسب به سیستم های مشابه. 30 درصد شارژ بیشتر هنگام شارژ پنل
30% تخفیف برای آگهی دهندگان تا 20 آذرhttp://ipnama.ir
تا 120 ثانیه ماندن کاربر پس از ورود از گوگل
جمعه 26 آذر 1395 08:02 ق.ظ
دقت کردی تمام چیزایی که یاد گرفتیم انگار چرت و پرتن.الکی انیبیوتیک ندین مگه میشه؟قبل از دادن تست درمان شروع نکنید...کورتون بدون علت ندید مسکن ندید شرح حال کامل بگیرید.من حتی زبون مریضامو نمیفهمم.اینجا اسهال یعنی سرفه.حالا فکر کن منذچجوری مریض درمان میکنم
مهربان خودشون میان اوردر میدن منم زیاد بحث نمیکنم . گفتی زبون . وای وای من اصن نمیفهمم چی میگن
خدا رو شکر معمولا همراه دارن که ترجمه کنه
جمعه 26 آذر 1395 02:55 ق.ظ
دکتر جان..حق دارین کاملااااا!هرچی گفتین درسته..اما چیکار میشه کرد؟!میشه باهاش جنگیدد؟!فقط خودخوری به بار میاره...صبور باشن.حل میکندش زمان:)
مهربان زمان حل ش نمیکنه . ولش کردم دیگه اونجا نمیرم
پنجشنبه 25 آذر 1395 03:25 ب.ظ
سلام خدا بهتون صبر بده آقای دکتر
ایشالا که روزای خیلی خوب سریع میرسن
یه سوال میخاستم ازتون بپرسم برای دوران تحصیل توی استاژری و اینترنی چه گوشی بهتره که بخریم
کلاسیک 2 بهتره یا کلاسیک 3 اصلا فرقشون چیه؟
مهربان سلام
یه استادی داشتیم گفت گوشی خیلی مهم نیست اونی که بین دو تا گوش هست مهمه
البته که مبالغه بود ولی خب من لیتمن کلاس دو داشتم
چهارشنبه 24 آذر 1395 11:17 ب.ظ
این بنده خداها هم تقصیری ندارن از بچگی کسی نبوده که بهشون یاد بده حرص نخورید
مهربان چی بگم والا
چهارشنبه 24 آذر 1395 08:47 ب.ظ
به من چه تو پریشان تراز آنچه من می پندارم هستی.
سرنوشت بز بزرگوار چی شد
بزی بز بز جونم
مهربان از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست
چهارشنبه 24 آذر 1395 07:16 ب.ظ
میخواستم ابراز همدردی چیزی کنم که جواب کامنت خانم مریم رو خوندم از خنده منفجر شدم :)))

"احتمالا از رو من میگذره"
:)))))))))))

آقا شرمنده :دی
مهربان مرسی همدردی
چهارشنبه 24 آذر 1395 06:02 ب.ظ
امروز یه نفر تو دانشگاهمون داشت راجب پزشکا بد می گفت بعد فک کنم دو سه سال که با کسی دعوا نکرده بودم با هاش دعوا کردم نمی دونم چرا بیخودی غیرتی شدم آخه به من چی ؟حالا می فهمم چی میکشی از این مردم بی فرهنگ
مهربان والا من دبگه بحث نمیکنم باهاشون مگه اینکه خیلی دیگه بی انصاف باشه
چهارشنبه 24 آذر 1395 05:58 ب.ظ
منم خیلی پریشانم آدم هایی که من با هاسون تو زندگی سر کار دارم خیلی بی ذات هستن خیییییلی دلم برا خودم میسوزه
دلم می خواست یه مشت درست حسابی دورم بودن
بعضی وقتا فکر میکنم خیلی خوب آدمیم از بس آدم بد دیدم .دل آدم میمیره
دلم یه دنیای نو می خواد کاش یه شغلی داشتم لا اقل سرم به اون گرم بود
این حرفا رو فقط به غریبه می تونستم بزنم

ممنون وقت گذاشتی شنیدی
مهربان منم خیلی دل خوشی از اطرافیانم ندارم
شغل منم گاهی خسته کننده میشه کمتر پیش میاد که ازم تشکر کنن یعنی میگن دستت درد نکنه ولی میدونم که به خونم تشنه هستن. میگذره
چهارشنبه 24 آذر 1395 05:44 ب.ظ
عجب شرایط سختی
مهربان هووووف
چهارشنبه 24 آذر 1395 12:42 ب.ظ
سلام
فقط میتونم بگم خدا بهتون صبر بده واقعا
یه پیشنهاد میکنم آقای دکتر دنیا دو روزه والا وقتی خودتون میگین نیاز مالی ندارین پس هرچه زودتر وسایلتونو جمع کنین اتوبوسم نبود یه اسبی شتری پیدا کنین جونتونو بردارین و برگردین شهرتون
برا ما شهرهای بزرگ نشین زندگی و کار تو این گوسفنددونیای به اصطلاح شهر واقعا سخته
البته صلاح کار خویش خسروان دانند ولی یه فکری به حال خودتون کنین حیف روزای جوونیتونه
ولی در کل آرامشتونو حفظ کنین
مهربان سلام
شیفتها که تموم شد یه آژانس گرفتم و رفتم مرکز استان سوار بر هواپیمای داغون برگشتم خونه
خلاصه که سخت گذشت ولی گذشت
دیگه برنمیگردم
چهارشنبه 24 آذر 1395 10:32 ق.ظ
عجب ادمای نفهمی چی کار می کنی از دستشون واقعا خدا صبرتون بده یاد برره افتادم پس کی می خواد سطح فرهنگ و شعور این مردم بره بالا شاید اگه کلاسای توجیهی براشون گذاشته بشه به مرور بهتر شن هر چند بعید می دونم با این توصیف .
ولی خب یکی از خوبی هاش می تونه این باشه که قدر خیلی چیزارو بیشتر میدونید بعدا اقا اصلا ادم تا سختی نکشه که مرد نمیشه
مهربان نفهمی بعضیاشون غیر قابل درکه . ببین مربض تصادفی اوردن واسم دارم ویزیتش میکنم اورژانسو گذاشته رو سرش که چرا نمیای مریض منو ببینی مریضش سرما خورده س بعد وسط شلوغی اورژانس یه برگه آزمایشش رو گذاشته جلوم میگه اینا رو واسه دفترچه استخدامیم پرکن تو به برگه ی دیگه تازه از عمد یه تنه هم بهم زدکه بگه از دستم ناراحته
چهارشنبه 24 آذر 1395 12:14 ق.ظ
من از وقتی عوارض داروها رو متوجه شدم تا جایی که بشه خودم نمیخورم! ولی این حجم از مصرف انتی بیوتیک و مسکن ویران کنندست...
خب این بنده خداهام پزشک نیاز دارن، بی پزشک که نمیتونن بمون...
مهربان منم تا بشه نمیخورم
پزشک خانواده هست ولی اورژانسشون مزهرفه کسی زیر بارش نمیره
سه شنبه 23 آذر 1395 09:53 ب.ظ
اخی
مهربان مرسی!
سه شنبه 23 آذر 1395 09:53 ب.ظ
من همیشه تصورم از طرح تو مناطق محروم ،پزشک بودن تو روستا های شمال کشور تو یه کلبه ی چوبی با بخاری هیزمی بود که مردم روستا کلی بهش احترام قائلند و با صدای مرغ و خروسا از خواب بیدار میشه و از تخم مرغ و لبنیات طبیعی تغذیه میکنهخخخ نمیدونم تاثیر کودوم سریال بوده
مهربان واقعا کاش میدونستین من از چی تغذیه میکنم . خوراکم شده بیسکوییت

احترام که یوخ !
خونه هم که هووووف
سه شنبه 23 آذر 1395 09:38 ب.ظ
سلام
پس کامنت من کو؟!
مهربان سلام همینجاهاس دیگه
سه شنبه 23 آذر 1395 11:41 ق.ظ
آروم باش ...
اینم می گذره
حالا یه نفس عمیق
مهربان احتمالا از رو من میگذره
پدر منو دراوردن اینا
سه شنبه 23 آذر 1395 09:09 ق.ظ
این جدی خاطره بود.حس کردم دارم گاید لاین می خونم
مهربان خیلی از اصطلاحات استفاده کردم؟ ببخشید دبگه
سه شنبه 23 آذر 1395 01:59 ق.ظ
بشین فیلم ریش قرمز کوروساوا رو ببین.. از خودت خجالت بکش.. تا وقتی به مریضها به این چشم نگاه میکنی معلومه که اونها هم به چه چشمی نگات میکنن. رویه ات رو عوض کن. دوستشون داشته باش. میبینی که همین آدمهایی که بوی گوسفند میدن مرام و معرفت و محبتشون بیشتر از پورشه سوار هاست!!
من با محبت با زبان ساده جوری که متوجه بشن و اطلاعات علمی گیجشون نکنه خیلی ساده بهشون میگم، به چی شک دارم و برای چی آزمایش میخوام. داروش رو هم مینویسم. میگم اینی که برات نوشتم از اون بهتره. به مرور زمان به سوادم اعتماد میکنن و دیگه رو حرفم حرف نمیزنن. میگن دکتره خیلی خوبه و خودش میفهمه!لازم نیست بهش بگی!!.. من مریضای فقیرو در و دهاتیم رو بیش از دکتر مهندسای پر ادعا دوست دارم. تو این ها رو ندیدی. اینقدر پرتوقع هستند و چون پولدار یا تحصیل کرده اند انتظار دارن کل عفونی یا داخلی رو براش تشریح کنی! بهشون برمیخوره وقتی سوالای مکرر و بی اندازه شون رو بی جواب بگذاری! من آخرش کم میارم و میگم انتظار داری 7 سال پزشکی رو تو 5 دقیقه براتون توضیح بدم؟ که میگه باید برام توضیح بدید چون من فوق مهندسی کوفت و زهر مار دارم!!
من عاشق فقرا بودم. دستای زبرشون رو بگیر تو دستت، برای پوست زبر و خشک دستشون کرم بنویس. بذار محبتت رو ببینن. دوستت خواهند داشت.. هر تابشی یه باز تابشی داره! با کائنات و بندگان فقیر و بی پناه خدا مهربون باش.
یه جی پی فسیل نشده!
مهربان نه دکتر مسئله بوی گوسفند نیست مثلا سر اینه که میگه من با گوسفندا تماس ندارم اما مسخصه که اینجوری نیست. اینا دوستم ندارن بهم احترام نمیزارن توهین میکنن اما مهم نیست ضرری که به خودشون میرسونن ...من شدم ماشین تایپ که واسشون دارو بنویسم در روز بالا 200 و گاهی تا 300تا مریض ویزیت میکنم اکثرا هم میگن اینو بنویس اونو ننویس . حالا به نظرتون میشه دستشونو بگیرم و به درددلشون گوش بدم؟
در مورد پولدارای احمق از خودراضی هم به یه نحو دیگه . مثلا طرف شکستگی لگن داره میگم باید اعزامش کنیم فلان بیمارستان . میگه ما خودمون سانتافه واریم آمبولانس شما مگه از ماشین ما بهتره؟
سعی میکنم مهربون باشم ولی گاهی دیگه نمیشه
دوشنبه 22 آذر 1395 11:32 ب.ظ
یاد یکی از اساتید افتادم ... میگفت کشور ما مدیر و پزشک نیاز نداره چون همه خودشون مدیر و پزشکن !!!!
مهربان فقط حیف که مهر و نظام پزشکی ندارن
دوشنبه 22 آذر 1395 11:02 ب.ظ
شرمندم ولی خیلی خندیدم :)
خدا صبرت بده!
مهربان دهن من رو صاف کردن. میخندی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :