یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
پنجشنبه 8 اسفند 1398 :: نویسنده : مهربان
جناب آقای نولان
ابتدا بگذارید بوسه بزنم بر فرق سر مبارکتان و سپس در ادامه سوالاتی دارم از حضور شریف
آیا به این نمی اندیشید که وقتی فیلمی مثل ممنتو رو میسازین یکی مثه من از رو‌فیلم شما شیش تا سناریو و فیلم نامه میسازه؟
آیا این کار شما خلاف اخلاق نیست؟
خب تدی در ابتدا کشته میشه و این یه پایان بی نقصه
منتها این موش و گربه بازی لئونارد با توجه به حافظه ی چند دقیقه ایش نمیتونه بیشتر از یکی دو راند پیش بره
نقص فیلم نامه به نظرم اونجاس که نامزد جیمی, ماشین و لباسای جیمی تشخیص نمیده ؟نمیدونه جیمی رفته با یه ناشناس معامله ی مواد کنه؟از خودش نمیپرسه چرا لئونارد سوارد ماشین جیمی ه؟حالا که جیمی غیبش زده چرا یادداشتش تو جیب لئونارده؟
خب یه چیز دیگه .چطور لئونارد که هر ده دقیقه ریست فکتوری میشه تدی رو فقط روزی یه بار یادش می‌ره و هر بار ری استارت میشه دچار گسیختگی مکان نمیشه 
نقش خواب و بیداری در مورد حافظه ی لئونارد هم جای بحث داره
پولا چی میشه و نامزد جیمی از لئو تا کجا میخاد استفاده کنه
در مورد دست و پا کردن خاطرات ساختگی از همسری که هیچوقت وجود نداشته چقدر شباهت هست بین لئونارد و من .
.
#فیلم_خوب_ببینیم
#غمتون_کم
#memento




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 اسفند 1398 :: نویسنده : مهربان
چند روز پیش که خیلی عصبی بودم دلم میخواست یه حیون خونگی داشته باشم حالا خیلی هم کوجیک نباشه در حد مرغ عشق و عروس هلندی به کارم نمیاد.کاش سگ یا گربه داشتم که بتونم باهاش حرف بزنم و اون فقط نگاه کنه . مخصوصا سگ وقتی تو چشماش نگاه میکنی و حرف میزنی ، انگار میفهمه 
اما میدونی با روحیه ی من تضاد داره
هفته ی پیش حس کردم ماشینمو چقدر دوسش دارم تصمیم گرفتم بفروشمش 
#انقطاع #سه شنبه ها_با_موری
.
* تو نباشی  از سحر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 اسفند 1398 :: نویسنده : مهربان
عصبی ام
خیلی زیاد و نمیدونم از چی 
جا داره یه تابلو بندازم گردنم و بنویسم حتی الامکان به من نزدیک نشوید نامبرده تا اطلاع ثانوی تلاشی برای حفظ روابط ساده ،نیم بند، یک طرفه و بیخودش نمیکند
شاید بهتره تابلوعه رو نندازم و بزارم بقیه مثل قبل باشن و انتظار یک مهربان حرف شنو و قابل تحمل رو داشته باشن بیان و وقتی عملا تف کردم تو صورتشون بفهمن کم منم صبرم حدی داره
بهم میگه تو دوست همه ای
دیشب برای دومین بار باهاش تند برخورد کردم و اگه دوباره شروع کنه خدا میدونه چه برخوردی باهاش میکنم
ادم از خود گذشته ای نیستم اما ادمایی که زیادی خودخواهن رو هم نمیتونم تحمل کنم
مهربان همون مهربانه اما دلش نمیخاد زیادی مهربان به نظر برسه. این وسطا چهار نفر هم میخوان ناراحت بشن خب بشن به درک اسفل السافلین
از دوستی با چهارتافرصت طلب چی میخاد به من برسه؟ نخواستم ، ارزونی خودشون




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شرایطی رو متصور بشین که یکی رو دوس دارین یا حتی فقط ازش خوشتون میاد . وضعیت بسته به جنسیت جسارت و طرفتون فرق میکنه
راه های متفاوتی هست
یک . بشینین و صبر کنین تا طرف بپره و تا آخر عمر ناله کنین
دو . بهش بگین و اونم نظرش مثبت باشه و ختم به خیر بشه
سه . بهش بگین و نظرش منفی باشه و برگردین سر خونه اول
چهار . بهش بگین و پس زده بشین و جایگاهتون به مرحله ای عقب تر برگرده
چه می کنین در چنین شرایطی؟
احتمالا واسه خیلیا پیش اومده
اقدامات دیگه هم اگه بلد بودین بگین


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بین پیک شیشم و هفتم بود که بحثش پیش اومد در مورد اینکه چرا من همراهی نمیکنم .گفتم من یه هیولای درون دارم که نباید آزاد بشه اگه مهار از ذهن من برداشته بشه معلوم نیس چه اوضاع فاجعه ای به بار بیارم یا به کسی آسیب بزنم ... سوگل سرشو از آشپزخونه آورد بیرون و گفت اون هیولایی که تو حبسش کردی ما سالهاست سوارشیم
دانیال گفت فقط چندساعته میشناسمت و توی شرایط برابر نیستیم اما به نظرم فردی هستی از خانواده ی مذهبی یا سی یاسی یا اینکه روابط خیلی محدودی داشتن.دوباره سوگل سرشو از آشپزخونه درآورد و گفت اونم الان سی پی یوش نهایتا سی درصد کار کنه دیشب کشیک بوده الان نیمه خوابه.دانیال ادامه داد منتها تو یه ذهن ساختار شکن و در عین حال منطقی داری حضورت توی این جمع بر خلاف منطق عقل گرات هست شخصیت برون گرا داری و از بودن در جمع لذت میبری اما در عین حال محافظه کاری و محتاط
مشاهده گری... اما و اگر های زیادی آورد به اصرار من بود که تحلیل هاش رو بهم گفت و در بین ش پونصد بار عذرخواهی کرد از بابت اینکه ممکنه حرفهایی که میزنه اشتباه باشه اما من می‌گفتم می‌خوام ارزیابی هات رو به عنوان اطلاعاتی که فرد باهوش در اولین برخوردش با من دستگیرش میشه بدونم
گفت چرا واسه خودت هیولای درون ساختی اونقدری که فکر میکنی ترسناک نیست هیولا ندیدی اینایی که تو ازش میگی و می‌ترسی خیلی عادیه 
گفت در لحظه زندگی می‌کنی و آینده برات مهم نیس .از ۱۶ تیپ شخصیتی تو چهارتاش رو‌داری . S p  و دوتا دیگه .سوگل راست می‌گفت خوابم میومد و نمی‌فهمیدم چی میگه.درست یادم نمونده چه حرفایی رد و بدل شد.از دانیال به جز اسمش چیزی نمی‌دونستم و اون از من یه اسم داشت و یه شغل
منتها خیلی دقت میکرد به حرفام و رفتارم با بقیه به حرکاتم .من همیشه از آشنایی با افرادی که از خودم باهوشترن لذت میبرم چون ازشون چیز یاد میگیرم
موقع رفتن با من دست داد  بهش گفتم ۲۱ ژانویه س بغلم کن .گفت : باشه، اما چرا؟ گفتم روز بغل کردنه گفت پس بیا بغلم .ناخواسته پا گذاشت رو پام و نگاهم به کفشش افتاد بخور کفش طبی بزرگ بود که به منظور اصلاح دفورمیتی استفاده میشه
بعدش که از سوگل در مورد بیماری دانیال پرسیدم فهمیدم سندرم اهلرز دانلوس داره.تک پسر خانواده س که بعد از بیست سال دنیا اومده چهار خواهر داره که بعد از اون دنیا اومدن یکی بخاطر سرطان و دیگری بخاطر عفونت ریه در زمینه ی ام اس فوت کرده....
از من هفت سال بزرگتره
آدم خوش مشرب ، با ادب و دوست داشتنی بود. وقتی داشت مجلس رو ترک میکرد با خودش باقی مونده ی بطری رو برد با این استدلال که مهربان نمیخوره و شماها الکی بهش اصرار میکنین اون معذب میشه و شماها هم بهتون خوش نمیگذره از اون طرف بهتره تو شرایط برابر باشین.
هفته ی بعدش سوگل از از علاقه دانیال به خودش گفت و از اینکه بخاطر حجب و حیا تا حالا هیچی نگفته اما حد و حدود رو هم نگه میداره
غم عجیبی تو نگاهش بود اما خیلی مخفی 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
وقتی میگم رابطه منظورم صرفا ازدواج نیست
قبلاً تو یکی از مطالبم نوشته بودم رابطه می‌تونه سطحی و زودگذر باشه مثل یه هم کلام شدن نیم ساعته در یه جمع دوستانه یا مستحکم ترین حالتش یعنی ازدواج
تاثیر افراد روی هم به این پایدار بودن رابطه خیلی مرتبط نیست.تاثیر پذیریشون به خیلی چیزا ربط داره که اینجا جاش نیست.ادمایی بودن تو زندگیم که فقط به بار دیدمشون یا مدت زمان کوتاهی باهاشون در ارتباط بودم اما کلامشون رو دوست داشتم و حرفاشون برام معنی دار بودن پس قطعا ازشون تاثیر گرفتم.بگذریم
 هدف نهاییت از زندگی که مثلا ازدواج بوده رسیدی انتظار داری شاهزاده ی سوار بر اسب خوشبختت کنه

حالا چرا وقتی رابطه شکل گرفت بعد از یه روز یه ماه یه سال یا ده سال رابطه از هم نپاشه؟

این اعدادی که گفتم بستگی به نوع رابطه داره و تغییرات طرفین

آیا منافع و نیاز های طرفین از رابطه مرتفع میشه؟ اگه نه چه دلیل قانع کننده ای دارن که تو رابطه بمونن؟

باید پیش خودت فکر کنی و ببینی که من چه ویژگی منحصر به فردی دارم
چرا نباید ولم کنه

آدمی که تو رابطه شکست میخوره الزاما بازنده نیست به خودش بستگی داره که شکست خورده بمونه یا از شکستش درس بگیره و قوی تر بشه .اگه آدم حسابی زندگیمون گذاشت و رفت ، ازش ممنون باشیم که بهمون کمک کرده تا آدم بهتری باشیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
چند وقت پیش یکی واسم کامنت گذاشت یه پسره هست که پزشکه چیکار کنم جذبم بشه و بیاد خواستگاریم
واسه جواب دادن به این سوال کلی فکر کردم 

یه مثال مشابهی هست از خانم جوانی که به مدیر عامل ثروتمند یه شرکت امریکایی نامه می‌نویسه و میگه من تحصیل کرده زیبا و خوش اندام هستم چکار کنم تا بتونم با مردی دارای درآمد ماهیانه چند صدهزار دلار ازدواج کنم .مدیرعامل جواب میده که از نظر تجاری چنین معامله ای حماقته ، چون بحث سر یه سرمایه ی روبه زوال یعنی زیبایی در مقابل سرمایه ی روبه رشد یعنی ثروته.پس یه تاجر باهوش با دختر زیبا قرار میزاره اما ازدواج هرگز... مگه اینکه اون دختر به جز زیبایی چیزهای دیگه هم واسه عرضه داشته باشه 
نکته ی قابل تأمل :درآمد بالا از داشتن ثروت، ارزشمندتره
برگردیم سر دوست کامنت گذار وطنی خودمون
من اون شخص رو نمیشناسم پس بصورت کلی میگم
چرا یه نفر باید جذب شما بشه . انتخابتون کنه و بیاد خواستگاریتون
سر میگرده همسر پیدا میکنه .هر کسی واسه ازدواج یا دوستی مثلا یه سری معیار ها رو داره که طرف مورد نظرش رو ارزیابی می‌کنه و اگه از نظرش جالب باشه و طرف هم با شرایط انتخابگر کنار بیاد رابطه شکل میگیره
اینکه شما تحصیلات خاصی دارین خوش اندام هستین یا از دید خودتون زیبایین دلیل نمیشه که از دید بقیه هم همینقدر جذاب و منحصر به فرد به نظر بیاین. باور بفرمایین که از هر صدتا دختر شاید یکیشون قبول کنه زیباترین چشم های دنیا مال کس دیگه ای باشه.
اینکه شما لیسانس فوق لیسانس فلان رشته دارین خیلی خوبه اما آیا شغل متناسب و مرتبط هم دارین؟مدرک به تنهایی ارزش نداره چون دانشگاه های کم ارزش تو کشورمون زیادن .قصد توهین به هیچ رشته یا دانشگاهی رو ندارم صرفا عرض میکنم که رشته ی تحصیلیتون چقدر واسه ی خودتون یا کشورتون مفید بوده،از نظر من این معیار ارزشمند بودن تحصیلاته
متاسفانه و یا خوشبختانه مسائل مادی از قبل پررنگ تر شده وکسی کتمانش نمیکنه. اینکه طرفین چه سطحی از امکانات و رفاه رو در زندگی قبل از ازدواجشون داشتن و الان میتونن باهم داشته باشن
به فرض که از نظر شرایط هم کفو بودین
تا اینجا قبول...
زندگی متاهلی نسبت به صد یا پنجاه و حتی بیست سال پیش هم تغییر کرده
در مورد پنج درصد بالای جامعه صحبت نمیکنم . عمده ی جامعه اگه زوجین باهم کار نکنن توی تامین مخارج زندگی مشترک گیر میوفتن. زندگی مشترک اونقدرا پروانه ای و عاشقانه نیست.اینکه از خونه ی بابا بپری بیرون قرار نیست همه چیز اوکی باشه
نکته ای که غالب افراد بهش توجه نمیکنن اینه 
فردی که باهاش ازدواج کردین قرار نیست واقعا اینجوری باشه باید تصور کنین حداقل ۲۵درصد درب و داغون تر و گنده دماغ تر هم بشه تحملش کرد.اگه هزاران مشکل دیگه هم نداشته باشه و خانواده ی محترمش مخفی نکرده باشن
نکته ی بعدی اینه
خانوما عمیقأ به توانایی خودشون در تغییر دادن اینی که آقاهه هست اعتماد دارن .یعنی خیلی روش حساب میکنن که بتوننشوهرشون رو‌مطابق میل خودشون عوض کنن... در مقابل آقایون فکر میکنن خانومه قراره همینجوری بمونه بدون تغییر ... هر دو اشتباه میکنن 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
حتی مستقل ترین افراد ، سخت ترین و سنگی ترین شون هم نیاز به توجه داره . شکلش متفاوته
در آستانه ی روز عشاق عرض میکنم ، چرا نباید ولت کنه ؟
یه دلیل خوب و محکم نیاز هست .چ و به چه دلیلی هست که یه نفر دوست شما میمونه؟
هر وقت حس کردی که یکی دوستت نداره ، عمقی تر فکر کن ... نگو بیشعوره نگو بی لیاقته 
چه ویژگی منحصر به فردی دارین که در لیست دوستاش بمونین یا جایگاهتون تنزل پیدا نکنه؟
اگه نباشین... نبود شما چه خللی در زندگی دوستتون وارد می‌کنه؟
جای خالی شما چه مدت خالی خواهد موند و آیا براش آزار دهنده س یا اینکه یه بار از زندگیش برداشته میشه؟
دوست میتونه از یه همکار یا همکلاسی همجنس باشه تا همسر....همینقدر وسیع
اگه پای منافع در میون نباشه شما کسی رو در زندگیتون نخواهید داشت همینقدر ساده
گارد بگیرید چون از حقایق تلخ زندگی میگم
وقتی میگم منافع منظورم همه چیه .دوست داشته شدن .امنیت . پشتوانه ی مالی وهمچنین مسایلی که نمیشه نوشت
آدما میان و میرن .نباید از رفتنشون رنجید . میشه از رفتنشون یاد گرفت و فرد قوی تری شد .میتونی هم مثه یه بازنده مچاله بشی زانوی غم بغل بگیری و غر بزنی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
اینکه دوسش دارم چقدرش بابت اینه که کسی دیگه رو توی زندگیم نیاوردم؟
اگه با کسی دوست شده بودم یا پارتنر داشتم بازم اینقدر خاطرش واسم عزیز بود؟
شایدم جایگاهش تو قلبم بود و افراد دیگه فقط مثل عروسک خیمه شب بازی بودن واسه عیاشی و تفریح
این که در اوج خوشحالی یا وسط جمع یهو یادش میوفتم ... لبخندم خشک میشه ، قفل و مچاله میشم تا کی قراره ادامه پیدا کنه؟
اون بزرگوار هر چی که نبود ،هر چند مدت که نبود ،بازم داغش سر دلم تازه س 
بازم خوبه 
حس نبودنش ، یاد و جای خالیش طی سالها ، مخدریه که نه میتونم ترکش کنم و نه حتی میخام




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
نمایندگی سواروسکی بودیم یهو برگشت بهم گفت کی گفته پول بده ؟
نگاهش کردم و منتظر موندم
گفت پول باعث میشه بتونی از زندگیت لذت ببری سفر میری . بوتاکس میزنی جوون میشی ، مداوم میری مراقبت های پزشکی رو انجام میدی بیماریت رو در مراحل اولیه درمان میکنی . حواست به خورد و خوراکت هست، ورزش میکنی . غصه ی اینده رو نداری . لازم نیست همش کار کنی یا کارایی رو انجام بدی که دوسشون نداری ، خوب میپوشی  ، احترام دریافت میکنی.
هیچی نگفتم . قفل دستبندو بستم ، ممنون همینو میبرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان

ویدئو کلیپی دیدم در مورد یه بابا که میره سیم هندز فری مردم رو با قیچی میچینه ، واکنششون رو میبینه ، میخنده و به جاش بهشون ایرپاد میده
در وهله ی اول تبلیغ به نظر میاد حتی اینکه چقدر حال میکردین اگه به جاشون باشین
از نظر مالی به قضیه نگاه کنین .جذابه مگه نه؟
حال فرض کنیم اون هندزفری یا هدفون یادگاری از شخص عزیزی باشه. حالا چی؟
.
پرواز کردم اما بازم سقوط نکردم .پرواز اولم رو دو ساعت زود رسیدم فرودگاه و پرواز مربوطه هم دو ساعت تاخیر داشت . پرواز برگشتم جمعه صبح بود و کنسل شد !به همین سادگی هواپیمایی آتا پیام داد که پروازتون کنسل شد .منم مجبور شدم با قیمت بیش از دو برابر یه پرواز دیگه بگیرم و جالبه وقتی رسیدم به فرودگاه که گیت بسته شده بود .پروازم هیچ تاخیری هم نداشت میبینی به خدا .دیگه با کلی چش غره و آقا کجایین ۱۵۰ نفر معطل شما هستن. بلیطمو دستی صادر کرد و یا علی .بگذریم.هواپیماش به اندازه مینی‌بوس زمان شاه لرزش داشت .شیشه هاش موقع تیک آف میلرزید
یه ماهه که از اون سقوط کذایی میگذره
عکسای عروسی اون زوج نخبه خیلی معروف شد که عشقشون حیف شد .اما از این زاویه بهش نگاه کن که یکیشون تو پرواز بود و اون یکی زنده مونده بود...
یا هیچوقت به هم نرسیده بودن
یا زندگی  پایداری نداشتن و یه سال دیگه زندگیشون به هر دلیلی می‌رفت هوا
حالا کدومش بهتره؟

گاوهای خوشبینی که تو صف کارخونه ی سوسیس هستن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
بارداری چندمتونه؟
چهارم
زیرچشمی سر و وضعش رو ارزیابی کردم بعد سرم رو اوردم بالا و گفتم وضع مالیت خیلی خوبه؟  
شوهرم گفته میخاد. گفتم منم خیلی چیزا میخام اما شرایطم رو در نظر میگیرم
گفت ما با ماهی یه میلیون و نیم داریم زندگی میکنیم
.
از اون طرف به افرادی فکر میکنم که هر گوشی جدیدی میاد باید دستشون بگیرن سفرهای خارجی سوپر لاکچری میرن ،غذاهای فلان، کرم ضد چروک چند میلیونی و مهمونی انچنانی و جراحی زیبایی...
عدل خدا یا عقل بنده ی خدا ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 بهمن 1398 :: نویسنده : مهربان
دوست دارم بدونم دنیای روانشناس ها و روانکاو ها چجوریه
روانکاو بودن به همین سادگی نیست که  بدون کنکور بری دانشگاه پیام نور تورغوز آباد لیسانس روانشناسی بگیری و حتی نری بعد ژستش رو بگیری 
استاد روانپزشکی ما با حداقل بیست سال سابقه ی درمانگری بیماری های روان گفت من و همکارام هر کدوم دستی توی روانکاوی داریم اما هیچ کدوم روانکاو نیستیم .جلسات طولانی و متعدد برای شناخت و ریشه یابی حالات و بیماری های روان لازمه
خانوم جوانی که آرایش غلیظ داره، پسری که گرایش به همجنس داره، پیرمردی که دزدی می‌کنه 
هر کدوم چه داستان عمیقی دارن
گاهی توی خلوتم به دردهای نگفته ی مریضام فکر میکنم. خانمی که تظاهر می‌کنه به تنگی نفس یا درد شکم و یا سایر چیزایی که نمیشه ثابت کرد واسه جلب توجه فرد یا افرادی که ندیدنش ، نمیخان ببیننش یا نادیده ش میگیرن
بهم میگه احساس تنهایی نمیکنی؟میگم نه من تنها زندگی میکنم آدم تو جمع احساس تنهایی می‌کنه نه توی تنهایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 دی 1398 :: نویسنده : مهربان
فاصله بین تتلو و ابی چقدره؟
مثلاً ابی میگه تنت دنیاییه من هم میخام مارکوپولو باشم
تتلو میگه قصد من از تن تو دوباره خوشبو شدنه
اینو چند وقت پیش میخواستم بنویسم و منتشر کنم امروز از یه بعد دیگه به قضیه نگاه کردم
در موردش فکر میکردم که جفتشون یه چیز مد نظرشون بوده و خب مهم نیست اما چرا تتلو رو خیلیا نمیپسندن ولی ابی محبوب قلب هاس...
تتلو وقتی شانسش پنجاه پنجاه بود اشتباه کرد و سمت جبهه ی اشتباه رفت و تمام . بلیطش سوخت
شانسش برای مجوز و پولدار شدن رو از دست داد .دست از تظاهر برداشت و رفت اونور آب . تظاهر کردنش واسه منفعت طلبی بود مگه غیر از اینه؟
مگه ابی منفعت طلب نیست؟ توی کنسرت دبی بهش گفتن اگه آهنگ خلیج فارس رو بخونی دیگه اجازه نداری تو دبی کنسرت اجرا کنی و اونم قبول کرد
اینکه بعضی خواننده های معلوم الحال واسه فلان امام واسه حق مسلم ما واسه فلان شخصیت ملی مذهبی آهنگ میخونن از عقیده و ارادت قلبیه یا همون کاریه که وقتی من و امثال من کارمون گیره انجام میدیم...
کیمیا علیزاده و صدها شخصیت مشابه رفتن چون منفعتشون در این بود که برن
بزرگی میگه در تاریکی همه ی ما شبیه همیم . راست میگه
امیدوارم توی شرایط سخت گیر نیوفتیم چون همه ی ما هیولاییم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 دی 1398 :: نویسنده : مهربان
من معتقدم دوست پسر فتانه از بندگان مورد علاقه ی خدا بوده



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic