تبلیغات
یک دانشجوی پزشکی
 
یک دانشجوی پزشکی
A doctor is a student till he dies
درباره وبلاگ


در ایران باستان بجای کلمات خانم و اقا که ریشه مغولی دارند اجداد خوش سلیقه ما به زن مهربانو می‌گفتند یعنی کسی که مهر خلق میکند و به مرد مهربان می‌گفتند به معنای نگهبان مهر
با نام مهربان می نویسم
باشد که از دریچه ی این نام " مهربان " باشم

مدیر وبلاگ : مهربان
نویسندگان
چهارشنبه 14 آذر 1397 :: نویسنده : مهربان
سوار اتوبوس شدم راننده بهم گفت بلیطتتون رو لطف میکنین؟
با همین جمله کلی خوشحال شدم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 9 آذر 1397 :: نویسنده : مهربان
وقتی تو مطب گوشیتون زنگ میخوره عذرخواهی نمبکنین میزارم به حساب بیشعوری تون
وقتی گوشیتونو جواب میدین میزارم به حساب توهین به شعورم
حیف وقتی که واسه بعضی مریضا میزارم
اشکال از اموزش و پرورشمونه
با مدیر یه مدرسه حرف میزدم گفتم معلم تو جامعه مون ارزشی نداره گفت احترام هم نداره. گفت اساس اموزش پرورش اینه فقط رو 4 نفر کار میکنن که بشه اسمشون رو روی پارچه زد و بقیه کلاس رو به حال خودشون رها میکنن ... همینه که داریم گله گله گوسفند تحویل جامعه میدیم
مردمی با شعور و فرهنگ پایین. مفت خور راحت طلب و مصرف گرا
چه احتیاجی هست که همه دانشگاه برن؟
وقتی کار نیست هزار جور لیسانس مدیریت دانشگاه ازاد و پیام نور که چی؟ که مدیر کجا بشین؟ کارخونه ی باباتون؟ 
وقتی دانشگاه میرن به زور قسط و قرض و وام واسه مدرکش صرفا
از سهمیه ها
از پول 
بیشترین جمعیت شاغل به تفکیک تحصیلات دیپلمه ها هستن و بیشترین جمعیت بیکار، لیسانسیه ها




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 آبان 1397 :: نویسنده : مهربان
من میخام بدونم اونایی که دنبال عمر جاودان بودن دقیقا چه دلخوشی داشتن که میخواستن ادامه ش بدن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 آبان 1397 :: نویسنده : مهربان

امروز وقتی مرگ یه آقای 30 ساله ی تصادفی رو تایید کردم و هیچ حسی نداشتم فهمیدم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اگه اونی که نخواستیش یا تو رو نخواسته
شرایطی پیش بیاد که ببینیش
بهش میگی دوسش داری؟
تلاش میکنی که بهش برسی؟
نظر من اینه که خیلیا بازم همون احمقی که بودن هستن و احمق میمونن
منم مثه همونا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 مهر 1397 :: نویسنده : مهربان
من بنا به دلایلی تقریبا دو ساله که عملا تنها زندگی میکنم از وضعیت زندگیم خیلی ناراضی نیستما به این حالت عادت کردم با خانواده ی محترم مطرح کردم که شاید بخام علم استقلال به دست بگیرم نه اینکه فک کنین بخام ازدواج کنم نه. با این فکر میکنم که خونه بگیرم و جدا زندگی کنم حتی اگه قرار باشه توشه زادگاهم بمونم
آپشن هایی که واسم مهمترن اول مهاجرت ازکشوره دومی رفتن به یه استان همجوار به خاطر پیشنهاد کاری خوب
اوضاع روحیم خیلی دلچسب نیست




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 20 مهر 1397 :: نویسنده : مهربان
کسی که تا قبل از سی سالگی عقاید چپ نداشته باشه احساس نداره و کسی که بعد از سی سالگی هنوز عقاید چپ داشته باشه عقل نداره
کمونیسم و نهیلیسم و اگزیستنتیالیسم رو ولش کن
دین نداری اینم ولش کن
یه مدتیه که عجیب عقیده پیدا کردم به اینکه سرت تو کار خودت باشه بصورت یه قاعده ی کلی واسه خودم قرارداد کردم که مرنجان و مرنج 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 16 شهریور 1397 :: نویسنده : مهربان
تشخیص خوب و بد همیشه هم آسون نیس
خوب و بد نسبی هستن
دزدی خوبه؟ مسلما نه
اگه واسه نجات جون یه ادم باشه چی؟
اگه واسه حفظ ابروی یه انسان باشه چی
دزدیدن زندگی یه انسان واسه حفظ یه راه (به زعم ما درست) قابل قبوله؟
داروی ایکس کمیابه و در لحظه ی حساس میتونه جون یه نفر رو نجات بده . تصور کنین بیمار تخت یک و دو هر دو یه نوع بیماری رو دارن .بیمار تخت یک تونسته دارو رو پیدا کنه و بالای سرش گذاشته شده تا اگه بهش نیاز پیدا کرد بهش تزریق بشه
بیمار تخت دو این دارو رو پیدا نکرده و ناگهان نیاز فوری به دارو پیدا میکنه
ایا حق داریم داروی مریض تخت یک رو به بیمار تخت دو بدیم؟ اگه بدیم احتمالا زنده میمونه و اگه ندیم قطعا میمیره
حالا اگه دارو رو به بیمار تخت دو دادیم و خود بیمار تخت یک بهش نیاز پیدا کرد چی؟ ایا ما یه قتل انجام ندادیم؟
.
یه موضوع دیگه آیا ما حق داریم یه انسان بیگناه رو بکشیم تا صد انسان دیگه رو نجات بدیم؟ یاد اوری میکنم نفر اول داره زندگی خودشو میکنه
.
پزشک باید در همه حال بی طرف باشه و مریضاش واسش فرقی نداشته باشن . اما من گاهی به این فکر میکنم که فلان مریض ارزش اون دو واحد خونی که بهش میزنم رو داره؟ این که قطعا میمیره الانش هم تقریبا مرده . تازه وقتی زنده بود چیکاره بود؟ راننده ی ماشین با بار قاچاق
نه اینکه بگم مواد یا اسلحه حمل میکرده . پارچه چینی کریستال ولی به هر حال جرمه . داره نون زن و بچه ی کارگر کارخونه رو میدزده. ابروی یه پدر رو جلوی زن و بچه ش میدزده
ایا مستحق زنده بودن هست؟ اگه تو شرایط کمبود خون و فراورده های خونی یه بچه یه زن باردار یا یه فرد مفید برای جامعه نیاز به خون پیدا کرد و نداشتیم چی
من پزشکم نباید واسم مریضام فرقی داشته باشن اما اگه قرار باشه انتخاب کنم به قضاوت دیگران اهمیت نمیدم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 شهریور 1397 :: نویسنده : مهربان
میگن انتظار موها رو سفید میکنه
اما من هیچ وقت حتی یه تار سفید تو موهاش ندیدم،انگاری هیچ وقت منتظر نبوده
یه روز بدون سلام اومد یه روز هم بی خداحافظی رفت.نفهمیدم کی بود ...چی شد... کجا رفت
دلم میخواد دوباره ببینمش اما افسوس




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 مرداد 1397 :: نویسنده : مهربان
از هواپیما پیاده شدم .بیرون فرودگاه ساعت دو نصفه شب یه خانومه وایساده بود مسافر کشی میکرد
گفت اقا ماشین نمیخاین ؟ فاکتور هم میدم
من که اسم خودم رو گذاشتم مرد، اون ساعت یکی رو با قیافه خودم ببینم جرات نمیکنم سوارش کنم
نیاز با ادم چیکار میکنه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مهربان
یادت گرامی باد




نوع مطلب : سالگرد نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 29 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مهربان
اونقدر احمقم که هنوز بهش فکر میکنم ؟ آره
اونقدر احمقم که هنوز دوسش دارم ؟ نه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 31 فروردین 1397 :: نویسنده : مهربان

به شخصه از اونایی که خیلی ادعاشون میشه خوشم نمیاد
طرف فوق دیپلم فوریت های پزشکیه
اول رشته ش شیمی بوده که یکی دو ترم خونده معدلش شده هشت !
بعدا مجدد کنکور داده و با یه رتبه ی احتمالا چند ده هزار رشته ی جدید قبول شده
وظیفه ش در روند درمان انتقال بیمار یا مصدوم به مرکز درمانیه . حالا یه مدت کوتاه توی شهرشون که به نظر خودش از پاریس زیبا تر متمدن تر و مهم تره .تو درمونگاه تزریقات انجام میداده
حالا اسم نمیبرم ولی در همین حد که شهرشون نه مرکز استانه نه ایستگاه قطار داره نه فرودگاه
با اعتماد به نفس فوق العاده ای میگه من سه تا درمونگاه دستم بود !
بهش میگم این ادعایی که تو میکنی متخصص داخلی و رئیس بیمارستان نمیکنن ...کوتاه بیا
حالا دائم دم از این میزنه که من میخام برم لیسانس فوریت بگیرم و ...
مثلا درس میخونه اما فقط جلوی ما دستش میگیره و مانور میده . هر مبحثی رو هم میخونه میاد از من میپرسه که بگه مثلا من اینا رو بلدم . میخاد نوار قلب باشه میخاد درمورد دارو شناسی باشه یا حتی تکنیک جراحی. بدا به حالتی که با نظرش مخالفت کنم ول نمیکنه و هی پافشاری میکنه تا جاییکه من بگم حاجی اصن تو راست میگی
یه بار اونقدر در مورد توانایی هاش منم منم کرد و از رشته ش گفت که یکی از بچه ها گفت بابا تو نعش کشی هستی که بهت فوق دیپلم دادن ول کن دیگه
ولی بازم از رو نمیره که نمیره
یه تکنسین اورژانس دیگه هم داریم که پسر بسیار گلی هست . مودب سربه زیر و بی ادعا.اگه سوالی هم میپرسه میخاد یاد بگیره . شهرشون هم از اون یکی هم بزرگتره هم معروف تر
پرستار داریم که خیلی باسواد تر از این بشره و خیلی متواضع تر
حالا خوبه همه مون میدونیم وظیفه و نقشش چیه و تحصیلاتش چقدره
اگه پرستار بودی چیکار میکردی
خلاصه که همه جا معادل غربت نیست که لاف بزنی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 فروردین 1397 :: نویسنده : مهربان
پزشک در حساس ترین حالت بیمار، کنارشه
بیمار در ترسناک ترین حالتش به پزشک مراجعه میکنه
بهش اعتماد میکنه و خودشو دست پزشک میسپاره
هیچ انسانی ارزش اعتماد رو نداره
ادما خسته میشن اشتباه میکن عصبانی میشن
باید صبور باشی
واسه پرشک شدن هم باید برخورد با بیمار رو بدونی و هم برخورد با بیماری رو
پزشک و بیمار روی هم تاثیر احساسی میزارن
به نظر من بعد از اینکه شما روانپزشک شدی و چندسال با بیمارای اعصاب و روان کار کردی مشکل دار میشی
وقتی انکولوژیست باشی و مرتب مریض سرطانی ببینی مشکل پیدا میکنی
پزشک که شدی بابد بتونی از خودت بگذری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 فروردین 1397 :: نویسنده : مهربان
یعنی میخاین بگین تا حالا موقع پرواز یا فرود ، آرزو نکردین هواپیما سقوط کنه؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :