یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
درباره وبلاگ


در ایران باستان بجای کلمات خانم و اقا که ریشه مغولی دارند اجداد خوش سلیقه ما به زن مهربانو می‌گفتند یعنی کسی که مهر خلق میکند و به مرد مهربان می‌گفتند به معنای نگهبان مهر
با نام مهربان می نویسم
باشد که از دریچه ی این نام " مهربان " باشم

مدیر وبلاگ : مهربان
نویسندگان
چهارشنبه 26 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
شاید ده یا پونزده سال پیش
خیلی حساس بودم در موردش
شاید بخاطر خانواده ی مذهبی شاید تعالیم مدرسه و اجتماع
وارد رشته و حرفه ای شدم که ارتباط خیلی خیلی مهمه
خیلیاشون درد جسمی ندارن و درد روحی دارن 
نیاز به همدردی دارن
.
پی نوشت
دوستانی متصور شدن من با همه دست میدم یا تماس فیزیکی برقرار میکنم به نظرم قسمت ارزیابی وضعیت بیمار و تصمیم گیری بر اون اساس رو متوجه نشدن و در خصوصی و عمومی منو مورد عنایت بد و بیراه قرار دادن




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نیمه شب نوشت
یه روز مره نوشت ساده س و ارزش خواندن ندارد



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
مسابقه س گمونم
میل به دیده شده نه فقط در انسانه که در خیلی جانداران دیگه م هست منبعش هم میل به بقا ست تا حدی هم برای پایداری نسل
دلیلی که بزهای کوهی کله هاشون رو به هم میکوبن ماهی ها خلاف جهت رودخونه شنا میکنن و انسانها میجنگن
پسره به قول بچه ها آمپولیه . بدنسازی میره . تابستون و زمستون تیشرت تنش هست . چسبون . چندتا تتو داره . سیکس پک . با فیگور گرفتنش کچلم کرده .هر روز میپرسه اینو بخورم خوبه این آمپول چطوره . 
دختره مو رنگ میکنه . طی یه بیهوشی سه تا عمل زیبایی کرده ماموپلاستی رینوپلاستی و ابدومینوپلاستی. دفعه قبلی که ابدومینوپلاستی کرده عفونت کرده و جای زخمش افتضاح شده. 50 کیلو کاهش وزن با جراحی اسلیو.مگه مجبورت کردن آخه دختر؟
زنددگی شخصیشونه و به من ربط نداره اما مشکل روانه . اگه دوست و آشنا نبودیم یه چی بهش میگفتم . لابد یه هدفی داره
تفاخر اشکال مختلفی داره تی شرت و ماشین و سلفی و حتی مشاعره همه شکل های مختلف یه چیزن
بهم احترام بزار چون من فلان چیزم پس از تو بهترم
من تحصیلات بالاتری دارم من شاخم
من پولدارترم
من مارک میپوشم
من خوشکلم . من رو دوس دارن
من فالوئر بیشتری دارم
ملاک برتری نزد خدا که تغییر نکرده . کرده؟ 
امیدوارم مشمول گذر ایام نشده باشه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
توجه کردین معیارای زیبایی شناسی چقدر تغییر کرده؟
در مورد خانوما که اصن گندشو دراوردن
نمیدونم شاید عمل جراحی زیبایی هم بد نیاشه ها . اما در حالتی که خیلی بخوای شلوغش کنی حداکثر 25 درصد افراد نیاز به جراحی بینی داشته باشن.اینو یکی از اعضا انجمن جراحان پلاستیک میگفت.
شخصا به نظرم با عمل بینی قیافه م بهتر میشه ولی ولش کن بابا. فعلا که بیخیالشم
قدیما یه سریالی نشون میداد به نام اولین شب آرامش ،مهدی پاکدل نقش بچه مثبت فیلم رو داشت . اصن خراب قیافه ش تو این فیلم بودم . 
بعدا هم ته ریش میزاشتم که شبیه ش بشم ولی هیچ وقت نشدم 
سالها گذشت تا چند وقت پیش که یه تغییر کلی تو ظاهرم داده بودم یه دوستی تو اینستا بهم دایرکت داد و بهم گفت شبیه مهدی پاکدل شدی . یعنی اینقدر ذوق مرگ شدم که نگو
البته نمیدونم الان چه شکلی ها ولی من قبافه ش تو ذهن من بصورت پیش فرض همون قیافه 10 سال پیششه
توصیه برادرانه : اگه به دروغ هم هست از ظاهر هم دیگه تعریف کنین البته یه جوری نشه که طرف بفهمه دارین مسخره ش میکنینا.نتیجه عکس میده
ضمنا از حامد کمیلی هم خیلی خیلی خوشم میومد . فیلم پرواز در حباب و فیلم اغما . تغییر قیافه هایی که داشت و البته نقش منفی ش . خیلی دوسش داشتم
الان دیگه سالها گذشته و دیگه تلوزیون نگاه نمیکنم ولی همچنان اون دوتا رو دوس 
.
بعدا نوشت 
مثلا شما 20 سال 25 سال یا سی سالته و طرفدار زیاد داری 
فکر کردی که 10 سال دیگه هم کسی دور و برت میپلکه یا نه؟
الان که همه رو از هودت میرونی و جواب سر بالا میدی بعدا چیکار میکنی
مثلا دلت خوشه یه استوری میزاری 20 نفر بهت دایرکت میدن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
اینجا پادگان آموزشیه . یعنی واسه آموزش سربازایی که تازه اومدن . رژه میرن تیراندازی یاد میگیرن با اصول اولیه رزم انفرادی آشنا میشن زمین میخورن . دوماه اینجا میمونن بعد میرن پادگان های دیگه بعضیاشون که واسه بعدش هم همینجا موندگار میشن
بگذریم.از جاهای مختلف کشور سربازای با سطح سواد پایین رو میفرستن اینجا واسه آموزش .
گاهی یه آدمایی رو میارن اینجا که شرم میکنم . سه تا سرباز که مو و ریششون سفیده اومدن درمانگاه میگم جانم چی شده ؟ مشکلش رو میگه . بعد میگم چند سالتونه دوتا شون میگن 40 سال .... میگم چندتا بچه داری میگه 8 تا اونیکی میگه 7 تا. یکی دیگه میگه شناسنامم متولد 59 زده اما 39 سالمه . 7 تام بچه داره
مخم سوت میکشه
میگم اهل کجایی میگه فلان جا . میگم بچه هات چند سالشونه ...
وقتی ازدواج کرده 16 -17 سالش بوده . زن اولش فوت کرده  و دوباره زن گرفته . بچه ی بزرگش 21 سالشه و بچه ی کوچیکش 3 ساله بود . دختراشونو بیشتر از 5 سال نمیزارن درس بخونن.شهری که میگه اصن نمیدونم کجا هست
میگم خرجشونو چجوری میدی ؟ میگه خدا بزرگه کشاورزی میکنم
داروشون رو هم میدم و راهیشون میکنم . یه احترام میزاره و پا میکوبه و میره
میره و من فکر میکنم خدا بزرگه خیلی هم بزرگه .خدایی که دندون میده نون هم میده
اما اون آپارتمان 86 متری ، 5 سال ساخت که کعبه ی آمال من حساب میشه رو هم میده؟ قیمتش رو بگذریم . میتونه بده ها اما میگه تو تلاش کن و برنامه ریزی و هدف و ...
فقر و بیماری و گرسنگی و اینا رو خدا نمیده مگه؟
اینا خونه و ماشین و موبایل و تبلت نمیخان . یه حداقل ها رو که میخان
خدا مستقیما که عمل نمیکنه . خودشون هم باید به فکر باشن
به هر حال فرزند بیشتر
آینده بهتر ؟ شادتر ؟ تیره تر؟
ماکه دوتا بودیم چه گلی به سر پدر مادر و جامعه مون زدیم؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان

این وسط یه بحثی پیش میاد
نمیدونم بهش فکر کردین یا نه
آقا همبرگر و چیز برگر و لازانیا و اینا
بسیار دوست داشتنی هستن
ولی باید در آرامش خورده بشن
حالا فک کنین با یار برین بیرون بعد بخواین از اینا بخورین
آدم کوفتش میشه که
باکلاس غذا خوردن گرفتاری داره
ولش کن
همون بهتر که یار نداریم
.
پ . ن : مطلب فوق قسمتی از یه مکالمه ی تلگرامی من توی گروه بلاگرا بود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
میگه تو خاطرات و مسائل مربوط به چند سال پیش رو خیلی خوب و با جزئیات بخاطر میاری اما اتفاقات اخیر رو نه . آلزایمر نداری ؟
پزشک نیست ولی توجه کرده به این مسئله
توی روند بیماری آلزایمر ، حافظه ی اخیر از دست میره اما حافظه ی دور دست نخورده باقی میمونه
خیلی از اونایی که به پزشک مراجعه میکنن و میگن که حافظه مون خراب شده و احساس میکنیم آلزایمر داریم در واقع مبتلا به افسردگی هستن
تفاوت آلزایمر با افسردگی اینه که افسرده خودش میاد میگه حافظه م ضعیف شده اما الزایمر خود فرد شکایتی نداره و اطرافیان بیمار رو میارن و مسئله رو عنوان میکنن
یه تفاوت دیگه ش حالت روحی بیماره که فرد افسرده خلق پایینی داره اما آلزایمر تا مراحل انتهایی خوشحاله
مرا چه میشود؟
یادت بخیر یار فراموشکار من
کسی دکتر خوب سراغ نداره ؟




نوع مطلب : خاطرات، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
وقتی به خودم فکر میکنم میبینم رگه هایی از جنون ، خود آراری و دیگر آزاری  در رفتار و گفتارم مشهوده . چند وقتی که مرخصی بودم چندتا از دوستام رو دیدم کلی سر به سرشون گذاشتم و اذیتشون کردم مثه قدیما . چرا اینا هنوز منو دوست خودشون میدونن خدا عالمه 
چند روزیه که مرخصیم تموم شده و برگشته به محل خدمت مقدس. ان شاء الله برنامه ریزی کنم درس بخونم اگه شد کار هم بکنم
در کل حال و روزم بد نیست
شکر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
به نظر من خیلی از چیزا اولین بارشون خوبه قشنگه دفعات بعد حتی اگه دلزدگی نداشته باشه مشمول قانون عادت میشه
شوخی یه موردشه که بار اول خوبه بار دوم لطفی نداره بار سوم با دلخوری همراه میشه
عشق یکی دیگشه .میگن عشق اول و این مسائل
عشق اول دوم وجود نداره کلا یه باره دفعات بعدش یا دوست داشتنه یا هورمونیه یا یه ورژن ضعیف تر یا هرچیزی به جز اون حس اولی
که هیچوقت تکرار نمیشه
حالا هرچی و هرکی رو که دوس داره خدا واست حفظش کنه ولی اون اولیه نمیشه
خونتون خراب از عشق اول




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
یه ناخوشایندی خاصی دارم نسبت به حال روحیم . نمیدونم از کجا آب میخوره
گمونم از بیکاری باشه شایدم از ناامیدی
پارسال هم همین موقع ها بود که عجیب حالم گرفته بود که خب دایلش تا حدی برمیگشت به وضعیت تحصیلیم و یکی از دوستام
توصیه میکنم به خوندن مطالب شهریور و مهر 95 که به نظرم مشابه حال الانم رو داشتم
الانم یجورایی بخاطر پادر هوا بودنم که نه کار درستی انجام میدم و نه درس میخونم اعصابم خط خطیه
میگم نمیشه گناهو بندازم گردن هوا؟
.
پ . ن یک : غرنامه ای بود واسه خودشا
پ . ن دو  : آهنگ آهای خبردار همایون شجریان توصیه میشه.عنوان مطلبم هم قسمتی از همونه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
آذر که بیاد میشه چهار سال
چهار ساله که این وبلاگو دارم تفاوت هایی توی نوشته هام ایجاد شد دوستایی که پیدا کردم و از دست دادم
اونایی که یهو رفتن مثه تامای که نفهمیدم چی شد و کجا رفت . نسیم که با شروع طرحش وبلاگ نویسی رو ول کرد حداقل گفت که دیگه نمیام . بهار که یادم نمیاد به اندازه ای که واسه اون ناراحت شدم واسه فوت اقوامم ناراحت شده باشم و خیلی پیش میاد که یادش میوفتم
یه چندتایی که مینوشتن ولی ول کردن و الان فقط خاموش میخونن وخب خدا حفظشون کنه
آدمیزاد چیه از الان تا ده سال دیگه ش رو برنامه ریزی میکنه ولی از ده دقیقه دیگه ش خبر نداره
ادمای دنیای وبلاگ نویسی واقعی ترن
امیدوارم باشن
.
پ . ن : دوستانی که نذری میدن و نذری میگیرن
کسی نمیدونه کجا نذری بغل میدن؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
سر در وبلاگم نوشته م یک دانشجوی پزشکی
من یک ساله که پزشکیم رو تموم کردم ولی اسمش رو به عنوان یادگار روزهای نمیدونم چی (شاید خوب )عوض نکردم
چرا من اون اسم رو انتخاب کردم ؟ شاید چون من آدم ضعیفی هستم و خودم رو پشت لقب و یه اسم دهن پرکن مخفی کردم
اگه این سوء استفاده از عنوان نیست پس چیه؟
گاها فکر میکنم اگه پزشک نبودم چی واسه عرضه یا دیده شدن داشتم؟
خب تمام ارزش من بخاطر پزشک بودنمه اگه این رو نداشتم هیچی نبودم
خیلی وقته منو دکتر صدا میزنن
حتی قبل از تموم شدن درسم .اونوقت ها رو خودم خیلی حساس بودم که خودم رو دکتر ندونم و یادم باشه که دانشجو ام. تو محیط بیمارستان یه چیز خیلی عادیه ولی بیرون از بیمارستان واقعا دوس ندارم.مگه اسمم چه عیبی داره؟
یه گروه کوهنوردی بود که باهاشون میرفتم .اصلا خوشم نمیومد که دکتر صدام میکردن.خودم نگفته بودم که چیکاره ام دوستم لو داده بود. تو پادگان همینجوری .بیرون همینجوری
الان هم تعداد دوستهایی که به واسطه ی غیر از حرفه و شغلم دارم خیلی کم هستن
در عمل تعداد دوست هام بسیار کم هستن.دنیای مجازی و تحویل گرفتن های الکی رو بزاریم کنار
چی شد با فلانی آشنا شدم یا اون رو چجوری میشناسمش تهش هر کدوم رو دنبال میکنم به اون عنوانی برگشت که یدک میکشم ، دکتر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
تو اینستاگرام یکی بهم دایرکت داد و مستقیم ازم پرسید : خوشبختی؟ احساس خوشبختی میکنی ؟
نه بصورت کلیشه ای ولی گفتم معمولا این حس رو دارم
سفره ی دلش باز شد
هر چی گفت من هیچی نگفتم فقط نگاه . کسی که من باتوجه به عکساش فکر میکردم بزرگترین دغدغه ی فکریش ست کردن کفشش با لاک ناخش باشه چیزهای هولناکی واسم تعریف کرد.نمیدونم واقعا همینطوره یا نه
یکی میگفت اگه همه ی آدما غم هاشون رو یه جا بریزن و بعد بخوان انتخاب کنن آخرش هرکی میاد غم و غصه ی خودش رو انتخاب میکنه و برمیداره میره
.
میگذره
.
پ . ن : عنوان مطلبم یه آهنگ خیلی غمگین از خواجه امیری هست به نام خوشبختی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 مهر 1396 :: نویسنده : مهربان
دیدین یه آدمایی هستن که پایه ن ؟ دورهمی ، هستن . مجلس عزا ، هستن . بزن و برقص ، هستن . تفریح و مسافرت ، هستن
باهاشون همه جا خوش میگذره و بهشون خوش میگذره
یادم نمیاد از کی ولی خیلی وقته که دیگه از چیزی لذت نمیبرم
سفر میرم بیرون میرم یهو وسطش از خودم میپرسم ((که چی))
نه که لذت نبرم ها نه ولی از اتفاقهای بد خیلی ناراحت نمیشم از اتفاق خوب خیلی خوشحال نمیشم
کلا تو یه عدم لذت از زندگی گیر افتادم
اینجاهاس که ملت به یه نقطه ی عطف نیاز دارن
این که اون نقطه ی عطف چی باشه گاها زندگیشونو عوض میکنه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :